از کتاب‌سوزی تا کتاب‌شویی

دوستانی که رسانه‌ای در اختیار دارند اگر بتوانند این بیانیه را انتشار دهند، خدمتی به فرهنگ کشور ما کرده‌اند.

بیانیه فرهنگیان مهاجر افغانستان،راجع به واقعه در آب افکندن هزاران جلد کتاب در ولایت نیمروز.

 

کتاب، این گنجینه معارف بشری، از دیرباز در میان جوامع متمدن و فرهنگ‌دوست حرمت خاصی داشته است، به‌ویژه در کشور ما که دارای سابقه روشنی در دانش‌دوستی و فرهنگ‌پروری بوده است.

با این همه نمی‌توان از یاد برد سرگذشتهای تلخی را که در مقاطعی از تاریخ بر کتابها و کتابخانه‌ها در کشور ما رفته است، از دوران تهاجمهای مغولان گرفته تا عصر حاکمیت سیاه طالبان. چنین بوده است که جامعه ما گاه به گاه شاهد کتاب‌سوزی‌ها و کتاب‌شویی‌ها بوده است و چه خسارتها که از این ناحیه بر فرهنگ مکتوب کشور وارد شده است.

واقعه معدوم کردن و در آب افکندن کتابهای متعلق به جمعی کتابفروش و ناشر در روز دوم جوزا (خرداد) 1388 که در ولایت نیمروز و با آگاهی و هدایت وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور صورت گرفت، یادآوری ماجراهایی بود که پیش از این بر سر کتاب و کتابخوانی در کشور ما آمده بود، آن هم در روزگاری که فرهنگ مکتوب کشور بیش از هر زمان دیگر آسیب دیده است و دولت اسلامی افغانستان هم بیش از هر زمان دیگر مدعی رعایت قانون‌مداری و مردم‌سالاری است.

ما، مراکز و مؤسسات فرهنگی،هنری،ادبی، دانشجویی و جمعی از نویسندگان، ناشران، ویراستاران و روزنامه‌نگاران کشور ضمن نگرانی از وقوع چنین حوادثی در زمانه‌ای که فرهنگ جهانی به سوی مدارا و شکیبایی میل دارد، ضمن اظهار همدردی با کتابفروشان و ناشران خدومی که در این زمانه عسرت سرمایه مادی و معنوی خود را صرف گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی کرده‌اند، این رفتار متعصبانه و غیرمنصفانه را محکوم می‌کنیم و از دولت افغانستان خواستاریم که ضمن اعاده حیثیت از خدمتگزاران کتاب و کتابخوانی در کشور و جبران خسارت سنگینی که از این ناحیه بر آنان وارد شده است، مانع تداوم چنین رفتارهایی شود.

هم‌چنین از دستگاههای مسئول خواستاریم که با تنفیذ و اجرای قوانین و مقرراتی شفاف و جامع برای نظارت بر انتشار و خرید و فروش کتاب، ضمن پرهیز از رفتارهای خشن و غیرفرهنگی که دیگر زمان آن سپری شده است، این زمینه را فراهم آورند که ناشران و کتابفروشان کشور با احساس امنیت مادی و معنوی به خدمت خویش ادامه دهند، چون هیچ پسندیده نیست که ارگانهایی که علی‌رغم وظیفه فرهنگی خود در این سالها حتی یک عنوان کتاب سودمند در زمینه فرهنگ و دانش کشور منتشر نکرده‌اند، فقط وظیفه محو و نابودکردن کتابها را برعهده داشته باشند، آن هم بدون احساس مسئولیت نسبت به خسارتی که از این ناحیه متوجه فرهنگ و دانش و خدمتگزاران آن در کشور می‌شود.

1-     مؤسسه فرهنگی،هنری وادبی (در دری).

2-     خانه ادبیات افغانستان.

3-     انتشارات عرفان(محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی).

4-     خانه کودکان افغانستان.

5-     شورای سرپرستی مدارس خود گردان مهاجرین.

6-     شورای فرهنگی آموزش مدارس مهاجرین.

7-     مؤسسه هنری هادی فیلم.

8-     مؤسسه فرهنگی هنری نما فیلم.

9-     انجمن فرهنگیان و هنرمندان افغانستان.

10- انجمن ادبی کلمه.

11- مؤسسه فرهنگی اجتماعی سراج.

12- نهاد علمی فرهنگی کوثر.

13- بنیاد فرهنگی تحقیقاتی علامه شهید بلخی.

14- مؤسسه فرهنگی پژوهشی راه فردای افغانستان.

15- مجمع فرهنگی دانشجویان افغانستان(فدا).

16- کانون تحصیل کردگان افغانستان.

17- نشریه بلخ دانشجویان افغانستانی دانشکده حقوق    و علوم سیاسی دانشگاه تهران. 

18- انجمن منادیان همبستگی.

19- انجمن دانشجویان افغانستانی دانشگاه های اصفهان

20- هیئت تحریر فصلنامه علمی پژوهشی کلکین دانشگاه اصفهان.

21- انجمن فرهنکی هنری (سایبان آبی)

22- مجمع دانشگاهیان افغانستان

23- مؤسسه علمی فرهنگی افق نوین

24-    فرهنگیان افغانستانی مقیم اصفهان وجمع بسیاری از فرهنگیان ساکن شهر های تهران،مشهد، قم، شیراز و...

/ 29 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زینب سادات

سلام من کتاب چهره ی ممنوعه ی من رو خوندم .نویسنده ش یه خانم جوان افغانی هست که به کتاب هم خیلی علاقه داره متاسف شدم وقتی این خبر رو شنیدم مردم افغانستان مردم با فرهنگ و با اخلاقی هستن انشالله کشورتون به زودی از این نابسامانی در بیاد

زوار

عرضم به حضور شما که از به اب انداختن این کتابها خساره متوجه خدمتگران علم و فرهنگ شده که اسمء بعض از انها را جناب کاطی نوشته اند . یکی از ان بنیاد های به اصطلاح فرهنگی ( بنیاد فرهنگی و تحقیقاتی علامه شهید بلخی ) است . برای معلومات شما : جناب اقای بلخی در میان اهل شیعه افغانستان نماینده ( اخوان المسلیمن ) ( جامعه الاازهر مصر ) بود که مستقیماء از محمد قطب و سید قطب دستور میگرفتند . ایشان توسط تزریق دوای مخدره قوی در شفاخانه کشته شدند . ایشان کسی بودند که میخواستند از افغانستان فلسطین ثانی بسازند و ایشان یکی از بنیان گذاران نفاق سنی و شیعه و خانه جنگی بین پشتون و فارسی وان هستند . اولین قربانی اخوانالمسلیمن جناب حسس خان دانشجود علوم دینی دانشگاه کابل بود . این موسسات, که اقای کاظمی نام گرفته اند در باطن به پای بوسی ملاه های قمی خود را خوشبخت حس نموده اراجیف این جانیان و قصاص گر های ایرانی را برای خوشنودی این اراذل به افغانستان صادر میکنند . اگر ابولفضل میدانست که پس مانده هایش شما تفاله ها هستید . اصلاء کربلا به وجود نمیامد.

مریم

چرا ؟؟ این دولت که دیگه مثل طالبان نیست که ! این دولت چرا با کتابها این طوری می کنه ؟؟

زوار

در ان کتابها دوای درد اقتصادی و سیاسی و روحی جامعه را توسط تعویظ و دودی و شویست درست مینمودند . از ان کتابها منحیث مواد مخدره قوی برای تسکین درد و الم مردم رنج کشیده افغانستان استفاده میشد . اگر خداوند خالق استا و ما خالق خدانوند نیستم بس چرا انسانهای اولیه به آتش و رعد برق برف باران اعتقاد خدایی داشتند . و یا چرا شما خدا را درسن هفت سالگی شناختید و شروعه به ترسیدن از او نمودید .

زوار

مریم جان ! شما در طول زنده گانی تان یاد میگیرید که چطور خود را بشناسید . منظور از خواص انسانی است که تحقیق و تجریه انها دانش شمار ا زیاد و روح و حال شما را صیقل میکند .این در دو حالت ممکن است ‘ مستقیم زیر رنج بودن از همه جوانب . و یا تعقیب صمیمانه احوال شما توسط شما و بریده گی از همه عیش و عشرت و در عین زمان بودن با رفا . حرف زیاد است . یار زنده صحبت باقی .

محمدکاظم کاظمی

زوار عزیز. قدری مغلطه فرموده‌اید. از این که بنیاد فرهنگی تحقیقاتی علامه شهید بلخی در این بیانیه امضا کرده‌است و بر فرض گفتار شما علامه بلخی در نیم قرن پیش چنین شخصی بوده است و شما او را قبول ندارید، شما نتیجه می‌گیرید کتابهایی که نه توسط بلخی نوشته شده و نه توسط بنیاد تحقیقاتی بلخی چاپ شده است، باید در آب انداخته شود. مثل این است که کسی را به ناحق بکشند و یک نهاد فرهنگی به نام مثلا «بنیاد فرهنگی محمود طرزی» این کار را تقبیح کند و آن وقت کسی که با محمود طرزی مخالف است، بگوید خوب شد که آن فرد کشته شد چون محمود طرزی شخص نامطلوبی بود. فکر می‌کنم باید منطقی‌تر و منصفانه‌تر برخورد کرد. این شیوه برخورد جدل آمیز راه به جایی نمی‌برد.

زوار.

کاظمی صاحب ! بنیاد محمود طرزی اگر باشد و یامیبود اصل و نصب افغانی داشت و دارد . ولی بلخی مانند احمد خان ابدالی و صد ها ملاه دیگر و باد شاه های میان تهی افغانستان در 1400 سال اسلام همیشه نوکر افکار عرب ها بودند و حلا هم هستند . ما نمیخواهیم که مردم ما را خادم حسین و یا غلام علی نام گذاری نمایند . اصلا’ اسلام دین قتلو - قتلو است . هزاران خوانخوار تاریخی مانند اتیلاه و اسکندر و نروان و نابلیون کشتند و رفتند بی کارشان ولی محمد و علی و قراان هنوز دارد انسان میکشد . من جنگی با شما ویا بلخی ندارم ‘ جنک من با اسلام است که درس غلامی و کنیزی به مردمان ازاده کشور ما میدهند .

محمدکاظم کاظمی

زوار گرامی. بحث را به جایی دیگر برده‌اید. منظور من مقایسه میان طرزی و بلخی نبود. فقط خواستم با این مثال، شیوه استدلال شما را ارزیابی کنم. این که شما با اسلام مشکل دارید البته بحثی دیگر است و مقامی دیگر می‌طلبد. اما در هر حال باید شیوه استدلال ما درست و منطقی باشد. این دیگر ربطی به اسلام و غیر اسلام ندارد.

زوار :

کاظمی صاحب ! اول عرض نمودم که ان کتابها مذهبی بود که از یک اقلیت کشور ما سوگوارانی برای عربها ی 1400 سال قبل درست مینمود و یا در غم فاتحه خسر خیلان امام حسین یک عده ما افغانهار ا شریک ساخته مینشاند . به همین منظور و یا بر اثر عداوتی کشوری ان کتابها سوختانده شده در اب غرق شده اند . همچنان درست فرموده اید شیوه استدلال درست با اسلام ریطی ندارد .

جواد غلامی

من هیچ نظری ندارم فقط می خواستم با شما ارتباط برقرار کنم شعر های شما در کتابهای درسی ایران باعث افتخار من است دوستدار شما جواد خداحافظ