امروز با بیدل

کف پای حنابند که شورانید خاکم را؟

که دست قدرت از تخمیر آن بیکار می‌گردد

دوستی با ایمیل‌، در مورد این بیت پرسیده است و من برای این که استفاده‌اش عام باشد، پاسخ را در وبلاگ می‌گذارم‌، هرچند بیت آن‌قدرها دشوار نیست.

به واقع در اینجا ارتباطی میان «حنا» و «بیکار» وجود دارد و آن بدین سبب است که دست یا پایی که حنا بسته باشد از کار می‌افتد. شاید شما هم باری تجربه‌اش را داشته باشید که آدم وقتی حتی یک انگشتش را حنا می‌بندد، آن دستش تا وقتی که حنا رنگ بگیرد بلااستفاده می‌ماند.

بیدل به همین مناسبت در جایهای دیگری هم میان «حنا» و «بیکاری‌» ارتباط برقرار کرده است‌، از جمله در این بیت بسیار زیبا از یکی از بهترین غزلهایش‌

کجا دیدم ندانم آن کف پای حنایی را

که من عمری است گرد عالم بیکار می‌گردم‌

و نیز در این بیت‌

ندیدم جز ندامت ساز استغنای این محفل‌

کف دستی حنایی کردم و بیکار گردیدم‌

و در بیت مقصد ما اغراقی هم به کار رفته است‌. می‌گوید آن کدام پای حنابسته است که حتی دست قدرت هم از ساختن آن بیکار می‌شود. یعنی آن حنا آن‌قدر قدرت دارد که دست‌ِ سازندة آن پای را هم بیکار می‌سازد.

اما شوراندن خاک به این اعتبار است که وقتی کسی راه می‌رود، طبعاً رفتار او غبار از زمین بلند می‌کند و شاعر خود را غباری می‌داند که به واسطة آن رفتار از حالت سکون و زمینیگری بدر آمده و به هوا برخاسته است‌. در این مضمون هم بیدل بیتی زیبا دارد:

باد دامانت غبارم را پریشان کرد و رفت‌

سرمه‌ام در گوشة چشم عدم آرام داشت‌

/ 13 نظر / 76 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین ابراهیمی

...آري اينجاست خدايي كه همين نزديكي ست گنبد زرد طلايي كه همين نزديكي ست .... استاد کاظمی عزیز سلام! به " سقاخانه" و نوشيدن جرعه اي شعر رضوي دعوتيد http://saghakhane.persianblog.ir

فریدون

سلام خسته نباشید آقای کاظمی می خواستم بدونم شعر خیمه برچیده شب سرد ... مربوط به شماست؟ ممنون

باقر

سلام اقای کاظمی میخواستم خواهش کنم که به وبلاگم سری بزنید ودر مورد نوشته هایم نظر بدید زیرا در اصفهان مجامع ادبی کم پیدا میشود خیلی ممنون

حسن خسروی وقار

سلامی به طراوت نسیم بهاری خدمت شما استاد خوبم. . شهید مهدی زین الدّین به ما آموخت برای افلاکی شدن باید خاکی شد... . به روزم و منتظر خواندن نقد و نظرهای سازنده ی شما هستم...

بختیارى

ولله الحمد قبل کل کلام.حقیقتا شاعر بزرگی که نرم افزار شعری هم به حساب می آید همان محمد کاظم کاظمی است.نمی دانم لیسانس معماری چه فلسفه ای می تواند داشته باشد!صفحه سیاه وبلاگم به سورمه ای راه راه!تغییر پیدا کرد.به علت فوت پدر میخواستیم پانزده روز وبلاگ را تعطیل کنیم!گفتیم صفحه سیاه برای این روزهاست دیگر.به روزیم.عمرتان باقی.

من

بسیار بسیار زیبا بود و استفاده کردم. رابطه ی حنا و بیکاری زیادی شگفت انگیز است.

سیدظاهرموسوی

سلام وعرض ادب به استاد ولی این شعرحضرت بیدل را استاد مظفری طوری دیگر تفسرکرده بود پیروز باشید