امروز با بیدل (هفتاد و هفت)

شود سفله از صوف و اطلس بزرگ‌

خران را اگر آدمی‌، جل کند

تا مصراع دوم را نخوانده‌ایم‌، مصراع اول معنی دیگری می‌دهد: «سفله به راستی از صوف و اطلس بزرگ خواهد شد.» و با رسیدن به مصراع دوم است که ناگهان رویة سخن عوض می‌شود. این یک هنرمندی خاص است که در این بیت هم دیده می‌شود.

در عدم ما نیز یاد زندگی خواهیم کرد

شعلة خاموش اگر یاد تپیدنها کند (ص 423)

در ضمن‌، مصراع دوم قدری گمراه‌کننده است‌، یعنی از آن‌، دو برداشت می‌شود: «اگر انسان‌، خران را جُل کند» و «اگر خران را، جُل انسان کند.» مسلم است که شکل نخست‌، مورد نظر شاعر نیست‌، ولی ساختار جمله بیشتر به آن سوی متمایل است و این عیبی است در این مصراع‌، یک عیب زبانی‌.

دو بیت دیگر در این معنی‌:

سفله با جاه نیز هیچ‌کس است‌

مور اگر پر برآورد، مگس است‌

q

دنی به مسند عالی‌، همان دنی است‌، نه عالی‌

که نقش پا، به سر بام نیز، خوار نشیند

در این بیت آخر، به راستی نمی‌توان میان این «خوار» و «خار سر دیوار» رابطه‌ای برقرار کرد؟ شاید شاعر چنین نظر داشته و شاید نیز دست اتفاق در کار است‌. آنچه مرا به این احساس تشابه وادار کرد، بیتی بود به گمانم از صائب در همین معنی و البته با حضور «خار سر دیوار»:

من از بی‌قدری خار سر دیوار دانستم‌

که ناکس کس نمی‌گردد به این بالانشینی‌ها

/ 8 نظر / 62 بازدید
عليرضا بديع

با سلام خدمت استاد كاظمي . بهره ي كافي برديم . اما گمان مي كنم راجع به اين وبلاگ كه الحق يكي از پر بار ترين وبلاگ هاي ادبي نيز هست تبليغات كم صورت گرفته است . من با كسب اجازه از شما بنا بر وظيفه اين خبر را به زودي در وبلاگم درج خواهم كرد . يا عشق

مهدي خطيري

يا علي . سلام آقاي كاظمي مدتها بود كه منتظر خواندن دوباره ي غزل مثنوي بازگشت بودم خدا قوت اما جواب سلام هم واجب است در غزلستان گرگان منتظرم يا علي

mirza

به اين امام قسم صبح عازم سفرم.... سرود بازگشت از آقای بديع خيلی زيبا بود... نميدانم چرا وقتی که اين شعربلند رامی خوانم يک نوع دردهايم تسکين می يابد. باتشکر از شما

م.آشنا

سلام آقاي كاظمي. شعر بازگشت را در همان سالها در كتابتان خوانده بودم. اينجا دوباره خواني اش چسبيد. هنوز برخي از شعرهاي آن كتاب را از بر دارم مثل: هر ميوه اي كه دست رسانديم چوب شد... ما لايق بهار نبوديم خوب شد! ... دردا در اين ميانه درختي كه داشتيم... قرباني لجوجترين داركوب شد!.... راستي نقدي نيز بر مجموعه گلها همه آفتابگردانند داشته ام كه در وبلاگم مي توانيد ببينيدش.

abvtaleb

استاد سلام ! حقيقتا دراين بيت جناب بديل به آن خار نظر نداشته . معنی بيت اين است که نقش پا اگر روزی بام هم باشد زير گامهای مردم است و خوار است.

کاظمی

جناب مظفری. درست است که خوار به معنی حقير در نظر است. من فقط احتمال دادم که نوعی تناسب ميان خوار و خار ايجاد کرده باشد از نوع ايهام ولی می‌پذيرم که اين صرفا يک احتمال است نه يقين.

محمدرضا

شعر "سفر سنگین است" شما رو جایی روی وب می تونم پیدا کنم؟