آب در هاون

من از طرز خرامت می‌شناسم

دولتمردان ما در این اواخر از پاکسازی زبان‌های دری و پشتو از زبان‌ها و لهجه‌های بیگانه سخن گفته‌اند و عزم‌شان را برای پیشگیری از کاربرد زبان‌های دیگر در رسانه‌ها بیان کرده‌اند. این خبر به ظاهر خبر خوبی است و از یک تغییر برای ما می‌گوید. هر آن کسی که وضعیت نابسامان زبان‌های رسمی کشور و وفور بی‌رویه‌ی واژگان انگلیسی، عربی، روسی و دیگر زبان‌ها را در آنها دیده باشد، از پالایش زبان‌های رسمی ما خوشحال خواهدشد و بدین قضیه امیدوار.

ولی متأسفانه ابهام و جهت‌گیری خاصی که در این تصمیم نهفته است، چندان اجازه‌ی دوام این خوش‌بینی را به ما نمی‌دهد، چون وقتی این خبر را در کنار سابقه‌ی نامهربانی‌های دولت ما در قبال زبان فارسی می‌گذاریم، می‌بینیم که ظاهراً ماجرا چیز دیگری است. قضیه در واقع مثل این است که دولت اعلام کند که تصمیم دارد کارمندان فاسد و رشوت‌خوار را از یک اداره برکنار کند. این به ظاهر خبر خوبی است، ولی اگر ببینیم که در عمل کارمندان پاک و درستکار از کار برکنار شدند و به جایشان یک عده رشوت‌خوار دیگر وارد شدند، چه باید کرد؟

حقیقت این است که عملکرد نهادهای مسئول در کشور ما تا کنون روشن کرده است که آن‌ها بیشترین موانع را در راه کاربرد واژگان اصیل و خالص فارسی دری ایجاد کرده‌اند و حتی گاه واژگان بیگانه را بر این واژگان ترجیح داده‌اند. آن‌ها کلمه‌ی‌ کهن و اصیل «نگارستان» را برداشتند و کلمه‌ی بیگانه‌ی «گالری» را به جایش گذاشتند. کارمندان بعضی رسانه‌ها به خاطر کاربرد واژگان دری «دانشجو» و «دانشگاه» توبیخ و جریمه شدند. بعضی از دولتمردان ما بارها کسانی را که از واژگان اصیل زبان خود ما استفاده کرده‌اند، عوامل تهاجم فرهنگی بیگانگان دانسته‌اند. ما در این سال‌ها ندیده‌ایم که در کشور ما کسی به خاطر کاربرد بیجای کلمات انگلیسی، روسی، اردو و عربی مؤاخذه شود. حتی در همین مرحله‌ی اخیر نیز معاون محترم وزارت اطلاعات و فرهنگ از کلماتی احساس نگرانی کرده است که در دیگر کشورهای فارسی‌زبان کاربرد دارند، چنان که گفته است: «اگر ما از واژه‎هایی استفاده کنیم که در کشورهای فارسی‎زبان مفهوم است ولی برای مردم افغانستان مفهوم نیست، درست نیست.»

با توجه به این که در سخنان مسئولان امر در این مورد، هیچ اشاره‌ای به زبان‌های بیگانه‌ای مثل انگلیسی، روسی، اردو و امثال اینها نشده است و فقط به صورت ضمنی به زبان فارسی خارج از افغانستان اشاره شده است، می‌توان به این نتیجه‌ی محتوم رسید که در این مرحله نیز این تصمیم دولت کشور ما نه برای پیشگیری از کلمات انگیسی، عربی، اردو و امثال اینها، بلکه برای پیشگیری از آن دسته واژگانی است که برای بهسازی و پاکسازی زبان فارسی از سوی جامعه‌ی فارسی‌زبان گیتی ساخته شده است. ولی در عمل برای این که این برنامه حساسیت کمتری در میان مردم ایجاد کند، آن را در پوشش پاکسازی زبان از واژگان بیگانه مطرح کرده‌اند. به نظر من در اینجا می‌باید به این دولتمردان گفت که

به هر رنگی که خواهی جامه می‌پوش

من از طرز خرامت می‌شناسم

 

چرا از دانشجو و دانشگاه می‌ترسند؟

پرسشی که اکنون خودنمایی می‌کند این است که به راستی چرا بعضی دولتمردان ما از کاربرد ده‌ها و بلکه صدها واژه‌ی نامأنوس انگلیسی که در این سال‌ها به صورت بی‌رویه وارد زبان مردم افغانستان شده است هیچ هراسی و نگرانی‌ای ندارند. چرا با انگلیسی و اردو و عربی هیچ بیگانگی حس نمی‌کنند، ولی از فارسی هراس دارند.

اولین قضیه این است که آنان «فارسی» را در کل بیگانه می‌شمارند و می‌کوشند که بر این فرض نادرست  همچنان پافشاری کنند که «فارسی» یک زبان است و «دری» زبانی دیگر. پس کسی که دری‌زبان است، نباید واژگان فارسی را به کار برد.

من در دو کتاب «همزبانی و بی‌زبانی» و «این قند پارسی» در مورد این پندار غلط و زیان‌ها و خطرات آن برای زبان فارسی کشور ما به تفصیل سخن گفته‌ام. در آنجا نشان داده‌ام که هیچ تفاوتی میان «فارسی» و «دری» نیست و نه تنها همه پیشینیان ما این دو کلمه را معادل همدیگر می‌دانسته‌اند، بلکه تا همین پنجاه سال پیش، این زبان در افغانستان هم فارسی خوانده می‌شده است و از آن زمان بود که دولت افغانستان این نام «فارسی» را برانداخت و کوشید که وانمود کند که نام زبان مردم افغانستان صرفاً «دری» است.

این کار برای مخالفان و معاندان زبان فارسی دری چه سودی داشت؟ اولین فایده‌اش تضعیف این زبان بود. اکنون در همه جای دنیا، «فارسی» زبان دوم تمدن اسلامی دانسته می‌شود. بسیاری از مفاخر جهانی ادبیات، فارسی‌زبان دانسته می‌شوند و یک فارسی‌زبان وقتی بداند که زبان مادری او هم اکنون دارای بیش از صد میلیون نفر گوینده است و در چند کشور دنیا رایج است، مسلماً نسبت به این زبان احساس تعلق و تعهد بیشتری می‌کند. ولی وقتی این شخص زبان خود را فقط دری و با حدود پانزده تا بیست میلیون گوینده و آن هم در یک کشور بداند، دیگر آن هویت زبانی بزرگ را حس نمی‌کند، بلکه خود را اقلیتی می‌پندارد که حتی نمی‌تواند از ذخایری که پیشنیان او استفاده کرده‌اند هم بهره بگیرد. او تبدیل می‌شود به یک آدم بدبخت و مفلوک که حق دارد در منطقه‌ی «گذرگاه» کابل زندگی کند و هر روز از «درگاه» خانه‌اش بیرون بیاید و «ایستادگاه» منتظر ملی بس شود، ولی حق نداشته باشد همین پسوند «گاه» را به کلمه‌ی «دانش» وصل کند، در حالی که سال‌ها پیش در همین کشور، شخصی با نام ناصرخسرو بلخی گفته بود «درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیر آوری چرخ نیلوفری را» و شاعری دیگر با نام واصل کابلی گفته بود: «هر ناوک چشم تو را آماجگاهی در جگر / هر ناوک چشم تو را راهی نمایان در بغل».

بله، این فارسی‌زبان مفلوک ناچار است از بازار «بوره» بخرد؛ در «لیسه» درس بخواند؛ در ماه «عقرب» و «قوس» «امتحان» بدهد؛ در در ماه‌های «جدی» و «دلو» رخصت باشد؛ وقتی لیسه را تمام کرد به «عسکری» برود. بعداً «پاسپورت» بگیرد و حق نداشته باشد کلماتی غیر از اینها را به کار بگیرد، ولی در همین سرزمین و در حدود هشتاد سال پیش، شاعری به نام «قاری عبدالله» گفته بود:

حدیث دلکش قاری چگونه شیرین است

چو نیشکر قلمش گر «شکر» به کام نداشت

قاری عبدالله را چه می‌‌کنید؟ تیمورشاه درانی، دومین پادشاه پشتون کشور، فرزند احمدشاه بابا هم گفته است:

آن «شکر لب» به «شکرخنده» و حرف و سخنش

دل ز من برد و نهان کرد به چاه ذقنش

شاعری دیگر به نام سنایی غزنوی در همین سرزمین سروده بود:

عقل اگر خواهی که ناگه در عقیله‌ت نفکند

گوش گیرش، در «دبیرستان» الرحمان درآر

شاعری دیگر به نام منجیک ترمذی در همین منطقه چنین می‌گفت:

ای خواجه! مر مرا به هجا قصد تو نبود

جز طبع خوش را به تو بر، کردم «آزمون»

و باز همان سنایی غزنوی می‌فرمود

هم ز چشمت، وز دلت، کز چشم و دل

اندر «آبان» و در «آذر» مانده‌ام

شاعری به نام ناصرخسرو بلخی می‌سرود

دیر بماندم در این سرای کهن من

تا کهنم کرد صحبت «دی» و «بهمن»

و شاعری دیگر به نام خلیل‌الله خلیلی، مشاور پادشاه مملکت حدود پنجاه سال پیش گفته بود

حلقه بسته به دور وی «سرباز»

دست بر تیغ و گوش بر آواز

و شهیدِ بلخی، شاعری از خاک پاک بلخ، حدود هزار سال پیش سروده بود:

همه دیانت و دین ورز و نیک‌رایی کن

که سوی خلد برین باشدت «گذرنامه»

هیچ‌کس این شاعران را به خاطر کاربرد کلمات «شکر»، «دبیرستان»، «آزمون»، «آبان»، «آذر»، «دی»، «بهمن»، «سرباز» و «گذرنامه» مؤاخذه نکرد و آنان با سربلندی تمام این دومین زبان تمدن اسلامی را به اوج شکوفایی رساندند. در مقابل، آن کسی که مؤاخذه شد، خبرنگاری بود که چند سال پیش در بلخ، کلمات «دانشگاه» و «دانشجو» را به کار برده بود.

در واقع یکی از اهداف جدادانستن فارسی و دری از همدیگر، همین است که دری را به شکل جزیره‌ای متروک دربیاورند که کم کم در دریای کلمات انگلیسی، عربی، اردو و بعضی زبان‌های دیگر منطقه غرق ‌شود و به او حتی اجازه‌ی نجات این زبان را ندهند. گویندگان این زبان، آن را یک زبان کم‌کاربرد ببینند که حتی در برنامه‌های کامپیوتری هم در میان صدها زبان که در فهرست زبان‌های دنیا وجود دارد، چیزی به نام «دری» نیست.

 

چند پیشنهاد

با توجه به آنچه گفته شد، ما می‌توانیم از مسئولان امر این درخواست‌ها را داشته باشیم.

1. اگر همچنان معتقدید که زبان مردم افغانستان «دری» است و این با «فارسی» فرق دارد، زحمت بکشید و یک جمله، فقط یک جمله‌ی معنی‌دار بیاورید که صرفاً «دری» باشد و در آن هیچ کلمه‌ی «فارسی» استفاده نشده باشد. هم‌چنین زحمت بکشید و فقط یک شاعر و نویسنده در میان مفاخر ادب این مملکت نشان دهید که آثارش «دری» باشد و «فارسی» نباشد.

2. اگر بر این دو گانگی زبان‌ها بسیار پافشاری دارید، بحثی نیست. ما هم می‌گوییم «دری» یک زبان مستقل است. حالا ما دری‌زبانان چهار کلمه به کار می‌بریم که هیچ‌یک دری نیستند: «لیسه»، «فاکولته»، «پوهنتون»، «محصل». شما زحمت بکشید و با استفاده از امکانات و ذخایر زبان دری، برای این چهار واژه، چهار معادل پیدا کنید تا ما آنها را به کار بریم. می‌فرمایید که «دبیرستان»، «دانشکده»، «دانشگاه» و «دانشجو» فارسی‌اند و ایرانی‌اند و بیگانه‌اند. بسیار خوب، حرفی نیست. شما معادل‌های دری برای این کلمات پیدا کنید و مردم را به استفاده از آن‌ها مکلف کنید. فقط لطفاً زحمت بکشید و کلماتی پیدا کنید که از واژگان و پسوندهای «دانش»، «ستان»، «گاه» و «جو» در آنها استفاده نشده باشد.

3. حالا که این زحمت‌ها را می‌کشید، لطفاً یک کار دیگر هم بکنید که ما به کلی از شرّ زبان «فارسی» راحت شویم. یک لغتنامه‌ی «دری» تهیه کنید تا هر دری‌زبان، بداند که کدام واژگان را در گفتار و نوشتار خود به کار برد تا ما بتوانیم از لغتنامه‌های «دهخدا»، «معین»، «عمید» و دیگر منابع فارسی‌زبانان ایرانیِ بیگانه هم بی‌نیاز شویم. البته زحمتی بکشید و فقط لغات «دری» را در این لغتنامه بگنجانید. بعد که این کار را کردید، لطفاً همان جمله‌ای را که در پیشنهاد اول مطرح کردم، با استفاده از واژگان همین لغت‌نامه بنویسید. جملات بعدی دیگر با ما. زیاد زحمت نمی‌دهیم.

4. بعد از این که کارهای سه‌گانه‌ی فوق را انجام دادید، لطفاً مقداری آب تهیه کنید، در هاون بریزید و بکوبید.

/ 6 نظر / 22 بازدید
احمد خلیلی

آقای کاظمی گرامی اگر فارسی و دری یکی است چرا نامش دری نباشد که در قانون اساسی کشور که همه به آن رای دادند ؟ بنده فکر میکنم شما به جو جامعه کشور آگاهی کمی داشته باشید که اغلب باشندگان کشور به دلیل فشار های ایران به مردم افغان مهاجر در آن کشور حاضر به استفاده از لغات فارسی نیستند به نظر من شما نیز واقعیات را که همان مسائل ملی و هویتی مستقل است بپذیرید و دست از اصرار به ورود لغات فارسی ایران به کشور نفرمایید باتشکر از شما

آمد

دلنشين بود . از وبلاگتان در اين ادرس هم يادي شده است. http://persianarts.persianblog.ir/post/194/

ميلاد فخرائى(سازناله)

سلام استاد وقتى به وبلاگ شما ميام واقعا احساس ميکنم سر کلاس نشستم...مخصوصا از نقد هاتون...مشقامو نوشتم اگر سرى بزنيد و شعر منم نقد کنيد استادى رو در حق من کامل کرديد ممنون

حسین

سلام وبلاگ زيبايي داري اگر دوست داريد از بازديد کننده هاتون کسب درآمد کنيد تو اين سايت عضو بشيد به ازاي هر بازديد کننده 2 تومن به حسابتون واريز ميشه شايد زياد نباشه ولي حساب کنيد روزي چندتا بازديد کننده داريد و ماهي چقدر ميشه تازه ميتونيد چندتا وبلاگ ثبت کنيد و از درآمد مجموعشون بهره مند بشيد هيچ بنري هم تو وبلاگتون قرار نميگيره و اصلا سرعتتون پايين نمياد به امتحانش مي ارزه فقط خواهشا براي ثبت نام فقط از اين لينک استفاده کنيد تا اسم من بعنوان معرف شما ثبت بشه يعني اگه تو اون سايت رفتيد و خواستيد بيشتر مطالعه کنيد و لينکهاي ديگه رو زدين و تصميم به ثبت نام گرفتيد دوباره روي اين لينک کليک کنيد براي ثبت نام.اينکار واس شما هيچ ضرري نداره و از پول شما کم نميشه در ضمن يادت نره کد پاپ آپ رو که تو صفحه کابري خودت بهت ميده توي قالب سايت بزاري وگرنه هيچي از بازديدات برات حساب نمياد اگه سوال داشتيد بعد از ثبت نام از لينک زير ميتونيد از پنل خوتون از لينک "کمک گرفتن از معرف"با من در تماس باشيد. ممنونم http://3pas.ir/?q=regnuser&moref=1268

سیدعلیرضا جعفری

سلام استاد لذت بدم از خواندنش بخصوص که طنازانه بود کاش اینان به عقل آیند. در ضمن تبریک می گویم به خاطر عضویت در فرهنگستان، هرچند دیر بود ولی بجا و شایسته بود مانا باشید

علیرضا افشاری

درود بر شما و سپاس از توجه‌تان به این موضوع بسیار مهم. اگر بشود فرهنگستان زبان و ادب فارسی از همه‌ی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی بهره ببرد و از همه آنها ــ و نه فقط عربی ــ برای غنی‌تر ساختن زبان معیار وام‌گیری کند شاید این‌گونه مخالفت‌ها کمتر شود. درباره سخن آقای خلیلی هم باید بگویم که مسأله (بدرفتاری برخی حکومتیان ایران و ایرانیان با هم‌فرهنگان افغانستانی) را باید حل کرد، نه آن‌که صورت‌مسأله را پاک کرد. بسیاری خواهان جدایی مایند و نادانسته آلت دست بیگانگان. مدتی پیش، ما بیانیه‌ای در دفاع از هم‌فرهنگان افغانستانی منتشر کردیم، هر چند معتقدیم اکثریت ایرانیان بری از چنان رفتاری هستند. به هر رو، باید بر پیوندها بیش از پیش تکیه کرد، چرا که جنگ‌های خونین قومی را در سراسر منطقه شاهد هستیم. خسته نباشید و پایدار باشید.