چرا حضرت اسماعیل را فدای حضرت قاسم می‌کنند؟

چه رسم بدی است این خرج کردن از شخصیت پیامبران الهی برای بالابردن مقام ائمه و امام‌زادگان. امشب آقای قرائتی در تلویزیون ایران با استدلالی کاملاً ضعیف، حضرت امام‌زاده قاسم را بالاتر از حضرت اسماعیل پیامبر خدا می‌دانست.
استدلال آقای قرائتی این بود که اسماعیل در جواب پدرش که گفت فرمان خداوند آمده است که باید تو را قربانی کنم، گفت «هر چه فرمان خدا باشد» ولی امام‌زاده قاسم در جواب امام حسین در مورد شهادت می‌گوید «احلی من العسل» یعنی شهادت برایم از عسل شیرین‌تر است. بعد آقای قرائتی استدلال می‌کرد که گویا سخن قاسم مهم‌تر است، چون اسماعیل فقط گفت که هر چه خواست خدا باشد و از شیرینی این شهادت چیزی نگفت. ولی قاسم آن را شیرین هم دانست.
من فکر می‌کنم که تمام زندگی یک شخص در یک جمله خلاصه نمی‌شود. از این گذشته اسماعیل قرار بود توسط پدرش ذبح شود و این خیلی سخت‌تر است از این که کسی به مصاف دشمنانی چون سپاه یزید برود. به عبارت دیگر همین وجود دشمنانی چون یزید و ابن زیاد و ابن سعد به اندازه قابل توجهی به انسان انگیزه‌ی جنگ و شهادت می‌دهد. ولی برای اسماعیل که چنین انگیزه‌ای نیست، پس هر چه هست اطاعت از خداست و این بسیار ارزش دارد.
حالا اگر یک شهید دیگر، در جنگی دیگر، در جواب پدر یا عمویش بگوید که شهادت برایم نه تنها از عسل، که از همه لذت‌های دنیا بهتر است، آیا او چون درجه‌ی این اشتیاقش را از قاسم هم بالاتر برده است، پس از قاسم مقام برتری دارد؟ و باز چون از قاسم برتر است، از حضرت اسماعیل هم برتر است؟
من نمی‌دانم که چرا باید برای تجلیل از مقام امامان و امام‌زادگان ـ که البته مقامشان ارجمند است و من در این شکی ندارم ـ از پیامبران مایه بگذاریم؟ یعنی چرا یکی را خوار و خفیف بسازیم تا دیگری را تجلیل کنیم؟ متأسفانه در این سال‌ها این پدیده در سخنرانی‌ها و بیشتر در مداحی‌ها و نوحه‌خوانی‌ها رسم شده است و بسیار ناپسند است به گمان من.

/ 25 نظر / 65 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید

سلام خوشحالم که هنوز افغانستان بزرگانی ئارد که موجب افتخارو سربلندی ما باشد.من دنبال خاطرات(چه تلخ چه شیرین) کودکان و نوجوانان افغان می گردم؛ که در مدارس و در برخورد با معلمان و هم کلاسیهای ایرانی شان دارند. خوش حال می شوم اگر به چیزی برخوردید به ایمیلم(gasedakjafari@yahoo.com )بفرستید. در ضمن می توانید این خواسته ام را با دوستانتان هم در میان بگذارید و آدرس ایمیلم را به آنها هم بدهید. پیشاپیش از همکاری صمیمانه شما هم وطن عزیز تشکر می کنم.

مجتبی اصغری فرزقی (کیان)

سلام استاد کاظمی مطلب خوب و بجای شما را خواندم ولذت بردم موفق و موید باشید کیان

مهدی

جناب آقای کاظمی، در روایات داریم که ((پیامبر مکرم اسلام فرمودند:علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل)) وقتی علماء امت از انبیاء افضل باشند امام زاده بطریق اولی افضل است.

لابیرنت

سلام.نمیدونیدچه احساسی دارم.من سالها دنبال شما میگشتم.سالها ازدنیای شعردوربودم.میدونیداولین بیت این شعرهرگزازیادم نرفت:غروب درنفس تنگ جاده خواهم رفت.. این شعررا اززبان خودشما در26 آذرسال 72 دردانشگاه بوعلی سینا همدان اززبان خودشما شنیده بودم.خیلی دوستش داشتم.ولی نام کوچک شمارانمی دانستم.فکرمیکردم رضاباشد.ولی امروزکه بازم ناامیدازگشتن بودم به مدداین جستجوگرگوگل مصرع اول رانوشتم وشمارایافتم.وبسیارخوشحالم.من دربلاگفا یک وب دارم.نهایت نهایت افتخارمن است حتی اگربه این نظرجواب دهیدچه رسدبه اینکه به وبلاگ من بیایید.خداراشکرکه شمارایافتم.من هم درآن شب شعردرسال 72 شعر خواندم.اما هرگز شعرشماراازیادنبرد.هرگز.یک شعری هم دریک مجله ادبی خواندم/ک ردیف آن ....که نیست...بودوبسیارمشتاقم که بخوانمش .اگرامکان داردآن رادروبلاگتا بگذارید.بی صبرانه منتظرجواب شما هستم استادگرامی.آیا آن شب شعررابه خاطرمی آورید؟

نجفي

مريد پير مغانم زمن مرنج اي شيخ چرا كه وعده توكردي و او بج آورد در منبر مرحوم دري جواني از وي سوال مي كند كه منظور از اين بيت حافظ چيست ؟ كه مرحوم دري مي گويد مراد حضرت آدم است كه وعده ي نخوردن از شجره ي گندم را در بهشت داد ولي به آن وفا نكرد ومراد از پير مغان حضرت امير است كه درتمام عمر نان گندم نخورد و وعده عدم تناول از شجره ي گندم را او ادا كرد وبه اتمام رساند مرحوم دري درپايان سال فوت مي كند ودر دهه ي محرم بعد ديگر نيست كه در مراسم شركت كند در سال بعد مرحوم دري درهمان شب كه آن جوان سوال ازايشان كردند به خواب جوان مي آيد ومي گويد كه چون به اين دنيا آمدم منظور بيت طور ديگري منكشف شد واينكه مراداز شيخ حضرت ابراهيم است ومراد ازپير مغان حضرت سيدالشهدا عليه السلام ومراد از وعده ذبح فرزند است كه حضرت ابراهيم عليه السلام بدان امر خدا وعده ي وفا داد اما حقيقت وفا را حضرت اباعبدالله در كربلا با ذبح فرزندش حضرت علي اكبر عليه السلام انجام داد.(روح مجرد ص 484 تاليف آيت الله طهراني)

سهی

استادجواب اشکالی که کرده اید را دوستان به خوبی ودقت داده اند .امانکته مهم این است که شما دین پژوه نیستید زیرا اصلا درباره مساله ای که مطرح کرده اید تحقیق نکرده اید ویک طرفه نظر شخصی خودتان رابیان کرده اید .

آفتاب

شما در ابتدای مبحث نوشتید علی اصغر ودرادامه ازحضرت قاسم حرف زدید.....از طرفی من تردید دارم که اقای قرائتی حضرت قاسم رو بالاتر از حضرت اسماعیل برده باشند... آقای قرائتی یک ادم بی سواد نیستند که بر اساس احساسات یا مغرضانه حرف بزنند...

احمد سالک

به آقای نجفی باید عرض کنم که خداوند کریم در قران مجید در مورد حضرت اسمعیل ذبیح فرموده: انه کان صادق الوعد و کان رسولا نبیا. سوه مریم. آیا با وجود این نص صریح بازهم شما در صادق الوعد بودن او شک دارید؟ شعر حافظ هم که معلوم است با پیامبران کاری ندارد و تنها در مورد یک شیخ پر گفتار و بی عمل است و یک مرشد عارف و با عمل. والله اعلم

علیرضا

با سلام و تقدیم ارادتم به شما که دوستتان دارم و با اشعارتان گریسته و خندیده ام قصد خرده گیری ندارم اما...احادیث صحیح السند بسیاری داریم که مقام ائمه ی اطهار بالاتر از انبیاء الهی بجز خاتم الانبیاء (ص) است...امام زادگان را نمی دانم(که البته به سادگی هم قابل رد نیست) اما مقام اهل بیت مخصوصا پنج تن آل عبا طبق احادیث (مثلا حدیث مربوط به در اختیار داشت اسم اعظم از حضرت رضا(ع) یا سوالی که از امیرالمومنین(ع) بعد از ضربت خوردن ایشان در مورد مقامشان در مقایسه با انبیاء پرسیده شد) از انبیاء الهی بجز پیامبر اسلام بالاتر است که البته با نص قرآن هم قابل اثبات است.

zeinab

سلام جناب کاظمی اخه ته ماجرا اسماعیل ذبح نشد ...و فدیناه بذبح عظیم تفسیر این ایه همون بحثی هست که حضرت ابراهیم و حضرت اباعبدلله رو مرتبط می سازه