افتخارات ملی (سه)

     متن قرارداد، شرح و تفصیل به کار ندارد. فقط برای دوستانی از وقایع تاریخی اطلاع ندارند، توضیح می‌دهم که در سال 1840 میلادی‌، در اوج قدرت امپراتوری انگلیس‌، انگلیسهای مهاجم به کشور، با تسلیم‌شدن امیر دوست محمد خان و تبعید او به هندوستان‌، بر کابل و نواحی جنوبی و شرقی کشور مسلط شدند و شاه شجاع را به عنوان پادشاهی دست‌نشانده بر تخت نشاندند. این رفتارِ انگلیسها به زودی قیامی مردمی را برانگیخت که باز از افتخارات ملت افغانستان است‌. قیام در نهایت به محاصره‌ی نیروهای انگلیسی در یکی دو قلعه‌ی نظامی انجامید. انگلیسها بسیار کوشیدند که با خدعه و نفاق‌افکنی میان سرداران جهاد، آنان را به خود مشغول کنند و مفرّی بیابند، ولی موفق نشدند و در نهایت تن به مصالحه‌ای خفّت‌بار دادند.

     متنی که در پی می‌آید، پیش‌نویس آن مصالحه است‌. این را چند تن از سران جهاد، بدون این که حتی حکومت و پادشاهی پشت سرشان باشد، به زور قیام مردم بر انگلیسان تحمیل کردند. در هر ماده‌، درخواست طرف افغان و سپس جواب طرف انگلیس آمده است‌. این جوابها گاه قانع‌کننده نبوده و تبصره‌ی طرف افغان را در پی داشته است‌.

     گمان نمی‌رود که انگلیسها در طول دوران حکمروایی‌شان بر بخش عظیمی از گیتی‌، این خفتی را پذیرفته باشند که در این قرارداد (یا درست‌تر بگوییم توبه‌نامه‌) پذیرفتند. و نیز باید به خاطر داشت که این اولین شکست انگلیسها در متصرفات استعماری‌شان بود.

     من متن را از کتاب ارجمند «افغانستان در پنج قرن اخیر» مرحوم میر محمدصدیق فرهنگ نقل می‌کنم‌، کتابی هر فرد باسواد افغانستان‌، باید آن را یک بار بخواند.

 

     ماده‌ی 1 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: باید هیچ معطلی در حرکت عسکر انگلیس (به سمت هندوستان‌) رخ ندهد.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت است‌. آنها بیست و چهار ساعت بعد از آن‌که یک هزار مواشی بارگیر که اشتر یا یابو باشد دریافت کردند، حرکت می‌کنند.

     تبصره‌: به خودشان مربوط است باید کرایه‌ای را که می‌توانند تأدیه کنند.

     ماده‌ی 2 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: سرداران افغان با اردو همراهی می‌کنند تا کسی را برای مخالفت نگذارند و در تهیه‌ی آذوقه کمک کنند.

     جواب طرف انگلیس‌: بسیار خوب است‌.

     تبصره‌: سردار عثمان خان و شاه دولت خان‌.

     ماده‌ی 3 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: عسکر جلال‌آباد، پیش از حرکت قوای کابل به طرف پشاور حرکت نماید. (منظور لشکری است که در جلال‌آباد مستقر بود و بیم آن می‌رفت که به کمک سپاه‌ِ شکست‌خورده بیاید.)

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت داریم‌، آیا کسی را تعیین می‌کنید که با آن همراهی کند؟

     تبصره‌: عبدالغفور خان‌.

     ماده‌ی 4 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: قوای غزنی بعد از گرفتن ترتیبات باید به سرعت از طریق کابل به طرف پشاور حرکت کند.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت است‌. آیا شخصی را برای همراهی با آن تعیین می‌کنید؟

     تبصره‌: یک نفر از اقارب نایب و یا مهتر موسی‌.

     ماده‌ی 5 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: قوای قندهار و تمام عساکر دیگر انگلیس در افغانستان‌، باید به زودی به هند برود.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت است‌. باید شخصی با آنها همراهی کند.

     تبصره‌: نواب جبار خان‌.

     ماده‌ی 6 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: باید تمام دارایی امیر دوست‌محمد خان که در دست حکومت انگلیس یا افسران شخصی است‌، به‌جا گذاشته شود.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت است‌. آنچه در اختیار مأمورین رسمی می‌باشد معلوم است‌. آنچه نزد افسران خصوصی است نشان داده‌، بگیرید.

     ماده‌ی 7 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: آنچه از دارایی انگلیس‌ها که برده شده نمی‌تواند، محافظت خواهد شد و در اولین فرصت ارسال خواهد گردید.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت است‌. لیکن ما تمام اشیای باقیمانده را به نواب (محمد زمان خان‌) می‌دهیم‌.

     تبصره‌: باید توپها، جبه‌خانه و تفنگها به من (محمد اکبر خان‌) داده شود.

     ماده‌ی 8 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: در صورتی که شاه شجاع (دست‌نشانده‌ی انگلیسها) بخواهد در کابل بماند، ما سالانه به او یک لک روپیه تنخواه خواهیم داد.

     جواب طرف انگلیس‌: آنچه میل دارید بکنید و امیدواریم دوستی‌تان را به ما ثابت بسازید.

     ماده‌ی 9 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: هرگاه خانواده‌ی شاه شجاع نظر به قلّت مواشی از بارگیری بماند، تا وقت حرکتشان به سوی هندوستان‌، محلی را که حالا در بالاحصار در اختیار دارند برای اقامتشان تعیین می‌کنیم‌.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت داریم‌. عزت شاه‌، عزت درانی‌هاست و شایسته‌ی شما می‌باشد.

     ماده‌ی 10 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: وقتی که اردوی انگلیس به پشاور رسید، باید ترتیبات برای حرکت دوست‌محمد خان (پادشاه تبعیدی افغانستان‌) و سایر افغانها با اموال و عایله و اطفالشان گرفته شود.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت داریم‌. همه‌ی آنها با عزت و سلامتی اعزام خواهند شد.

     ماده‌ی 11 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: وقتی که امیر دوست‌محمد خان و سایرین به سلامتی به پشاور رسیدند، آنگاه عایله‌ی شاه اجازه‌ی عزیمت خواهد داشت تا بعد از عزیمت به محلی که تعیین شده برسد.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت داریم‌.

     ماده‌ی 12 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: چهار نفر مرد انگلیس طور گروگان در کابل خواهد ماند تا وقتی که امیر دوست‌محمد خان و سایر افغانها به پشاور برسند و آن‌وقت به مردان انگلیس اجازه‌ی حرکت داده خواهد شد.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت داریم‌.

     تبصره‌: باید شش نفر گروگان باشد.

     ماده‌ی 13 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: سردار محمداکبر خان و سردار عثمان خان عسکر انگلیس را تا پشاور همراهی خواهند کرد و آنها را به سلامتی به آنجا خواهند رسانید.

     جواب طرف انگلیس‌: موافقت داریم‌.

     تبصره‌: سردار محمداکبر خان‌.

     ماده‌ی 14 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: بعد از حرکت انگلیس‌ها روابط دوستانه دوام خواهد یافت‌، یعنی این‌که حکومت افغانستان بدون موافقت و مشوره‌ی حکومت انگلیس هیچ عهدنامه و رابطه با کدام دولت خارجی برقرار نخواهد کرد و اگر آنها کدام وقتی علیه حمله‌ی خارجی کمک بخواهند حکومت انگلیسی از ارسال چنین کمک مضایقه نخواهد کرد.

     جواب طرف انگلیس‌: تا جایی که به ما مربوط است‌، موافقت داریم‌. اما در این باره تنها حکمران کل هند صلاحیت دارد. ما بهترین مساعی را به کار خواهیم برد تا دوستی در بین دو دولت قایم شود و به لطف خداوند تعالی این آرزو برآورده خواهد شد و دوستی برای آینده وجود خواهد داشت‌.

     (در این مورد که چرا افغانان با وجود چنین شکستی که بر انگلیسان تحمیل کردند، باز هم در سیاست خارجی خواستار دوستی انگلستان بودند، مرحوم فرهنگ در کتابش توضیحاتی داده است‌. در واقع این یک حقیقت تلخ تاریخی است که همواره در جنگ قدرتمند و در تدبیر و سیاست‌، ضعیف بودیم‌.)

     ماده‌ی 15 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: هر کس که با شاه شجاع و انگلیس‌ها کمک کرده و خواهش رفتن را با آنها داشته باشد، برایش اجازه داده می‌شود. ما مزاحم او نخواهیم شد و اگر آنها در اینجا بمانند، هیچ‌کس از آنها نسبت به آنچه کرده‌اند بازخواست نخواهد کرد و به بهانه‌ای به ایشان اذیت نخواهد رساند. آنها می‌توانند مثل سایر سکنه در این مملکت باشند.

     جواب طرف انگلیس‌: ما یک چند کلمه را داخل کرده‌ایم و عین دوستی خواهد بود اگر شما با آن موافقت بکنید.

     ماده‌ی 16 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: اگر کدام نفر از آقایان انگلیس از روی ضرورت متوقف شود، با او تا وقت حرکت با عزت رفتار خواهد شد.

/ 6 نظر / 14 بازدید
غفار صفا

در نفس این عهدنامه که مایه’ افتخار است تردیدی وجود ندارد. اما درزمینه’ پابندی به این عهد مخصوصاَ ماده’ 14 ان و پیامد های بعدی بایستی با دقت بیشتری حوادث را دنبال کرد تا مبادا تحت تاثیر تابوی افتخارات ملی رفت.

داشجوی ادبیات داستانی

با سلام خدمت استاد! همه ی این سخنان متین است.ولی استاد امروز چکار کنیم با این همه سردرگمی نسل جوانمان؟

هدهد میرزا

سلام بر شما استاد گرامی 1ـ مطلب اولتان کوتاه بود. بهتر بود به بیشتر به مباحث مقدماتی و به قول طلبه ها مبانی تصوری و تصدیقی بحث می پرداختید 2ـ پست دومتون در این مورد خوندنی بود و نگاهتان به مسایل تاریخی جذاب، اما فقط از فتوحات گفته بودید/ برای بحث بهتر است که به ابتدا کلیات می پرداختید و سپس برای این کلیات به بیان مصادیق می پرداختید(ترکیب سه صد خیلی برایم جالب بود و خیلی فکر کردم که سیصد درست است یا سه صد!) 3ـ پست سوم هم که فقط به یک گزارش تاریخی می پردازد 4ـ سوال؟ شما چطور به دفاعی که چند صد سال پیش یک عده از افغان ها در برابر انگلیس ها انجام داده اندافتخخار می کنید؟ شما که در این جنگ صلح آمیز شرکت نداشته اید؟ شما چطور به چیزی که به شما تعلق ندارد افتخار می کنید؟(تنقیح منات پست اولتان + تعریض) 5ـ از صراحت بیام که گاهی تلخ است عذر خواهم. 6ـ در بند آن نیم که به دشنام یا دعاست یادش بخیر هر که ز ما یاد می کند یاحق

یک دوست

کاظمی عزیز ای چندان هم افتخار آمیز نیست. انگلیسی ها آنچه می خواستند یعنی تحت الحمایه کردن افغانستان توسط هند بریتانیایی بود که شده بود و دیگر فقط می خواستند عقب نشینی کنند و این تنها چگونگی حرکت را نشان می دهد با کلمات غیر دیپلوماتیک و خشن مانند این نمونه خنده دار اده‌ی 12 ـ پیشنهاد طرف افغانی‌: چهار نفر مرد انگلیس طور گروگان در کابل خواهد ماند تا وقتی که امیر دوست‌محمد خان و سایر افغانها به پشاور برسند و آن‌وقت به مردان انگلیس اجازه‌ی حرکت داده خواهد شد. جواب طرف انگلیس‌: موافقت داریم‌. تبصره‌: باید شش نفر گروگان باشد.

پرستوی سفید

سلام جناب استاد. آیا فایل های ارسالی به دست شما رسید. من مشتاق دریافت نظر و پاسخ شما هستم. امیدورام زودتر آن را بفهمم. با سپاس : حسینی

جهان بزرگی

سلام استاد عزیز ما با این افتخارات بزرگ شدیم و این مسایل چون خون در رگ های بدنمان می چرخد ... وقتی در مقدمه ی مجموعه شعر پارسی خواندم سید جما افغانی ناخودآگاه و بر اساس اطلاعاتی که داشتم گفتم این جا استاد بی انصافی کرده اند .... اما واقعیت این است که من هر گاه به دور از این احساسات به مساله ی ایران و همسایگانش اندیشیده ام هیچ گاه نتوانستم آن ها را بیگانه فرض کنم . و بسیار تاسف خورده ام که غربی ها هر روز متشکلتر می شوند و ما هر روز جداتر .... هر روز از اعماق تاریخ افسانه ای را چون بادکنک باد می کنیم تا ثابت کنیم که ما مثلا از افغان ها برتر بوده ایم و به فلان مردم حکومت کرده ایم و در آن کتیبه این نوشته و ... اما واقعیت این است که داریم پاره ای از وجود خود را انکار می کنیم ... از شما استاد بزرگوار گرفته تا من ... اگر به نوشته تان دقت کنیم خود شما نیز در مقام عمل به بسیاری از آنچه نوشته اید عمل نکرده اید ... در این مورد مفصل تر و در فرصتی مناسبت برایتان خواهم نوشت .....