امروز با بیدل (صد و یازده)

عشرت سالگره تا کی‌ات؟ ای غفلتْ‌فال

رشته‌ای هست که لب می‌گزد از گفتن سال (ص 816)

در افغانستان، به «جشن تولد»، «سالگره» می‌گویند. من چنین می‌پنداشتم که این «سالگره»، شکلی تحریف‌شده از «سالگرد» است و می‌کوشیدم از کاربردش پرهیز کنم.. ولی گویا این کلمه‌ای است مستقل و دارای معنایی خاص. ظاهراً در قدیم، برای فراموش نکردن عدد سالها، در مورد سن افراد و یا وقایع مهم، رشته‌ای فراهم کرده و بر آن، در هر سال گرهی تازه می‌بسته‌اند.

این بیت بیدل که در آن، «سالگره» و «رشته» آمده است، مؤید این معنی است. شاعر «گره‌خوردن» رشته را «لب‌گزیدن» آن تصوّر می‌کند و این را باب عشرت نمی‌داند. در نظر او پایبندی به این امور، غفلت از چیزهایی مهمتر است.

اما چرا این یادداشت را درج کردم؟ شاید چون دیروز سالگرد یا همان سالگره تولدم بود. و من سی و هشتمین سال این زندگی توام با غفلت را به پایان بردم.

/ 11 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سخیدادهاتف

سلام . ورود تان به سال پر باری ديگر مبارک باشد.

حميد ضرابي

كاظمي عزيز سلام: عمرت دراز و ايام به كام و آشيانت هميشه سرسبز و آّباد باد!

امين

استاد کاظمی سلام. سالگره مبارک. استدعا می کنم هر چه زودتر مرحمت بفرماييد و در همين بخش بی زحمت بنويسيد که مصراع اول این فرد معروف حضرت بیدل (رح) چست؟ ((با همه شوخی مقيم پرده های راز ماند)) با تاسف من آن را فراموش کرده ام همين قدر بخاطر دارم که در مورد زبان و تفکر است. از شما قلباْ و قبلاْ متشکرم.

محمدکاظم کاظمی

ای بسا معنی که از نامحرمی‌های زبان / با همه شوخی مقيم پرده‌های راز ماند. ولی من اين بيت را در غزليات بيدل چاپ کابل به تصحيح استاد خليلی و خال‌محمد خسته نيافتم. همين طور بيت معروف «چه مقدار خون در عدم خورده باشم / که بر خاکم آيی و من مرده باشم» را هم نيافتم.

محمد

عجیبه!! خیلی حدس جالبیه. ولی قدیمیا اونقدر بیکار بودن که بخوان از این سال تا سال بعدی و بهمین ترتیب برو جلو تا اخر عمرش اون طناب رو نگه دارن؟ طناب نمی پوسیده؟

محمدرضا

بازم دستت درد نکنه استاد اينم مطلب قشنگی بود هم شاعرانه بود هم واژه ای تازه

امين

سلام استاد کاظمی! يک جهان تشکر. موضوع شعر به لطف شما نزد من حل شد. شما زنده باشيد.

sakhidad hatif

سلام کاظمی صاحب. امروز چشمم به بحث تلفون افتاد. به گمان من همان پیشنهاد شما یعنی تلفون در افغانستان مقبول تر است. در تلفظ انگليسی اين کلمه ( حد اقل در آمريکا) بخش دوم کلمه یعنی فون کشیده می شود. شادکام باشيد.

محمدکاظم کاظمی

محمد گرامی. گمان می‌کنم رشته‌ای مثلا ابريشمين و يا از جنسی بادوام بوده است نه يک طناب سطل چاه مثلا. بالاخره شايد آن‌قدر هم درايت داشته‌اند که طناب را گره نزنند و رشته‌ای با دوام انتخاب کنند. ولی اصل اين سنت مسلما وجود داشته است و من در جايی خارج از شعر بيدل ديدم که بدان اشاره شده است.

محمد

کلی ذوق کردم جواب دادین استاد......... خیلی ممنون از توجه و جوابتون. واقعا از شخصیت شما خیلی خوشم میاد! راستشو بخواین منظور من این نبود که بخوام حرف شما رو ردکنم فقط گفتم جالبه که قدیمیا اون (حالا فرضن رشته ابریشمی) رو نگه میداشتن واسه خودشون! همین بنظرم جالب اومد چونکه گره روی یک رشته خیلی راحت قابل وا کردن و خنثی شدنه!!! وگرنه از قدیمیا هر کاری برمی اومده!!