امروز با بیدل (بیست و شش)

کاش هجران دادِ من می‌داد اگر وصلی نبود

شمع تصویرم‌، که از من سوختن هم ننگ داشت‌

 

این بیت بسیار زیباست. نمی‌شد از آن گذشت.

بیدل با عناصری چون «شمع تصویر»، «گل تصویر» و «مرغ تصویر» بسیار مضمون‌سازی می‌کند. بیت بالا یکی از بهترین موارد از این دست است‌. شمع واقعی‌، اگر به وصل نمی‌رسد، حداقل خود را با سوختن و گریستن تسکین می‌دهد. ولی شمع تصویر، هجرانی دارد پایدار که نه به وصل می‌انجامد و نه به سوختن‌.

شمع تصویریم‌، از سوز و گداز ما مپرس‌

پرتوی از رنگ تا باقی است‌، با ما آتش است (ص 260)

 

در ضمن‌، بیدل گاه فعل ماضی را به جای مضارع می‌آورد. این جا نیز چنین کرده‌است‌. منظور این است که «ننگ دارد» این هم مثالی دیگر:

بس که بیدل بر طبایع حرص شهرت غالب است‌،

جان‌کنی‌ها سنگ هم در آرزوی نام داشت (ص 288)

/ 5 نظر / 6 بازدید
بيدل

اين بيت عجب حالت بودن شما را بيان کرده - شمع تصويرم‌، كه از من سوختن هم ننگ داشت ‌- يعنی بودن و نبودن.

هارون راعون

خيلی استفاده کردم، و لذت بردم، خدا سايهء تان را از سر وبلاگ ها کم نکند. خواستم بيتی از بيدل بزرگ نيز اينجا بنويسم: به انگشت عصا پيری اشارت مي کند ما را/ که مرگ اينجاست يا اينجاست يا اينجاست يا اينجا

salam be maa ham sar bezanin

Yama

داکتر صاحب سلام. موفق باشيد. يک سری به سايت شاعريکه اسمش سميع رفيع است و برعلاوه موسيقيدان و نويسنده هم ميباشد برنيد. البته من به همه شعرای افغان اين توصيه را ميکنم.اشعار اين شاعر نهايت پخته و ترکيب کلام آن بسيار زيباست.در این عصر میتوان به این شاعر (بیدل زمان) خطاب کرد.ما افعانها افتخار میکنیم که سمیع داریم. استاد گرامی: آیا میتوان این شاعر را با شعرای امروز افغانی مقایسه کرد؟ شما که صاحب نطر هستید ٫ نطر تان را دراین باره بگویید. شاد و موفق باشید ...یما

خار پشتک

به به! بیدل جان از جنتی که دیدی کمی بگو!