امروز با بیدل (صد و شانزده)

به سعی جانکنی‌ها کوهکن آوازه‌ای دارد

به غوغا می‌فروشد هر که باشد آب در شیرش (ص 751)

بیت، مدعامثل است و مثل آن بسیار عینی است و برگرفته از چشمدیدهای روزمرة شاعر. از این نظر خالی از ارزشی نیست. ولی مراد من از نقل این بیت، رابطه‌ای است که میان فرهاد و شیر نیز وجود دارد، چون می‌دانیم که فرهاد جویی از سنگ برای انتقال شیر ساخت به سفارش شیرین. آنچه حدس مرا تقویت میکند، بیتی دیگر از بیدل است که در آن، به این جوی شیر تصریح نیز شده است:

سفیدی‌های مو کرد آگهم از عمر بی‌حاصل

ز جوی شیر وا شد لغزش رفتار فرهادش (ص 753)

در بیت «به سعی جانکنی‌ها...» یک شبکه از ارتباط‌ها را می‌توان کشف کرد که شاید بعضی اتفاقی باشد، ولی اثرش را می‌بخشد; رابطه میان جان‌کنی و کوه‌کندن، آوازه و غوغا و نیز اگر کمی پیش برویم می‌توانیم گفت که این «آب»، «آبرو» را هم تداعی میکند و «شیر»، «شیرین» را، هرچند این دو ممکن است در نظر شاعر نبوده باشد.

امّا این بیت، یک لطف دیگر هم دارد و آن، نوعی خلاف‌آمد عادت در مورد شخصیت‌سازی است، یعنی شخصیتی را که همواره ممدوح شاعران بوده‌است، به شکلی مذموم جلوه‌دادن. بیدل حتّی در بیتی در مورد حضرت ابراهیم خلیل نیز چنین کرده‌است.

سنگ هم بی انتقامی نیست در میزان عدل

بت شکستی، مستعد آتش نمرود باش (ص 762)

/ 11 نظر / 294 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سخی_کابل

ويبلاگ شناسايی زرياب! http://dahan.persianblog.ir/ ببخشيد که قبلآ فراموشم شد.

zsm

منم هموني‌كه از زبان بقيه مي‌شنود كه چي نوشتي/ با زمزمه تو آب را فهميدم/مفهوم گل و گلاب را فهميدم/ اي روح بزرگ عشق در سايه تو/ اندازه‌ي آفتاب را فهميدم.

ws

به هر طرف كه نظر مي‌كنم چراغان است / خدا زياد كند داغ عاشقان ترا

نجوا کاشانی

سلام ، من نیز دل به دامن بیدل سپرده ام .... (( به روزم من اگر اهل نگاهی / ازين سو سر بچرخان گاهگاهی ))

جلوه

بهره ها بردم. خيلی اشعار بيدل و نيز شما را دوست دارم. کامياب باشيد. چشم به راه مهربانيتان.

عليرضا بديع نيشابوري

استاد سلام . ارادتمنديم . ما تقريبن هماره از مطالب نغز شما بهره مند می شويم . منتها مفتخر خواهيم شد اگر سری هم به کلبه ی حقير ما بزنيد ... وبلاگ شعر جوان خراسان منتظر شماست .

سخیداد هاتف

سلام . کاظمی عزيز. من مطمئن نيستم که بيدل در اين بيت به طريق خلاف آمد عادت شخصيت محبوب فرهاد را مذموم جلوه داده باشد. فکر مي کنم چون شير و فرهاد را با هم مرتبط يافته ايد هر دو مصرع را هم حاوی يک پيام ديده ايد. به گمان من بيدل می خواهد ميان آن که به غوغا می فروشد ( چون شير در آبش هست) و فرهاد که با سعی خاموشانه جانکنی خود آوازه ای يافته است تفاوتی بگذارد. بيدل می خواهد بگويد که اگر فرهاديد بر سعی جانکنی خود تکيه می زنيد. اما اگر عشق تان دروغين است و آب درشير کرده ايد در آن صورت غوغای خالی راه می اندازيد. شادکام باشيد.

سخیداد هاتف

چون شير در آبش هست به چون آب درشيرش هست اصلاح شود.

خوانندهء خوب

سلام به محترم کاظمی: از کسیکه بیدل را میفهمد،پرسیدم، چنان گفت: ( به سعی جانکنی ها کوهکن آوازه ای دارد ـ به غوغا می فروشد هر که باشد آب در شیرش ) مراد از این بیت اشاره به تفاوت میان عشق راستین و دروغی است که بیدل آن را بیان میکند. کوهکن در جان کنی پرآواز ه است و این عشق راستین او نیازی به غوغا بر پا کردن ندارد، اما عشق های دروغین و ساختگی را با شور و غوغا مشهور ساختن به آن میماند که هر گاه در شیر آب را مخلوط نماییم ، مجبوریم آنرا با غوغا و صد نیرنگ دیگر بفروش برسانیم، اگر شیر خالص باشد، نیازی به غوغا و جلب توجه خریدار ندارد، چون کیفیت شیر خودش مشتری را بخود میکشاند، همانطور که عشق صادق کوهکن او را شهره آفاق ساخت. امیدوارم که تفسیر آن بزرگوار را درست آورده باشم. شما بسلامت باشید.

محمدکاظم کاظمی

هاتف گرامی، مثل هميشه با دقت و ريزبينی نظر داده‌ايد. هيچ بعيد نيست که چنان باشد که شما فرموده‌‌ايد. بايد ديد بيدل در جاهای ديگری هم اين مضمون را تکرار کرده است يا نه. بسيار وقتها گره‌های شعر بيدل به کمک بيتهايی از خود او باز می‌شود. من می‌کوشم در پی اين مضمون در شعر بيدل باشم. پايدار باشيد.