امروز با بیدل (سیزده)

حیرت‌دمیده‌ام‌، گل داغم بهانه‌ای است‌

طاووس جلوه‌زار تو آیینه‌خانه‌ای است‌

 

این همان بیت معروف و جنجال‌برانگیز بیدل است که بعضی‌، آن را بی‌معنی دانسته و بعضی برای اثبات معناداشتن و شرح آن‌، مقالاتی نگاشته‌اند.

به نظر من این بیت خود درِ بازی است که در جست‌وجوی کلیدش باشیم‌. من آن را به این شکل بسیار ساده دریافت می‌کنم‌: «من محو جلوة تو ام (حیرت‌) و اگر از داغ دوری می‌نالم‌، این فقط یک بهانه است‌. داغ‌داشتن دلیل دوری از جلوه نمی‌شود. در جلوه‌زار تو طاووس هم پُر از داغ است (لکه‌های انتهای پَر طاووس‌) ولی با این‌هم همانند آیینه‌خانه مشحون از دیدار توست‌.»

بیدل در جایی دیگر هم لکه‌های پَر طاووس را به چشم تشبیه کرده‌است‌.

این‌قدر یارب پرِ طاووس بالینم که کرد؟

بسته‌ام صد چشم‌، اما یک مُژه نغنوده‌ام (ص 828)

/ 6 نظر / 119 بازدید
جمال

استاد با سلام من يک عذر خواهی بلند بالا از بابت کلاسها به شما بدهکارم. کلاسهای کورل و پريمير را عرض می کنم که ما رايزن و واسطه بوديم. بهر حال به زودی جبران می کنم. به ما هم يک سری بزنيد خوشحال می شويم. موفق باشيد و ضمن اينکه از مقاله دريجه های روبرو لذت بردم.

Amir barzgar

دوست عزيزم شاعر ارجمند جناب کاظمی با سلام؛ با ملاحظه سايت آن عزيز و افاضات فاضلانه شمانهايت خوشحالی و مسرت نصيبم گرديد. به ياد روز هايی افتادم که در کمال صفا و صميميت با من بنده مکاتبه می کردي و امروز اين منم که بايد با تو مکاتبه کنم.ابایی ندارم در صورت فرصت افتخار هم میکنم؛ به وجودت و فضل و هنرت. معهذا به یاد دوران نخست آشنایی و ۲۵ سال ضمایم آن انتظار یادکردی از سوی ان عزیز دارم . هر چند که ما ز جمله درویشانیم وز فرقه فقر و قوم بی خویشانیم گر هست علی مراد و مولای شما ما نیز مرید حضرت ایشانیم يا علی امير برزگر خراسانی

سخيداد هاتف

جناب کاظمی صاحب سلام. من " امروز با بيدل" را با شوق دنبال می کنم. برای تان از خداوند توفيق بیشتر می طلبم. اما در باره بيت : من اولين باراست که اين بيت را می خوانم. به گمان من ، در اين بيت بيدل از دو مقام حيرت و حسرت سخن گفته است. می گويد: " من آيينه خانه ای هستم که در من ( در برابر جلوه تو) جز حیرت نمی رويد. حسرتم دستاويزی برای سخن گفتن از اين حيرت است ، وگرنه چه جای حسرت است." مصرع دوم هم به نظر من نه ادامه مصرع اول است و نه حاوی اشاره مستقل به طاووس آنچنان که اشاره کرده اید. مصرع دوم تنها بيان ديگری- بيانی موازی- از مصرع اول است. مثل اينکه بيدل پس از مصراع اول با اشاره به خود گفته باشد :" آری ، طاووس جلوه زار تو – که من باشم- آيينه خانه ای است که در آن حيرت دميده باشد".

سخيداد هاتف

علی اکبر دهخدا ( بنا بر قول کمال الدین دمیری در حيوة الحيوان) از جمله صفات طاووس "در پر خويش به شگفتی نگريستن " را ذکر می کند. با اين توضيح ، بیدل با تکرار مضمون مصرع اول در مصرع دوم ، در مجموع می گويد: " من طاووس جلوه زار تو ام. در من ،در پر من ، در آيينه خانه هستی من ، جلوه تو می تابد و همان است که غرق حيرتم میکند ، وگرنه نگريستنم در خويش( در داغ های پر خويش ) چه شگفتی تواند آورد؟ آن نگريستن بهانه ای بيش نيست. "

محمدکاظم کاظمی

جناب برزگر سرافرازم کرده‌ايد. شما اولين شاعری بوده‌ايد که من شعرم را به او ارائه کرده‌ام. شايد شما به خاطر نياوريد. در سال ۱۳۶۵ و پيش از آشنايی‌ام با محافل و مجامع شعری، چند شعر از خودم را برای اصلاح به حضورتان فرستادم و شما بزرگوارانه ارشاد کرديد و اين نخستين بار بود که يک شاعر حرفه‌ای شعرم را می‌ديد و اصلاح می‌کرد. به همين لحاظ خاطر شما برايم بسيار عزيز است. اين نکته را در گفت‌وگويی هم اخيرا ذکر کرده‌ام.