امروز با بیدل (تفسیر و تقصیر)

به راستی که با «تقصیر»، معنی این بیت کاملاً بسامان می‌شود. شاعر می‌گوید آن ذات مقدس آن‌قدر رحمت دارد که اگر عفو تقصیرات ما را یادآوری کند برایش مایة عار است‌. (همانند شخصی کریم که از یادآوری عطایی که به کسی کرده است‌، عار دارد.)

     و من به اعتبار همین اصلاح، در کتاب «گزیده غزلیات بیدل» و نیز «کلید در باز» بیت را با «تقصیر» نقل کردم و البته یادآور شدم که این یک حدس است.

     ولی این بیت در دیوان چاپ بهداروند، به تقلید از چاپ کابل‌، با «تفسیر» چاپ شده است‌. مرحوم حسن حسینی نیز در روایت صوتی غزلیات بیدل‌، آن را «تفسیر» خوانده و مصراع را که با آن کلمه معنی درستی نداشته‌، شاید از سر ناچاری چنین روایت کرده است (یعنی با کسره اضافه بر روی حرف ر)‌:

     یادِ عفومِ این‌قدر، تفسیرِ عارِ رحمت است‌

     ولی به راستی آن آقای روشن کلمة «تقصیر» را از کجا دریافت و چقدر می‌توان به این ضبط اطمینان داشت‌؟ این برایم سالها روشن نبود و حال با مراجعه به نسخه‌‌ای دیگر از دیوان بیدل، صحت کلمة «تقصیر» و نیز دلیل این که چرا به «تفسیر» بدل شده است، روشن می‌شود.

     این نسخه‌ که می‌گویم، یک چاپ بسیار کم‌غلط از غزلیات بیدل است که به کوشش جمعی از ادبای افغانستان‌، حدود یکصد سال پیش یعنی 1334 قمری در عصر امیر حبیب‌الله خان انجام شده و البته کاری است ناتمام‌، یعنی غزلیات و آن هم فقط تا حرف «د» را دارد.

     این دیوان، نسخة اساس چاپ دهة چهل کابل بوده است، چنان که استاد خلیلی در مقدمة آن دیوان یادآور می‌شود. به واقع مرحوم خسته و همکاران او همین دیوان را (البته تا حرف «د» که در آن بوده است) نسخة اساس کار قرار داده و آن را بدون کم و کاست چاپ کرده‌اند. فقط غزلهایی از بیدل را که تازه یافته بوده‌اند به آن افزوده و با ستاره علامت زده‌اند.

     از این دیوان نسخ معدودی باقی مانده است و جالب این که استاد محمدحسین سرآهنگ نیز آن را در اختیار داشته است‌. من عکسی از او را که در حال خواندن نسخه‌ای از این چاپ است‌، دارم‌. همین یکی از دلایل تفاوت گاه به گاه خوانش استاد سرآهنگ با نسخة 1342 کابل است‌.

     حال وقتی به این دیوان مراجعه می‌کنیم‌، می‌بینیم که کلمه در اصل «تقصیر» است‌، ولی حرف «ص‌» آن ناقص چاپ شده و شباهتی به «تفسیر» یافته است‌. همین شکستگی حرف «ص‌» مصححان بعدی و سپس جناب بهداروند و شاید دیگر کسانی را که در این ایّام به تجدید چاپ دیوان کابل می‌پردازند، به خطا انداخته است‌.

    باری‌، از این قبیل خطاها در دیوانهای چاپی بیدل بسیار است و همین یکی از دلایل مهم غموض و پیچیدگی بعضی از بیتهای اوست‌. به راستی اگر بخواهیم همان بیت بالا را با «تفسیر» معنی کنیم‌، چه خواهیم کرد؟

/ 10 نظر / 15 بازدید
سقم و صحت

اگر اين بيت را با «تفسير» تفسير کنيم، و معنا را با رنگ و بوی "کنايه‌ی بديع‌وار" در نظر بگيريم، می‌شود چنين خواند: ذره‌ها (خلق بی‌شمار و ناچيز)، حتا با وهمی که از عقوبت (عذاب الهی) دارند، پر می‌زنند (يعنی حتا در آتش اين تصور غلط نمی‌سوزند و خاکستر نمی‌شوند، بل‌که بال می‌گشايند و شوق عذاب‌شدن دارند). با اين حساب، به ياد آوردن اين حقيقت که اين‌قدر [ذره/خلق بی‌شمار] عاقبت عفو (بخشيده) شوند، خود تفسير (بيان‌گر) عار (عيب و نقصان) برای رحمت [مطلق بدون عقوبت] است. چنين قرائتی، ممکن است لحن بيدل را غير عارفانه يا حتا آميخته-به-کفر نشان دهد؛ اما اگر با لنز بديع به کلام نگاه کنيم، می‌تواند دو بار معنايی با خود داشته باشد: - از سوئی، اشاره‌ئی تلخ به لزوم عدل الهی و روز حساب‌رسی - از سوی ديگر، کنايه‌ئی ظريف در کلامی که در آن بنده، با بيان خلوص بنده‌‌گی و تسليم‌اش در برابر عقوبت، از "فعل معکوس!" استفاده می‌کند و سعی در به-رحم-آوردن خداوندی می‌کند که بی‌نهايت 'رحيم' است و بخشنده. (البته، ديگر مصرع اول را نبايد به صورت سوالی خواند.) هرچند اين قرائت افراطی از بيدلی ديگر سخن می‌گويد، فک

سقم و صحت

[ادامه]: ...ر می‌کنم چندان عاری-از-نکته هم نباشد.

مهدی

با سلام خدمت شاعر بزرگوار در مورد سايتها و وبلاگهايي که صاحبانشون خيلي راحت اشعار ساير شعرا رو کپي ميکنن و به اسم خودشون به خوانندگانشون ارائه ميدن چيزي شنيدين؟؟ فکر ميکنين اين سايتها به چه تعدادي باشن؟ فکر ميکنين جسارتشون تا چه حد رسيده؟ فکر ميکنين راهي براي مقابله باهاشون هست؟ اصلا راهي هست که شما اثبات کنين اين شعر يا متن ادبي که نوشتين مال شماست؟ فکر ميکنين .... براي همفکري در اين مورد يه پست اختصاصي در سايت دلواپسي قرار دادم و از شما خواهش ميکنم اگه اين موضوع مهمه براتون بياين و نظرتون رو اعلام بفرمائين. بي صبرانه منتظر حضور گرمت هستم. (با عضويت در خبرنامه دلواپسي از بروز شدن آن بصورت خودکار مطلع شويد) www.delvapasi.ir

محمدحسین انصاری نژاد

سلام استادکاظمی عزیزوبزرگوار این روزهادل ودماغ وبلاگ های شعروغیرشعرو...راندارم اماشمیم آشنایی شمامرابه اینجاکشاند. درسفرکوتاه نوروزی مان به مشهدواقعاشرمنده ی مهربانی های شماوخانواده ی گرامی تان شدیم.آن خاطرات شیرین وصمیمی راهرگزفراموش نمی کنیم.

مینا ارشدی

سلام بعد از مدتها با ترانه و شعر و خبر به روزم با افتخار منتظرتون پیروز باشید

منيره حسيني

سلام و عرض ادب با خبر حضور بي حواس ترين زن دنيا انتشارات دفتر شعرجوان به روزم با احترام و مهر [گل]

ارزه گر

تنهایی دوست دارد بالا برود از نگاهت از ذهنت از پیراهنت و بالاخره تکه تکه خواهد کرد احساست را... سلام دعوتید[گل]

بهزاد

چون بره می چرید بهشت همیشه را...[گل]...آدم اگر که کار به کار خدا نداشت سلام تبریک میگم طبع زلالی دارید دعوتید تا به زودی...........................[گل]

مجتبا رافعي

سلام جناب گاظمی دعوت می کنم از شما براي خواندن غزل و منتظر نقد هاي ارزشمند شما مي باشم.

قدیمی

استاد گرامي ! اين چندمين مرتبه است كه در نوشته هاي شما كلمة خوانش را ميبينم بنده نه فهميدم معنيِ بي معنمي خوانش را لطفاَ معني اين كلمه را بيان كنيد چون من در هيچ قاموس لغت آنرا نيافتم قبلاَ هم من اين تذكر زا برايتان داده بودم . خدا نگهدار شما