اندر باب جدانویسی و سر هم نویسی (2)

 

 «جانستان کابلستان‌» نثری دارد بسیار شیرین و مهم‌تر از آن‌، موضع‌گیری ستودنی نویسنده است نسبت به ارتباطات فرهنگی دو کشور و یادکرد این که مردم ایران غالباً همزبانان شرقی خویش را دست کم گرفته‌اند و از میراث فرهنگی و تاریخی آن سوی مرز بی‌خبرند و سخنانی از این دست که برای خوانندگان ایرانی کتاب سخت سودمند است‌. من خواندن این کتاب را به همه کسانی که دغدغة این میراث فرهنگی مشترک را دارند توصیه می‌کنم‌، به ویژه دوستان ایرانی‌. (من یادداشتی در مورد این کتاب نوشته‌ام که در وبلاگم خواهم گذاشت.)

    خوب‌. بناچار و علی‌رغم میل باطنی‌ام می‌پردازم به آن نوع از جدانویسی مفرطی که جناب امیرخانی بدان راغب است و چنین است که در مطلع کتابش می‌خوانیم‌.

    «رسم‌الخط این کتاب‌، مطابق دیدگاه مؤلف است‌.»

    اولین قضیه این است که به راستی انتخاب رسم‌الخط امری فردی است‌، مثل لباس‌پوشیدن یا غذاخوردن؟ یا امری جمعی است مثل قوانین راهنمایی و رانندگی‌؟ به گمان من زبان و نیز رسم‌الخط مجموعه‌ای از نشانه‌هاست میان گروهی از مردم و اگر هم نگوییم همه در انتخاب آن حق دارند، لااقل می‌توان گفت که همه در آن مؤثرند. من بیش از این بدین موضوع نمی‌پردازم‌، چون تحلیل دقیق آن از دایرة آگاهی من فراتر است و تخصصی در زبان‌شناسی و نشانه‌شناسی به کار دارد.

    از جانبی دیگر به نظر من راه عملی و منطقی تصرف در رسم‌الخط، این است که مؤلف پیشنهادهایش را به صورت مقالاتی علمی و یا تألیفاتی در این حوزه به نهادهای متولی رسم‌الخط فارسی مثل «فرهنگستان زبان و ادب فارسی‌»، «مرکز نشر دانشگاهی‌» و «دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتابهای درسی‌» و یا لااقل به بعضی مراکز عمدة چاپ و نشر ارائه کند و در صورت پذیرش این پیشنهادها از سوی این نهادها، آنها را عام و کاربردی بسازد، همانند حقوق‌دانی که نظریاتش در مورد ناکارآمدی قوانین مملکت را از مسیر قانونی در نظام قضایی مملکت رسوخ دهد.

    پس از این مقدمات می‌آییم و قدری به قول معروف قضیه را حلاّ جی می‌کنیم‌. چنان که در جایی خواندم‌، جناب رضا امیرخانی با این جدانویسی‌ها می‌خواهند قدرت ترکیب‌سازی زبان فارسی را روشن دارند و زمینه را برای ایجاد ترکیب‌های تازه فراهم سازند. مثلاً ایشان وقتی «ام‌روز» و «ام‌شب» می‌نویسند، غیرمستقیم به خواننده این را گوشزد می‌کنند که می‌شود به همین قیاس، ترکیب «ام‌صبح» را هم ساخت.

    من می‌پذیرم که وقتی اجزای ترکیبات را جدا بنویسیم‌، این قابلیت زبان‌، خود را بهتر نشان می‌دهد. مثلاً اگر «همراه‌» را «هم‌راه‌» بنویسیم‌، خواننده با تمرکز بر اجزای این ترکیب‌، ناخودآگاه حس می‌کند که می‌شود این «هم‌» و «راه‌» را با کلمات دیگری هم ترکیب کرد. آنگاه ممکن است زمینة دیگر ترکیب‌هایی از این دست نیز فراهم شود.

    این تا حدودی درست است‌، ولی قضیه این است که به همان میزان‌، متن برای خواننده‌، دشوارخوان و نامأنوس می‌شود. این مشکلی است که من در کتاب «جانستان کابلستان‌» داشتم‌، به گونه‌ای که بخشی از لذتی که از نثر شیرین و شیوای این کتاب می‌بردم‌، تباه شد.

    محتمل‌ترین پاسخ در برابر این سخن من و امثال من‌، می‌تواند این باشد که «شما هم به‌زودی به این رسم‌الخط عادت می‌کنید و آنگاه دیگر برایتان نامأنوس نخواهد بود.»

    بله‌. می‌توان انتظار داشت که اگر این رسم‌الخط رسمیت بیابد، تا حدودی برای مردم عادی خواهد شد، ولی مسلماً سرعت خواندن و درک مطلب در آن صورت برای خوانندگان، مثل اول نیست‌. وضعیت درست مثل کسانی است که تک‌انگشتی تایپ می‌کنند و در عین حال از تایپ خود هم راضی هستند. ولی با تایپ‌تک‌انگشتی چطور می‌شود ساعتی ده صفحه کتاب را تایپ کرد؟

    قضیة دیگر و مهم‌تر این است که به همین میزان که به مرور زمان خواندن‌ِ کلمه‌ای مثل «هم‌راه‌» برای مردم سهل خواهد شد و آنان بدان عادت خواهند کرد، دریافتی که از تک‌تک اجزای آن به عنوان یک ترکیب دارند هم کاهش می‌یابد. یعنی نقش ترکیبی کلمه ـ که پیشتر بدان اشاره کردیم و مورد تأکید جناب امیرخانی است ـ دوباره کمرنگ می‌شود. به واقع به تدریج و با عادت کردن مردم به شکل جدید، آن کلمه هرچند جدا نوشته شده است‌، حکم یک کلمة جامد می‌یابد.

     به عبارت دیگر اگر قرار باشد مردم با خواندن «هم‌راه‌» همان قدر مأنوس شوند که با «همراه‌» مأنوس هستند، به همان میزان جنبة ترکیبی این کلمه هم برایشان پنهان خواهد شد. آنگاه چه می‌باید کرد؟ باید برای یادآوری مجدد جنبة ترکیبی کلمه‌، آن را به صورت «هم + راه‌» نوشت‌؟

/ 25 نظر / 92 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رحیم

استاد با عرض سلام موفقیت تان را از بارگاه حضرت حق خواهانم. چند هفته قبل در تلویزیون صدای افغانستان پیر مردی را دیدم که آموزش زبان فارسی یا دری تدریس می کرد به شیوه ی که ما نیز دست پروردگان همان راه ورسم هستیم. بطور نمونه ما فقط یک نون را می شناسیم با نون اول وسط و آخر نا آشنایم. بخاطر کمک و نجات این کشتی توفان زده ی زبان و ادب فارسی از شما که استاد مسلم ادبیات و فرهنگ فارسی هستید . دو تقاضا داشتم اگر برایتان مقدور باشد لطفا کمک کنید. اگر امکان داشته باشد یک برنامه تدریس زبان فارسی از طریق تلویزیون آقای بیات ایجاد شود. دوم جای یک برنامه ی وسیعی ادبی فرهنگی شعر و شاعری و گفتگو و معرفی آن ها واقعا خالی است .شما حتما می بینید که وقت گرانبهای و با ارزش تلویزیون با چی برنامه های که نه به درد کشور و فرهنگ و مردم ما می خورد دارد تلف می شود . تقاضای ما بی مایگان بجای نمی رسد اما من مطمین هستم کسانی در میان دست اندرکاران تلویزیون آقای بیات است که گوش به درخواست و پیشنهاد سازنده ی شما بدهند. فقر فرهنگی به حدی است که یک متعلم صنف دوازده ازقدامت شهر بلخ بی خبر است

حسين ابراهيمي

سلام استاد نگاه امیرخانی به رسم الخط مثل نگاه محمود خان به سیاست کشوره ! هر دو تا دارن ساز خودشون رو می زنن و گوش به حرف احدالناسی هم نمیدن حالا این رویه چی نتیجه ای می ده سازی یه که صداش بعدا در میاد و این تاریخه باید قضاوت کنه مخلصیم

زهرا مشیر

سلام دوست عزیز اگه می خوای فقط بخش کوچکی از بی کفایتی مسئولان میراث فرهنگی رو ببینی به من سر بزن ضمنا وب خوبی داری لذت بردم

شادی

سلام اوائل فکر میکردم فقط ما معلمان دبستان هستیم که نمی توانیم تشخیص دهیم کدام کلمه را باید جدا نوشت و کدام را نه؟ و نمی توانیم جوابی پیدا کنیم برای این که چرا باید بنویسیم "بیش تر" ؟و دلیل علمی آن چیست که باید بنوسیم "بهتر"؟و اگر دلیل علمی دارد چرا نمی نویسیم "به تر"؟ واین "اقای فرهنگستان "(مطمئنم آقاست !)کیست که این قوانین را وضع کرده و خودش هم قوانین خود را زیر پا میگذارد؟(کتاب های دوره ابتدایی را ببینید.) حالا فهمیدم این ها قوانین کاملا سلیقه ای است که فقط چون فعلااین" آقای فرهنگستان " سلیقه اش این است رسم الخط هم این شده . من فقط میخواهم بدانم جواب این طفل معصوم هایی که تازه کتاب خواندن را یاد گرفته اند و هر روز با چشم هایی گرد شده از تعجب میپرسند : "خانم چرا کتاب داستان ها و مجلات رشد که مدرسه به ما داده این همه غلط دارد؟" را چه بدهم؟ بگویم مجله غلط نوشته؟بگویم هر دو جورش درست است؟ بگویم خودم هم نمیدانم؟یا بگویم خود آقایان هم نمیدانند ؟ وفقط هر کس برای اینکه ساز خودش را بزند و بگوید من هم صاحب سبک هستم حرفی زده؟ واقعا میخواهم اگر د

شادی

واقعا میخواهم اگر دلیل علمی واضح و روشنی دارد آن را بدانم . با تشکر

همیشه بهار

سلاام بر استاد گرامی از خواندن وبلاگ شما حض فراوان بردم با اجازه شما را لینک می کنم که هم از نظرات و هم مطالب شما استفاده کنم موفق و موید باشید

احمد

اعتقاد دارم که رضا امیر خانی آدم با ذکاوتی است و با اهداف مشخصی این کار را انجام می دهد. ولی به نظرم کسانی که می خواهند مثل او باشند (کم هم نیستند این روزها) شاید انقدر باهوش نباشند.

صحت و سقم

اوممم... مقال جنجال-برانگيزی را سر باز کرده‌ايد؛ کاش فرصتی‌ام بود تا دست-و-پنجه‌ئی بر کيبورد می‌فرسودم! پ.ن: جالب است که آشنائی با قوانين نوشتار اکدميک انگليسی، که از قضا بسيار منطقی و بی‌شبهه هستند، برای هم‌سو/همسو شدن نظرات متفرق ما خالی از کمک نيست.

azadie.ir

درخور تامل بود استاد!

سید روح‌الله عارفی

سلام استاد کاظمی با نظر شما کاملا موافقم موفق باشید