درباره‌ی سبک داوری هشتمین جشنواره‌ی شعر فجر

چند روزی به اعلام نتایج هشتمین جشنواره‌ی شعر فجر باقی مانده است. من نمی‌دانم نتیجه‌ی داوری چه خواهد شد، ولی گذشته از هر نتیجه‌ای که به دست آید، سبک داوری این دوره، اگر نگوییم یک انقلاب، لااقل یک تحول اساسی است، نه تنها در جشنواره‌ی فجر، که در کل جشنواره‌های شعر. این اولین بار است که می‌بینیم مراحل مختلف داوری شعر یک جشنواره از هیأت «چیزی که همواره باید پنهان بماند» بدر آمده و به صورت شفاف در معرض دید همه گذاشته شده است، آن هم در یک پایگاه اینترنتی.

http://fpoem.farhang.gov.ir/fa/home

در این پایگاه همه آثار رسیده و نیز آرای داوران جشنواره در برابر چشم همگان است و این چند حسن دارد.

  1. تا حدود زیادی راه ناداوری‌ها بسته می‌شود، چون وقتی هم آثار آشکار باشد و هم امتیازهای داوران، دیگر دست‌اندرکاران جشنواره حتی اگر بخواهند هم نمی‌توانند ملاحظات جنبی و مسایل پشت پرده را در کار دخیل سازند. جایی که مکانیسم داوری و آراء تک تک داوران پنهان باشد، هر کسی می‌تواند کم‌کاری یا بی‌مسئولیتی یا اعمال سلیقه‌های شخصی خود را پنهان دارد. برگزارکننده می‌تواند بگوید داوران چنین رأی دادند و داوران هر یک می‌توانند کاستی احتمالی را به گردن همدیگر بیندازند. چنین است که وقتی کسی به نتایج داوری معترض است، نمی‌داند که مشکل کار در کجاست و باید به کجا مراجعه کند. من به خاطر دارم که در یکی از دوره‌های جشنواره‌ی شعر فجر که من در جمله‌ی داوران بودم، شاعری توانا و صاحب‌نام که نامش در میان برندگان نبود و البته از نتیجه‌ی داوری ناراضی بود، از من خواست که لااقل این را بگویم که من شعر او را دیده‌ام و امتیاز خوبی نداده‌ام ـ که در این صورت بزرگوارانه پذیرای نظر من بود ـ یا نه، اصلاً شعر او به رؤیت من نرسیده است. و دردآور این که وقتی شعرهایش را فرستاد، دیدم که برایم کاملاً تازگی دارد و اگر به رؤیت ما رسیده بود، شاید جزء برندگان می‌بود. حالا شعر آن دوست، به چه ملاحظه‌ای و در چه مرحله‌ای از داوری حذف شده بود، تا هنوز برای من پنهان است. این خیلی بد است. پس حسن بزرگ این روش کنونی این است که ضریب اطمینان را بالا می‌برد.
  2. اما اطمینان یک چیز است و احساس اطمینان چیزی دیگر. بسیار وقت‌ها کار سالم انجام شده است، ولی به دلیل همین پنهان‌کاری‌ها، سوءظن می‌آفریند. این مشکل به ویژه از آن روی تشدید می‌شود که شاعر جماعت معمولاً ـ اگر شکسته‌نفسی نکنند ـ خود را یگانه‌ی دوران می‌دانند و چه بسا که موفق نشدن خویش در جشنواره را به پای ناداور‌ی‌ها و مسایل جنبی بگذارند. وقتی همه چیز شفاف باشد، هر کس می‌داند که انتخاب نشدن او بر اثر اتفاق یا حداقل اکثریت آرا بوده و لاجرم قناعت بیشتری حاصل می‌کند.
  3. شعرهایی که در این پایگاه عرضه شده است، می‌تواند یک منبع خوب برای دسترسی به آثار شاعران شرکت‌کننده باشد. بدین ترتیب هم دوستداران شعر یک گنجینه‌ی بزرگ از شعر امروز در دست دارند و هم پژوهشگران و منتقدان، در کارشان می‌توانند از این شعرها استفاده کنند. برای خود شاعران شرکت‌کننده نیز امکان ارزیابی شعرشان توسط خوانندگان و نیز مقایسه‌ی عینی شعرهایشان با دیگران، می‌تواند سودمند باشد.
  4. در این جشنواره تعداد داوران هر بخش به نسبت دوره‌های قبل بیشتر و این خودش احتمال خطا را پایین می‌آورد. در این دوره داوران بخش کلاسیک، ده نفرند، در حالی که در آن جشنواره که من داور بودم، پنج نفر بودند که دو نفر البته فقط نامشان در رسانه‌ها گفته شد و در جلسه‌ی داوری هیچ حضوری نداشتند، به اعتبار ضرب‌المثل «نام رستم به از خود رستم». من به تجربه دیده‌ام که تعدّد داوران در سلامت داوری بسیار موثر است، چون داوری شعر هرچند به ظاهر آن را کتمان کنیم، تا حدود بسیاری سلیقه‌ای است.
  5. و مهم‌تر از این‌ها، زمان کافی برای داوری است. در این سبک کنونی، هر داور حدود ده روز برای بازخوانی شعرها وقت دارد و این اصلاً قابل مقایسه نیست با دو سه ساعتی که در دیگر دوره‌های جشنواره در اختیار داوران مرحله‌ی نهایی بود. البته در آن دوره‌ها کل آثار قبلاً توسط گروهی غربال می‌شد و آنچه به داوری نهایی می‌رسید، بسیار نبود، ولی باز هم به نسبت اهمیت و حساسیت جشنواره، من لااقل از داوری‌ام در آن زمان کم، راضی نبودم. بگذریم از این که در آن مرحله‌ی غربال‌گری هم چه بسا شاعران دانه‌درشت از کناره‌ی غربال بیرون افتادند یا با دست برداشته ‌شدند، به دلایلی ناگفته.

 

البته این مکانیسم داوری هم عوارض و آفاتی دارد. از جمله این که ممکن است آشکار بودن نام شاعران، در نظرهای داوران اثر بگذارد. یا داوران از آرای همدیگر که در پایگاه انترنتی گذاشته شده است، تأثیر بگیرند. ولی ما بالاخره باید به آن مرتبه از رشد و بلوغ فرهنگی و مدنی رسیده باشیم که این امور در ما اثر نکند، به ویژه که بدانیم اگر جانبداری به خرج دهیم، کار ما از چشم دیگران پنهان نخواهد ماند.

.................................

من امیدوارم که داوری این مرحله از جشنواره‌ی شعر فجر، هم برای داوران راضی‌کننده باشد، هم برای شاعران. و نیز امیدوارم که این رویّه در دیگر جشنواره‌های شعر هم اثر بگذارد و داوری‌ها را از پرده بدرآورد. من نمی‌دانم که اختیار این روش به ابتکار دبیر جشنواره، جناب عبدالجبار کاکایی بوده است، یا فکری است که از قبل وجود داشته و اکنون عملی شده است. ولی هرچه هست باید شجاعت و درایت دبیر این جشنواره را تحسین کرد که شکل داوری در جشنواره‌های شعر را تا حدود زیادی ارتقا داده است. این ارتقای شکل، قطعاً ارتقای کیفیت را هم به دنبال خواهد داشت.

/ 20 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفیسه

دلم شده غرق سرور و شعف کعبه شده بهر علی یک صدف مرغ دلم رها شده به سوی ایوان باصفای شاه نجف (عیدتون و روزتون مبارک)[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

موسوی

عداوت العاقل افضل من صداقت الجاهل (قال رسول ا...) «... البته در آن دوره‌ها کل آثار قبلاً توسط گروهی غربال می‌شد و آنچه به داوری نهایی می‌رسید، بسیار نبود ...» با سلام، جناب کاظمی بنده هم با فرمایش و نظر شما موافقم. این برای شخص من ناگوار بود که در همین جشنواره هفتم قندپارسی، آثار (البته ناقابل) بنده در همان نخست، به فیض (و یا فیاضی) حضور دوستان، در دبیرخانه جشنواره حذف شد. در صورتیکه نهایت خواست من تنها خوانده شدن اشعارم توسط فردی چون شما بود! بدین ترتیب بنده را از همین کمترین خواسته محروم کردند. هر چه هم که در اعتراض به این موضوع داد کردیم، صدایمان را شنیدند، ولی گفتند اینها حرفهای جمعی معاند و مغرض است که می‌خواهند اعتبار جشنواره را مخدوش کنند! خب شما بفرمائید چه باید کرد؟ بنظر حقیر اینچنین روالی در مرحله نخست، بزرگ توهینی است به مقام داوری، و بی‌ارزش شماردن آنهاست از طرف دبیرخانه‌ها. آیا وظیفة دبیرخانه هماهنگی و تنطیم است؛ یا داوری؟ جناب کاظمی، در چنین شرایط مساله درستی یا نادرستی حضور در مقام قضاوت مطرح نمی‌شود؟ جایگاه عدالت کجاست؟ چنانچه ما به روز قضای حقیقی و موعود معتقد باشیم، آیا در آن روز

امیر حسین

سلام ! بله حرف هایی که زدید درست! یک چیزی بگویم بی شرمانه امیدوارم بهتان بر نخورد،من یک چیزی را نمی دانم که شما شاعران( من که چند تا دونه شعر گفتم!و فقط علاقه به شعر دارم و هرگز هم شعر چاپ نمیکنم)برای چه و که اینقدر شعر می گویید !شعر یک هنر است و هنر هم باید در خدمت دیگران باشد شما ها دارید شعر می گویید برای خودتان !یعنی فقط شاعر شعر می خواند نه غیر شاعر!در صورتی که یک خواننده آهنگی که می خواند را غیر خوانندگان گوش میدهند!به جای این کارها بنشینید فکر کنید که چه کار می شود برای فرهنگ شعر خوانی کرد!درست نمی گویم!؟؟؟؟؟؟

سیدعباس سیدمحمدی

سلام علیکم. با جست و جوی نام ادیب سلطانی رسیدم به یکی از مقالات وبلاگتان. ماشاء الله چه قلم روان و توانا دارید. در آن یک مقاله ی تان که خواندم، هیچ بوی لهجه ی عزیزان افغان ندیدم در نوشته تان.

گمنام

سلام البته کاش صبر می نمودید تا نتایج پایانی را ببینید این هم ترفند جالبی بود که دوباره شاهد ناداوریها باشیم چطور می شود از اینهمه خلق الله که در مرحله اول انتخاب شده اند بدون عنوان کردن نامزدهای پایانی به نفرات برتر آنهم جملگی از شهر مقدس تهران رسید ضمن اینکه در همین منتخبین پایانی اشعاری هست که حداقل در چند جشنواره شرکت نموده و حداقل قدمت این کارها به چندین سال قبل می رسد شاید این بار هم مثل دفعات گذشته فقط به اسمهای قشنگ رای داده شده یا به دوستان نزدیک خدا آخر همه داوران و بانیان و مجریان را ختم به خیر کناد

نژادهاشمی

با درود فراوان دعوتید به..... http://mabhot111.blogfa.com

بهمن صباغ زاده

سلام جناب آقای کاظمی از این که شما را در تربت دیدم خیلی خوشحال شدم. گزارش جلسه‌ای که 26/2/93 در تربت حیدریه برگزار شد می‌توانید در آدرس زیر ببینید http://bahmansabaghzade2.blogfa.com/post-1290.aspx

...

با عرض سلام و احترام جناب آقای کاظمی با پاسخی که دادید، بیش از پیش بر من روشن شد که در مورد شما اشتباه نمی کنم. آنچنان که دریافتم شما تنها آموخته اید که دیگران را به نقد بنشینید، اما تاب شنودن نقد دیگران را ندارید. حتی بخود زحمت نمی دهید پاسخ قابل شنیدنی عنوان کنید. الحق که در تمسخر دیگران بسیار استادید! اشتباه نشود! من خدای ناکرده با شخصی دشمن نیستم. عداوت من با ریاکاری است و تکبر. که غرور آزادراهی است میان انسان و شیطان. بله. آمین

...

با سلام بنده عرض خود را پس می‌گیرم. از بابت مطلبی که در بلاگ شما نوشتم عذرخواهی می‌کنم. امیدوارم حقیر را عفو کنید. با احترام