نکته‌های نگارش

بزرگ‌ترین عیب این جمله در کجاست؟

بهشت رضا بزرگترین قبرستان مشهد محسوب میشود.

«بزرگ‌ترین» را «بزرگترین» نوشتم؟ بله این عیبی است، ولی بزرگ‌ترین عیب نیست.

«می‌شود» را «میشود» نوشتم؟ بله، ولی این هم بزرگ‌ترین نیست.

عیب بزرگ در «محسوب می‌شود» است. «محسوب شدن» برای وقتی است که قضیه‌ای اعتباری در کار باشد، یعنی این قضیه در ذهن و زبان دیگران شکل گرفته باشد، خواه حقیقت داشته باشد  و خواه نداشته باشد.

مثلاً می‌توان گفت «در خانواده‌ی ما پدر رئیس محسوب می‌شود.» یعنی دیگران‌اند که او را رئیس خانواده به حساب می‌آورند. این قضیه موکول به پذیرش دیگران است. ولی نمی‌توان گفت «در خانواده‌ی ما پدربزرگ مسن‌ترین عضو محسوب می‌شود.» چون پیرترین شخص بودن، بسته به پذیرش یا رأی دیگران نیست، بلکه به ذات خود اصالت دارد. پس باید گفت «در خانواده‌ی ما پدربزرگ مسن‌ترین عضو است.» و به همین قیاس، «بهشت رضا بزرگ‌ترین قبرستان مشهد است.»

هدف من از نوشتن این یادداشت این بود که مسایل صوری نگارش مثل رسم‌الخط و نقطه‌گذاری، ما را از ساختار جملات و معنی کلمات غافل نکند. این را مخصوصاً برای کسانی می‌گویم که دغدغه‌ی شدید جدانویسی یا سرهم‌نویسی دارند و مهم‌ترین موضوع برایشان این است که مثلاً «کتابفروشی» بنویسند یا «کتاب‌فروشی»؛ «زندگی» بنویسند یا «زنده‌گی».

من نمی‌گویم رسم‌الخط مهم نیست، بلکه می‌گویم آنچه مهم‌تر است، انتخاب کلمات مناسب، ساختار درست جمله و روانی و زیبایی نثر است. این‌ها باید دغدغه‌های اصلی ما در نگارش و ویراستاری باشد.

باری در جلسه‌ای از جناب دکتر شفیعی کدکنی در مورد رسم‌الخط پرسیدند و این که چرا گاهی رسم‌الخط ایشان در چند کتاب مختلف یکسان نیست. ایشان گفت که در این مورد بسیار بی‌اعتناست. ممکن است در یک سطر «می‌شود» بنویسد و در سطری دیگر «میشود». رسم‌الخط او حتی در یک مقاله یا پاراگراف هم یکسان نیست. همین مقدار هم که رسم‌الخط در هر کتاب یکدست است، حاصل کار ویراستاران است.

ولی این مانع نمی‌شود که دکتر شفیعی کدکنی زبردست‌ترین پژوهشگر در زمینه‌ی ادبیات فارسی در عصر حاضر باشد با نثری بسیار فصیح، روان و زیبا.

پس سخن را خلاصه کنم. نگذاریم که رسم‌الخط برای ما حجاب شود و ما را از دیگر ظرایف و دقایق نگارش بازدارد. انتخاب درست واژگان و چیدن مناسب آن‌ها در جمله و آنگاه ترکیب داخلی و مجموعی جملات، خیلی مهم‌تر است.

البته این نکته را هم بگویم، تا باز از آن طرف بام نیفتیم. جناب دکتر شفیعی با همه بی‌اعتنایی شخصی به رسم‌الخط، آن را از سر مفاخره و به عنوان یک خصلت خوب طرح نکرد. ایشان گفت که خودش چنین است، ولی در همان حال، کتاب‌هایش را به ویراستار می‌سپارد. منظور من در این یادداشت نیز خوار انگاشتن مسایل صوری نگارش نیست، بلکه توجه به بعضی نکات مهم است که ممکن است در سایه‌ی مسایل صوری پنهان بماند. 

/ 17 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غلامعباس سعیدی

بلی، مخرج و شیوه ی تلفظ واجهای عربی با فارسی متفاوت است و این امر سبب شده که در خط فارسی امروز رابطه ی دوسویه ای بین واجها و حروف نباشد. به سخن دیگر گاهی یک واج را با چند حرف و گاهی یک حرف را برای چند واج به کار می بریم. مورد نخست مثل واج /s/ که با حروف س، ث، ص نشان داده می شود ومورد دوم مثل حرف واو (و) که در دو واژه ی ولی و دود یک بار برای همخوانِ (صامت) واو و یک بار برای واکه ی (مصوت) –و به کار می رود.. این مشکلات همان طور که قبلا عرض کردم گریزناپذیر و گزیرناپذیر هستند. تمام خط ها هم این مشکلات را دارند. جمله ی طنزآلود منسوب به شاتوبریان را هم برای همین آوردم. شما کافی است به تلفظ واژه های زیر در انگلیسی توجه کنید تا این مشکل را در خط انگلیسی هم ببینید: London, Night, Right, Lamb & … علت اصلی هم ایستا بودن خط و پویا بودن زبان است.

غلامعباس سعیدی

همکار خوب، چنانچه قبلا عده ای هرچند محترم و بزرگ طرفدار تغییر خط بوده اند، دلیل نمی شود که ما هم بشویم و باشیم. امروز دانش زبانشناسی نسبت به گذشته بسیار پیشرفت کرده وحقیقت های مسلم زبانی را و جهانی های زبانی را برای ما مشخص کرده است. تجربه تغییر خط ملل دیگر هم افزون بر این هاست. مشکل بزرگی که با تغییر خط پیش می آید گم شدن نشان های هم خانوادگی در واژه های عربیِ فارسی شده است. چون این بحث دراز دامن است از آن می گذرم. از جناب کاظمی بزرگ و همکار خوبم بانو یا جناب صمیعی عذر می خواهم. درود بر شما

شکوهنده

استاد سلام زمانی که شعر شما را در کتاب فارسی می خواندم هیچ وقت فکر نمی کردم شاید یک روزی این شعر را به یک کودک افغان درس بدهم. استاد ما در انجمن امداد دانشجویی امام علی اصفهان به کودکانی که نمیتوانند به مدرسه بروند تدریس می کنیم . گاهی اوقات خاطراتمان را در وبلاگمان می نویسیم. و الان که یک خاطره در ارتباط با افغانستان می نوشتم ، یاد شعر شما افتادم .پس با اجازه تان از شعر استفاده کردم. در ضمن از شما دعوت می کنم یک سر به وبلاگ ما بزنید و با نظراتتون ما را راهنمایی کنید. http://mahallehase.blogfa.com/post/219 یا حق

شکوهنده

استاد سلام زمانی که شعر شما را در کتاب فارسی می خواندم هیچ وقت فکر نمی کردم شاید یک روزی این شعر را به یک کودک افغان درس بدهم. استاد ما در انجمن امداد دانشجویی امام علی اصفهان به کودکانی که نمیتوانند به مدرسه بروند تدریس می کنیم . گاهی اوقات خاطراتمان را در وبلاگمان می نویسیم. و الان که یک خاطره در ارتباط با افغانستان می نوشتم ، یاد شعر شما افتادم .پس با اجازه تان از شعر استفاده کردم. در ضمن از شما دعوت می کنم یک سر به وبلاگ ما بزنید و با نظراتتون ما را راهنمایی کنید. http://mahallehase.blogfa.com/post/219 یا حق

حیدری

با سلام خدمت استاد فرهیخته لسان فارسی دری جناب کاظمی و تشکر از فرمایشات استاد سعیدی در پاسخ به آقا یا خانم صمیعی عرض نمایم عربی زبان اسلام دین خداوند کریم و پیامبر اعظمش میباشد و تغییر خط مسلمانان به نوعی دهن کجی به اسلام است همه میدانند تا قبل از قیام حضرت امام خمینی رحمت الله ایران مستعمره غرب بوده و حکام دست نشانده آن سیاست های دیکته شده غرب را در ایران اجرا میکردند پس طبیعی بوده است که بخواهند اسلام را از بلاد اسلامی دور سازند و برای مثال خط را غربی کنند تاریخ را تعویض کنند نامهای اسلامی را از تقویم دور کرده نام های من دراوردی را جایگزین نمایند همانطور که دوست دانشمند آقای سعیدی فرمایش نمودند هیچ دلیل علمی برای تعویض خط وجود ندارد و مردم فارسی زبان هرگز خواهان تغیر خط نمباشند من من حیث یک شهروند افغانستانی بعنوان همسایه فارسی زبان ایران هرگز خواستار تغییر خط زبانی مادری خود نمیباشم و مطمئنم دولت ایران به رهبری آیت الله خامنه ای که خود یک فرد ادیب و فرهنگ دوست است هرگز زیر بار این اسلام زدایی نخواهد رفت بلکه به نظر من باید نام های تعویض شده را به حالت اصیل تغییر دهد تا موجب اخت و برادری بیش از پیش

حیدری

برادری بیش از پیش ملتهای مسلمان و همزبان گردد آقای کاظمی از این صفحه شما کمال تشکر را دارم برایتان آرزوی موفقیت در عرصه علمی و ادبی و خدمت به هموطنان را مینمایم

افشین

سلام. بسیار مفید بود. متشکرم.

مریم ابولی

سلام وسپاسگزارم.یادآوری بسیاربه جایی است.

ونور

سلام جالب بود و کمی بیشتر از جالب لغت مناسب برای کمی بیشتر از جالب چی می شه؟[لبخند]

ali

مسایل جمع مسیل است لذا باید گفت مسائل