دو مذهب ـ 1

چرا افراد به راحتی تغییر مذهب نمی‌دهند؟

یادداشت: این یک سلسله بحث در مورد اختلاف‌های مذهبی میان مسلمانان است. همین اول بگویم که من دین‌شناس نیستم و بحث من هم یک بحث تخصصی اعتقادی نیست. این نظر یک مسلمان عادی است که کتاب‌هایی خوانده و مطالعات مختصری دارد و مهم‌تر از آن با اهالی هر دو مذهب شیعه و سنی نشست و برخاست و رفاقت داشته است. من نه می‌خواهم (و نه اصلاً می‌توانم) حقانیت یک مذهب یا باطل بودن دیگری را ثابت کنم. فقط از منظر رفتاری و اجتماعی بحث می‌کنم.

می‌دانم که بسیاری‌ها مرا ملامت خواهند کرد. ولی چرا وارد این بحث می‌شوم؟ چون می‌پندارم یکی از خطرهای بزرگ که جامعه اسلام (شیعه و سنی) را تهدید می‌کند و این تهدید هر روز بیشتر می‌شود، تفرقه و افراطی‌گری است. به نظر می‌رسد که ما از این نظر در آستانه یک بحران بزرگ هستیم. دشمنان دانا و دوستان نادان دست در دست هم نهاده‌اند و آتش نزاع‌های مذهبی میان مسلمانان دوباره روشن شده است و متأسفانه در حال گسترش است.

من فکر می‌کنم که علمای دین ما برای پیشگیری این بحران وظیفه‌ای سنگین دارند. در واقع نیز خاموش کردن این آتش، کار علماست، نه کار امثال من. ولی از طرفی نمی‌توانم احساس وظیفه نکنم، چون فکر می‌کنم هر کدام ما اگر یک قطره آب هم بپاشیم، غنیمت است. من این را در این لحظه برای خود یک مسئولیت انسانی و اسلامی می‌بینم و نمی‌توانم از آن بگذرم.

دوستان گرامی! اگر موافق این سلسله بحث‌ها هستید، در انتشارشان بکوشید. اگر هم مخالفید، لااقل پیام توهین‌آمیز و تفرقه‌افکن ننویسید که حذف خواهد شد. من فقط پیام‌های منصفانه و سازنده را باقی خواهم گذاشت.

 

اگر قدری به تاریخ نزاع‌های مذهبی ما بنگریم و قدری هم به رسانه‌های امروز، درمی‌یابیم که بخش مهمی از انرژی و توان هر دو مذهب صرف بحث‌هایی برای اثبات حقانیت مذهب خودی و باطل بودن مذهب طرف مقابل شده است. ولی در عمل کسانی که به سبب این بحث‌ها تغییر مذهب داده‌اند بسیار نبوده‌اند. توجه داشته باشید. نمی‌گویم نبوده‌اند، بلکه می‌گویم بسیار نبوده‌اند.

چرا چنین است؟ بیایید خود را در مقام بحث فرض کنید. فرض کنید که شما یک شیعه‌ی معتقد و محکم، با یک نفر از اهل سنت بحث می‌کنید و در نهایت مغلوب می‌شوید. (شاید اکنون شما بگویید من هیچ‌گاه مغلوب نمی‌شوم چون برحق هستم. ولی خوب موقتاً این فرض را بکنید تا به نتیجه‌ای برسیم.) واقعاً اگر شما روزی یکی از اهل سنت در مقام بحث شما را شکست بدهد، سنی خواهید شد؟ من فکر می‌کنم که احتمالش خیلی کم است. حداکثر این که خواهید گفت «خوب شاید من اطلاعات قوی و توانایی بحث نداشتم که شکست خوردم. حتماً اگر یک عالم ورزیده ما بود، شکست نمی‌خورد که هیچ، حتی پیروز هم می‌شد»

شما آنگاه به احتمال قوی به یک عالم شیعه یا کتاب یا انترنت مراجعه می‌کنید و می‌بینید که جواب آن حریف سنی شما چه بوده است. بعد هم به جوابی که شما را قانع کند می‌رسید، چون عالمان ما هم برای بحث کردن و ردّ موضع طرف مقابل کاملاً ورزیده هستند. پس نهایتاً قضیه برمی‌گردد به سر جای اول.

خوب با این فرض، انتظار ندارید که حریف سنی شما هم اگر شکست بخورد همین کار را بکند؟ او هم در دل خواهد گفت «حتماً من اطلاعات نداشتم که شکست خوردم.» و بعد هم اگر هنوز دغدغه‌ای و نگرانی‌ای داشته باشد، به یک عالم یا کتاب اهل سنت مراجعه می‌کند و خود را آرام می‌سازد.

به همین دلیل است که با همه انرژی‌ای که برای اثبات حقانیت یک مذهب و ردّ مذهب دیگر صرف شده است، بازده کار بسیار نبوده است. البته بسیاری‌ اشخاص تغییر مذهب داده‌اند، ولی بدنه اصلی جامعه اهل سنت دنیا، همان است و بدنه اصلی شیعه نیز همان.

حالا یک موضوع دیگر. واقعیت این است که این بحث‌ها هم اگر اثری دارد، بر شیعه و سنی افراطی ندارد. آنانی که بر اثر این بحث‌ها احتمالاً تغییر مذهب می‌دهند، افراد معتدل هستند. خوب این آدم معتدل اگر در مذهب خود باقی می‌ماند هم چندان فرقی نمی‌کرد. ما خیلی تلاش کرده‌ایم و مثلاً رنگ نارنجی را سرخ ساخته‌ایم. یا سبز پسته‌ای را سبز چمنی ساخته‌ایم. زیاد فرق نمی‌کند. مهم این است که بتوان سیاه را سفید ساخت.

من در قسمت بعدی بحث می‌گویم که به نظر من چرا اگر یک شیعه یا سنی معتدل در نهایت تغییر مذهب دهد، چندان فرقی نمی‌کند و مشکلات اصلی ما همچنان بر جای خود هست. اینجا اجمالاً بگویم که مشکل اصلی ما دو مذهب داشتن نیست، بلکه افراطی‌گری در هر مذهب است.

/ 20 نظر / 83 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

سلام دوست عزیز مطالبتوونو خووندم و فیض لازمو بردم اگه مایلید ب اشعار منم نگاهی بندازید و اونو نقل کنین و باتبادل موافقم خبرم کنید سپاس فروان

آنتی باکتریال

سلام ، اینکه جرات کردید و این بحث رو مطرح ساختید جای تبریک دارد ، دوم اینکه جناب کاظمی عزیز باید بگویم شتر سواری دولا دولا نمیشود، این وادی ، وادی غریبی است برای مذهبیون ، اگر وارد شوید بدانید که : (آه از این ره که در وی خطری نیست که نیست) ، اینجا باید شولای مذهب ارثی را از تن بدر آری و تلویحا شک بورزی بر آنچه تا حال بر آن یقین داشته ای، اینجا اگر برای سوال آمده ای و بحث ، بدان که این دریا چه موج خون فشان دارد ، اگر برای تبلیغ آمده ای که همان آب و همان هاون قبل است ، پس بیهوده مکوش! باز هم تبریک میگویم بابت شجاعت و مطرح ساختن تاملات درونی ، باید چنین صف شکنی ها و بیداری ها از جانب بزرگانی چون شما باشد تا دیگرانی چون ما نیز زمان شرکت در مباحثه داشته باشیم. درباره اصل بحث باید بگویم که مساله قبل از آنکه مساله دو شق از یک اصل باشد ، مساله خود اصل و ریشه که همان دین میباشد،است . اینکه دین چه سیستم دفاعی دارد که بر دین دار تاثیر میگذارد ، اینکه ذات دین آیا ذات پرسش و پاسخ است یا عبد بودن و اعتقاد؟ و آیا اساسا دین نیازی به پاسخگویی فلسفی در مورد ماهیت خود دارد؟ ... بحث ، بحث بسیار پیچیده و عمیقی است که نیاز دارد

آنتی باکتریال

... تعصب را به کنار بگذاری و در مقدسات شک را روا بدانی و فرض را بر این بگذاری که خداوند باریتعالی اینگونه بالفضولی ها را بر ما بندگان ناسپاس خواهد بخشید و ما را مستحق خواباندن در محکمه ی اخروی و اعمال قانون ،از آنسان که افتد و دانی !!!، نخواهد دانست، انشالله! و باز گذشته از درگاه قدسی خداوند رحیم ، باید شجاعت تیغ و دشنه های رویارو و از پشت شریعت مداران آگه از کنه عالمین را نیز داشته باشی . آنگاه و با در نظر داشت این مسائل وقت کافی و توجه وافی در این زمینه بکار بندی ، انشالله خلاصه اینکه منتظر ادامه نظر شما خواهم بود ، تا حاصل مداقه خویش را در مورد تاملات فکری شما مرقوم سازم. ره میخانه و مسجد کدام است که هر دو بر من مسکین حرام است نه در مسجد گذارندم که رند است نه در میخانه کین خمار خام است میان مسجد و میخانه راهی است بجوئید ای عزیزان کین کدام است عطار نیشابوری

علی

سلام بزرگوار فرمودید: "حالا یک موضوع دیگر. واقعیت این است که این بحث‌ها هم اگر اثری دارد، بر شیعه و سنی افراطی ندارد." و "آنانی که بر اثر این بحث‌ها احتمالاً تغییر مذهب می‌دهند، افراد معتدل هستند. خوب این آدم معتدل اگر در مذهب خود باقی می‌ماند هم چندان فرقی نمی‌کرد." آن چه که از متن شما برداشت میشه اینه که: 1- اهل مذهب رو به دو گروه افراطی و معتدل تقسیم کردید. 2- تکلیف گروه افراطی با نامی که روشه مشخص شده! میمونه گروه معتدل، که اونم با این جمله "خوب این آدم معتدل اگر در مذهب خود باقی می‌ماند هم چندان فرقی نمی‌کرد" روشن میشه که چندان پایبندی و دامنه تاثیرگذاری نداره ... آیا به نظر شما این در این تقسیم بندی و متن جای گروه سومی که همانا افراد معتقد و پایبند به مذهب هستند خالی نیست؟! کسانی که نه دچار شل مذهبی هستند و نه دچار افراط. متاسفانه این خلاء و مفاهیم منتقل شده توسط این متن میتونه تاثیرات مخربی بر عموم مخاطبین داشته باشه. این تقسیم بندی متعلق به برخی جریانات سیاسیست که نام سستی و اتقاط خودشون رو اعتدال و پایبندی و دغدغه دیگران را افراط می گذارند. در ضمن اصل دغدغه ی شما قابل

سید علیرضا رئیسی گرگانی

درود و عرض ادب دارم و احترام محضر شما فرهیخته ، ادیب و شاعر توانمند جناب آقای محمد کاظم کاظمی میلاد با سعادت پیامبر عظیم الشأن حضرت ختمی مرتبت محمد (ص) ابن عبدالله و رئیس فقه آل محمد(ص) حضرت امام جعفر صادق (ع) بر شما و خانواده مکرم شما مبارک و تهنیت باد. از خداوند متعال برای شما ادیب گرامی و خانواده معزز سلامتی و سعادت مسئلت مینمایم. رئیسی گرگانی

محمد

سلام گفته اید: « آنانی که بر اثر این بحث‌ها احتمالاً تغییر مذهب می‌دهند، افراد معتدل هستند. خوب این آدم معتدل اگر در مذهب خود باقی می‌ماند هم چندان فرقی نمی‌کرد. » تعریفی سطحی از اعتدل به دست داده اید. در بحث شما جای فراد معتدل اما معتقدی که با خون و خون ریزی مخالف اند کجاست؟

اخوت

با عرض سلام و احترام مجله الکترونیکی اخوت به مناسبت هفته وحدت آغاز به کار کرده و در زمینه مسائل مربوط به جهان اسلام خاصه موضوع وحدت به فعالیت خواهدپرداخت. ما را از نظرات خیرخواهانه خود محروم نکنید. http://okhowah.com

علی

متاسفانه نظرم کامل ثبت نشده. در ادامه نوشته بودم: "در ضمن اصل دغدغه ی شما قابل ستایشه. اگر هم سختگیرانه مطلب شما رو مورد بررسی قرار دادم به خاطر این بود که شما رو ادیبی ولایی و بسیجی می دونم." ارادتمند

محسن پور

سلام استاد از نوشته هاتون استفاده می کنیم. پاینده باشید.