هفتاد و دو تيغ

آي دوزخ‌سفران‌! گاه‌ِ دريغ آمده‌است‌ 

سر بدزديد كه هفتاد و دو تيغ آمده‌است‌ <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

طعمة تلخ جحيميد، گلوگيرشده‌

چرك‌ِ زخميد ـ كه كوفه است ـ سرازير شده‌

فوج فرعونيد يا قافلة قابيليد؟

ننگ محضيد، ندانم ز كدامين ايليد

ره مبنديد كه ما كهنه‌سواريم‌، اي قوم‌!

سرِ برگشت نداريم‌، نداريم اي قوم‌!

حلق بر نيزه اگر دوخته‌شد، باكي نيست‌

خيمه در خيمه اگر سوخته‌شد، باكي نيست‌

خيمه تشنه است‌، غمي نيست‌، گلاب‌آلوده است‌

سجده بيمار، نه بيمار، شراب‌آلوده است‌

آب‌ِ اين باديه خون است كه وانوشد كس‌

زهر باد آن آب كز دست شما نوشد كس‌

شعله گر افسرد، خاكستر ما خواهد رفت‌

تن اگر خفت به صحرا، سر ما خواهد رفت‌

راه سخت است‌، اگر سر برود نيست شگفت‌

كاروان با سر رهبر برود نيست شگفت‌

تن به صحراي عطش سوخته‌، سر بر نيزه‌

بر نمي‌گرديم زين دشت‌، مگر بر نيزه‌

تشنه مي‌سوزيم با مَشك در اين خونين‌دشت‌

دست مي‌كاريم تا مرد برويد زين دشت‌

آي دوزخ‌سفران‌! گاه‌ِ سفر آمده‌است‌

سر بدزديد كه هفتاد و دو سر آمده‌است‌

شهريور 1368

/ 11 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
farhad

aali bod

محمدنعیم نظری

سلام استاد، این شعر زیبا را در ماه محرم که گذشت در یک محفل بزرگ دکلمه نمودم امیدوارم راضی بوده باشید؛ و قبل از دکلمه شعر سراینده اش (یعنی شما را) بحضار که اغلباً ایرانی بود معرفی نمودم. سربلند باشید

محمد هادي غمگسار

با سلام و عرض ارادت از طريق يکی از دوستانم با شما و اشعار زيبايتان آشنا شدم. نظری ندارم. فقط برای شما آرزوی موفقيت روزافزون دارم.

انجيلا(پگاهي)

سلام!شعر زيبای تانرا چند بار خواندم و فيض ها بردم .خوشحالم از آشنايی با سايت ارزشمند شما.موفق و سر افراز باشيد

حسن نژاد

استاد بزرگوار! سلام . هميشه شعرهايتان را دوست داشته ام و از نقد ونظرات خوبتان در باب شعر بهره برده ام . خواستم بگويم : سری به محفل ماهم بزن گناه که نيست/ اگر موافق ميلت نبود حاشا کن . منتظرم.بدرود.

نوید بهرامی

استاد عزیز سلام خسته نباشید اما باید خاضعانه عرض کنم این شعر شما در مصرعهای 5 و14و15و20و21و22 ایراد وزنی دارد .البته مقام استادی شما به جاست ولی بنده حقیر شایسته نمی دانم که مقامی چنین شامخ ایراد وزنی داشته باشد ولو اگر شعر قدیمیست می بایست آنرا تصحیح شده در اختیار مخاطب می گذاشتید .

محمدکاظم کاظمی

بهرامی گرامی. اين به واقع نوعی سکته عمدی است که در شعر ما معمول نبوده است و آقای علی معلم آن را به طور وسيعی آزمود و من نيز از آن بدم نيامد. من در بيشتر مثنويهايی که با اين وزن سروده شده است اين را دارم و البته می‌پذيرم که بسيار دوستان شايد اين را نپسندند. به هر حال از ريزبيني‌تان سپاسگزارم.

نوید بهرامی

استاد ارجمند سلام . تواضع شما ستودنيست .بسيار خوشحال می شوم اگر لطف نموده و سری به وبلاگ بنده حقير بزنيد . اميدوارم مرا از نظرات کارشناسی خودتان بی بهره نگذاريد .

Hamed Sadighain

سلام به آقای کاظمی به اشعار شما علاقه مندم لطفا شعر بازگشت خود را برايم ميل کنيد باتش

حیدر جها نی

با سلام در روزگاری که شعر وهنر در مکاره نام ونان رنگ میبازند شعر جسور شاعرانی چون شما پناه اهل ذوق میباشد کاش استاد از ایرادهای کوچک وزنی شعر معاصربیشتر حذر کنند مارااز نظرات استادانه واشعار تازه خود بی بهره مسازید با پوزش از جسارت حیدر جهانی