شمشیر و جغرافیا

شعر «شمشیر و جغرافیا» که باری پیش‌نویس آن را در وبلاگ نهاده بودم، با استفاده از نظرهای دوستان و نیز نقدهایی که در جلسات شعر بر آن شد، در نهایت به شکل فعلی درآمد. سپاسگزار همه عزیزانی هستم که با نظرهایشان راهنمایم بودند.

بادی وزید و دشت سترون درست شد

طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد

شمشیر روی نقشه‌ی جغرافیا دوید

این‌سان برای ما و تو میهن درست شد

یعنی که از مصالح دیوار دیگران‌

یک خاکریز بین تو و من درست شد

بین تمام مردم دنیا گل و چمن‌

بین من و تو آتش و آهن درست شد

یک سو من ایستادم و گویی خدا شدم‌

یک سو تو ایستادی و دشمن درست شد

یک سو تو ایستادی و گویی خدا شدی‌

یک سو من ایستادم و دشمن درست شد

یک سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند

یک سو همه دگرمن و تورَن‌ درست شد(1)

آن طاقهای گنبدی لاجوردگون‌

این گونه شد که سنگ فلاخن درست شد

آن حوضهای کاشی گلدار باستان‌

چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد

آن حله‌های بافته از تار و پود جان‌

بندی که می‌نشست به گردن درست شد

آن لوح‌های گچ‌بری رو به آفتاب‌

سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب‌

سنگی به قبر مردم کدکن درست شد(2)

 

سازی بزن که دیر زمانی است نغمه‌ها

در دستگاه ما و تو شیون درست شد

دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ

شاید پلی برای رسیدن‌، درست شد

 

شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان‌

با کاروان حلّه بیاید به سیستان‌

وقت وصال یار دبستانی آمده است

بویی عجیب می‌رسد از جوی مولیان‌

سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر

«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان‌»(3)

ما شاخه‌های توأم سیبیم و دور نیست

باری دگر شکوفه بیاریم توأمان‌

با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را

در حوضهای کاشی گلدار باستان‌

بر نقشه‌های کهنه خطی تازه می‌کشیم

از کوچه‌های قونیه تا دشت خاوران

تیر و کمان به دست من و توست، هموطن

لفظ دری بیاور و بگذار در کمان‌

 

پی‌نوشت‌ها

1. دگرمن و تورَن از مناصب نظامی افغانستان است.

2.  این بیت یک ساختار متفاوت دارد، یعنی دارای سه مصراع است. این ساختار را پیشتر در بیتی از یک غزل علی‌رضا بدیع دیدم و پسندیدم.

3. مصراع از نیمایوشیج است، از شعر «ققنوس».

/ 78 نظر / 336 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسن

بعد از مدتها دوباره شعری از شما خواندم عالی بود

اکبری

تازه شدم . عجیب قشنگ بود. سلام.

مطلب کیانی زاد

با سلام و عرض احترام آیا این کتاب به چاپ رسیده است ؟ اگر رسیده ناشر آن چه کسی است ؟ سپاسگذار می شوم اگر پاسخ سوالاتم را به ایمیلم بفرستید . سپاس بی کران

حسین

درود بر شما جناب محمد کاظمی عزیز من اهل اصفهان هستم و شعر شما را بسیار دوست دارم ایام محرم وصفر را تسلیت میگویم و شما و بقیه برادران هزاره و تاجیک و افغان را برادران و هم وطنان ایرانی خود میدانم و بین شما و سایر ایرانی ها هیچ گونه تفاوتی قایل نیستم

حسن افشار

همزمان با پخش برنامه ماه عسل و حضور شما در برنامه، این شعر زیبای شما را خواندم. بسیار عالی و تاثیر گذار بود. به امید آزادی و سربلندی ۲ کشور کهن افغانستان و ایران

منیژه

بسیار زیبا

مرضیه

بسیار زیبا بود امیدوارم همیشه موفق باشید و بی مهری مردم ایران رو با بزرگواری و طبع بلند افغانستانیتون ببخشید

بهارک کاهه

سلام. چه لذتی بردم از این شعر زیبا شما. امیدوارم کتاب چاپ شده ای داشته باشید.

ندا

با سلام. من با سخنان شما در برنامه ی ماه عسل نظرم در مورد مردم افغان بسیار عوض شد و همه ی شما را دوست دارم.برا آزدی و سربلندی کشورتان دعا میکنم. شعرتون هم بسیاااااار دل انگیز بود و لذت بردم.

کاوه کرادی

جناب کاظمی بسیار زیبا بود، امید که با تلاش شما و دیگر هم تباران شکاف ایجات شده بین ما از بین رفته و دست در دست هم آینده ساز این پهنه باشیم