اندر پرهیز از تک‌روی در رسم‌الخط

بسیار رنجبار است خواندن مطالب کسانی که پیهم هنجارگریزی‌های خود در حوزه‌ی رسم‌الخط را به رخ خواننده می‌کشند. گویا برای این می‌نویسند که نشان دهند که آنان «استخوان‌هایش» را «استخوان‌های‌اش» می‌نویسند یا «زندگیِ من» را «زنده‌گی‌ی من» و «آبگینه» را «آب‌گینه» می‌نویسند.

کار اینان مثل راننده‌ای است که پیهم ترمز‌های بیجا بگیرد؛ بدون دلیل برف‌پاک‌کن روشن کند و مارپیچ حرکت کند تا نشان دهد که راننده‌ای متفاوت است، یا خودرو متفاوتی دارد. نه برادر (یا خواهر!) تو باید طوری رانندگی کنی که سرنشینان دیگر، به قول معروف، آب در دلشان تکان نخورد. اصلاً فکر نکنند که در حال حرکت‌اند.
سعی نکنیم مرتباً مخالفت خود با قواعد عمومی نگارش را به رخ خواننده بکشیم. خواننده می‌خواهد از مطلب ما لذت ببرد. به این خواست او احترام بگذاریم. با حروف و کلمات، به ذهن او شلیک نکنیم. کاری کنیم که مطلب را نرم، راحت و بدون شوک بخواند، شوک‌هایی که نشانه‌ی اختلاف در قواعد رسم‌الخط باشند. کاری کنیم که خواننده اصلاً متوجه نشود که موضوعی به نام قواعد رسم‌الخط و اختلاف‌نظرها در این قواعد وجود دارد.

راه این کار هم همسویی با عادت و هنجار عمومی جامعه‌ی باسواد است. این هنجار را هم باید مؤسسات و نهادهای متولی زبان و ادب فارسی (فرهنگستان‌ها، نهادهای علمی و آموزشی رسمی و معتبر) شکل دهند، نه منِ شاعر یا نویسنده.

خلاصه برادر یا خواهر شاعر یا نویسنده! سعی کن شعر و داستان خوب بنویسی. خودت را درگیر رسم‌الخط نکن؛ به فکر محتوا و ارزش هنری اثر خودت باش. رسم‌الخط برای خودش متولی دارد، متولیانی دانشمند و باتجربه که در این امور از من و شما بهتر می‌فهمند.

/ 12 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی

با سلام به ساربان عزیز و همچنین استاد کاظمی گرامی مطمئنا نظر جناب کاظمی هم این نبوده که نویسندگان و شاعران گرانقدر بدون رعایت هیچ ضابطه ای اقدام به نگارش متون نمایند، بلکه از اقدامات سلیقه ای و بدون معیار خاص، پرهیز نمایند. با تشکر

سید احمد برقعی

آب در دل مخاطب تکان نخورد... این جمله بهترین راهنماست برای تعادل در فرم. چه رسم الخط و چه فرم ادبی داستان و شعر و... خاص بودن، به هر قیمتی، شکننده ی این روند است معمولا این اداها برای کسانیستکه می خواهند خلل های فرمیک آثارشان را پر کنند. (بماند که این انتقاد به شخص عارف بزرگوار مولانا بیدل دهلوی هم وارد است. و به قول دکتر شفیعی، شیوه ی بیدل نتیجه ی کم کاری منتقدان زمانش بود) مثل همیشه لذت بردم استاد عزیز وبلاگی تاسیس کرده ام که هویتش کمک به عمومی کردن و فهم شعر بیدل با استعانت از گرافیک است. حضور و انتقاد شما، روشنا بخش خواهد بود. ارادت

بيدار

چرا از ايراني ها تقليد كنيم ؟ چرا به تاجيكها نميگوييد چطور بنويسند ؟ و يا چطور اشكالات نگارشي ايراني ها را گوشزد نميكنيد ؟؟ اسلحه ادبي شما ملت افغانستان را نشانه رفته هدفتان چيست ؟؟ از ايران چقدر ميگيريد ؟

مهدی ابراهیمی

سلام - یاد سفرم به افغانستان کردم. چندی پیش بعد خواندن جانستان کابلستان ، در پایتخت فراموشی آقای جعفریان را خواندم. صفحه ای که به شعر آقای جعفریان برای احمدشاه مسعود می رسد ، صدبار بخوانیم ، واژه ها هم چنان تازه است.نمی دانم آقای جعفریان این شهر را در چه حالی خوانده است ، اما هرچه هست ، به طرز عجیبی دلم برای احمد شاه مسعود تنگ می شود!من احمد شاه مسعود را ندیده ام ولی عجیب این شخصیت را دوست دارم.

NeSa

اشتباهات رسم الخطی همیشه اشتباه محسوب نمیشه گاهی برای پررنگ کردن کلمه و معطوف کردن حواس خواننده اس و کاملا آگاهانه که فکرمیکنم خیلی ایرادی نداره...راستی دعوت میکنم وب من هم حضورداشته باشین...

سیدظریف چشتی

سلام نام کاربردی شما در سایت ادبی شعرچشتی کاظم کاظمی رمزوردی: 225531 حتمی اشعار خویش را درین سایت بگذارید

سیدظاهرموسوی

سلام استاد عزیز به شما واشعار شما وبه شخصیت شما افتخارمیکنم ولی استاد از من روګردان شدید یک نظری به نوشته های شاګرد تان داشته باشید می دانم مشکل دارد رک بګوید تا اصلاح شود

مجتبی اصغری (کیان)

[گل] خسته نباشید استاد

مهدی

خیلی خوب گفتید. موفق باشید