امروز با بیدل

بهار آمد، تو هم ای زاهد بی‌درد، تزویری‌!
چمن گل، شیشه قلقل، یار مستی، من جنون کردم‌

همیشه از زاهد انتظار می‌رود که از تزویر بدور باشد، ولی بیدل در اینجا گویا بر این باور است که این تزویر، دیگر جزء صفات ذاتی زاهد شده است. پس حال که چمن گل می‌کند، شیشه قلقل می‌کند، یار مستی می‌کند و شاعر جنون؛ و به واقع همه پدیده‌های هستی قابلیتهای اصلی خود را نشان می‌دهند، او هم باید تزویرش را به نمایش بگذارد. نوعی طنز در شعر نهفته است.
    یادکرد این نکته ضروری است که این «تزویری!» در واقع به جای «تزویری بکن» نشسته است. بیدل از این نوع بیان امری بسیار دارد. مثلاً می گوید
     خیالش برنمی‌تابد شعور، ای بیخودی‌! جوشی‌
     نمی‌گنجد به دیدن جلوه‌اش‌، ای حیرت‌! آغوشی‌
در اینجا «جوشی» یعنی «جوشی نشان بده» و «آغوشی» یعنی «آغوشی فراهم کن». به واقع نوعی حذف به قرینه معنایی در کار است. شاعر بخشی از فعل مرکب را حذف می‌کند و این علاوه بر آشنایی‌زدایی، به ایجاز سخن هم می‌افزاید.

/ 40 نظر / 63 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی تنکابنی

نظر سنجی در مورد رییس جمهور بعدی جمهوری اسلامی ایران در وبلاگ جبهه http://shahadat4.blogfa.com [گل][گل][گل]

صادق ایزدی

جناب اقای حامد بیت غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده امده بودم پیاده خواهم رفت را در گوگل جستجو کنید ان شاالله به کل شعر دست پیدا خواهید کرد در کتاب سنگ و خشت جناب استاد کاظمی صفحه 42 نیز این شعر امده است جناب آقای کاظمی و حامد عزیز دخالت در کار بزرگان و فضولی را بر بنده حقیر ببخشند

س.ه

با عرض سلام و تبریک سال نو از مطالب بسیار استفاده کردم استاد ارجمند سپاسگزارم

...

دیر مانی و شاد زی

عزیز فرهیخته، جناب کاظمی شعر بازگشت شما را در صدای امریکا شنیدم و این مقاله را بی درنگ نگاشتم. نخست اینکه من بعنوان یک ایرانی بواسطۀ آن همه جفا از رویتان شرمسارم. این مطلب کوتاه را امشب نکاشتم، باشد که مؤثر وافع افتد. با مهر

مهدی

با سلام نام وبلاگ شمابه دلیل داربودن شرایط لازم در لیست نرم افزار افغانستان قرار گرفت. این نرم افزار در نمایشگاه کتاب به نمایش گذاشته می شود. لطفا ما را نام آفتـــــــــــــــتاب afg لینک کتید. و اگر امکان دارد بنر ما را در وبلاگ خود قرار دهید. باتشکر مهدی محمدی

جا مانده

"مادر" ، دو بخش دارد "ما" هرچه می کشیم از بخش دوم است . . . یا زهرا

مدیریت موسسه فرهنگی اطلاع رسانی سپهر

سلام من مدیریت موسسه ای اینترنتی هستم واین موسسه مکانی خاص در کره زمین نداردوفقط در محیط مجازی اینترنت وجود دارد. من امروز به مدیریت وبم رفتم که دیدم این پیام برایم آمده که خواستم به آن عمل کنم واین مطلب توسط یکی از بینندگان وبم نوشته شده بود.: این پیام مال من نیست ولی بخونش: تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش.

صادق

زندگی در پیچ و تاب سعی، بیجا مردن است.