امروز با بیدل

سرو گل ناکرده آزادی مخواه
این ثمر وقف بهار بی‌بری است

بیت در نگاه اول مبهم می‌نماید، آن هم به خاطر «گل ناکرده» که ممکن است آن را همان گل واقعی بپنداریم و گل کردن را روییدن گل از سرو یا میوه کردن آن بدانیم. ولی در واقع «گل کردن» یک معنای کنایی دارد، یعنی «آشکار شدن»، «به جلوه رسیدن»، «تبارز یافتن». می‌گوید «تو تا سرو گل نکرده‌ای (تا وقتی که جلوه یا کیفیت سرو نیافته‌ای)انتظار آزادی نداشته باش.»

     در مصراع دوم این معنی تکمیل می‌شود. می‌گوید وقتی آزاد هستی که بی‌ثمر باشی. این ‌ثمر (آزادی) فقط با «بی‌ثمری» (بی‌میوه بودن) به دست می‌آید. به بیان دیگر، ثمر بی‌ثمری، آزادی است. بیدل از این نوع متناقض‌نمایی بسیار دارد:

     تماشای عجیبی داشت بزم بی‌تماشایی

     فسونهای تجلّی آفت نظّاره ما شد

     یا

     حیف همّت کز تلاش بی‌اثر سوزد دماغ

     خجلت نایابی مطلوب، مطلوبم بس است

     این را اضافه بکنم که در بیت مقصد ما هرچند «گل ناکرده» بیشتر بار کنایی دارد، به اعتبار کلمة «گل» یک مراعات نظیر با سرو و میوه هم پدید آورده است. بیدل این کار را بسیار می‌کند که تعبیرهای کنایی را متناسب با فضا انتخاب می‌کند. مثلاً در جایی می‌گوید «کباب گلشن داغم که شعله شبنم اوست» و اینجا هرچند «کباب بودن» به معنی «مشتاق بودن» است، «کباب» آن با «شعله» هم تناسبی دارد. به واقع یک کار دوگانه از کلمه کشیده است. من در کتاب «کلید در باز» در این مورد بحث کرده‌ام.

    این نکته هم گفتنی است که در بیت مقصد ما «سرو» با سکون «و» خوانده می‌شود، به این صورت «سرو، گل‌ناکرده». به واقع مثل این است که بگوییم «سرو ناگشته» یا «سرو ناشده».

/ 10 نظر / 37 بازدید
مهرداد

سلام دوست وبلاگ نویس عزیز از شما دعوت می کنم تا به تنها گروه وبلاگ نویسان یاهو بپیوندید ویژگی های گروه 1-تبادل لینک با بیش از50وبلاگ فعال بزودی بالای100وبلاگ2-عدم ارسال تبلیغات به ایمیل شما3-کسب در امد ماهانهتا60000تومان بصورت گروهی برای هر نفر_( بزودی) ارسال روزانه اخبار-اس ام اس –مطالب اموزش وبلاگ نویسی –کد های وبلاگ نویسی-لینک دانلود موسیقی ها و نرم افزار ها لینک عضویت http://groups.yahoo.com/group/Just-laugh/join

صادق ایزدی

سلام برکاظمی بزرگ در جایی از براهنی خواندم که در مورد داستانهای غلامحسین ساعدی گفته بود همیشه در داستانهای ساعدی یک پنهانی هایی هست که در دم دست ترین ولی عجیب ترین جای و فضای داستان نهفته است که کشف ان مشکل می شود این بیت از بیدل نیز آدم را به یاد این نوشته می اندازد ما بارها مثلا به شکل مثبت این کنایه را که مثلا فلانی کارش گل کرده است و یا فلانی گل کاشت را به کار برد ه ایم اما همین که این کنایه به شکل منفی و در فضایی متناسب با گل (به معنای واقعی )بکار می رود ذهن از این معنای کنایه ای دور می شود و به مشکل بر می خورد که حضرت عالی با کشف این ظرافت مخاطب را به سمت سوی معنای درست بیت رهنما شده اید هم بر بیدل به خاطراین پرده افکنی هنری و زیبا و هم بر شما به خاطر پرده بر افکندن درود خداوند به شما و خانواده عزت و سلامتی دهد

بهزاد نجفی

سلام بر استاد عزیزم کتاب «روزنه» ی شما برایم بسیار مفید بود و خلاصه ای از آنچه که می خواستم را در آن پیدا کردم.دستتان درد نکند . اگر وقت کردید و قابل دانستید سری هم به کلبه ی شعر من بزنید.

زینب

سلام استاد.نمی دونم چرا اینقد دیر به وبلاگتون سر میزنم.منی که با پیاده امده بودمتان گریسته ام و با همسایه چشم بد نرسدتان از خودم متنفر شده ام.باز اما خدا رو شکر.لینکتون می کنم که زیارت دوبارتون به طول نکشه.خدانگهدار

کیومرث مرادی

سلام بر دوست خوبم و استاد ارجمند! همیشه می خوانم ات و می نویسم ات!حالا می خواهم میزبان ات باشم به من سربزن! با غزلی تازه، خیره به در منتظرم مرا به یاد بیاور من قدیم ترم منی که پنجره های تو را نسیم ترم!

FARZANE BORHANI

سلام استاد از بچه های نشسته تقی ابادم خوشحال میشم به من هم سر بزنید