ظاهر و باطن فرهنگ

(چشمدیدهای هرات)

اگر کاغذپاره‌هایی را که به اسم نشریه در سراسر کشور منتشر می‌شود ملاک فرهنگ بدانیم، البته هرات وضعیت فرهنگی درخشانی ندارد. ولی من فردای فرهنگ را در دانشگاه و آموزش و پرورش می‌بینم. در اینجاها عطش مردم برای آموختن بسیار زیاد است. هر کس می‌توانسته وارد دانشگاه شده است. آن که نتوانسته، مکتب می‌خواند. اگر سنش برای درس روزانه اقتضا نمی‌کند، شبانه (شپی لیسه) می‌خواند. اگر او را راه نمی‌دهند مدرک تقلبی می‌سازد که تا فلان صنف در ایران درس خوانده‌ام. خلاصه به هر شکلی که هست، جوانان می‌خواهند درس بخوانند. حاکمیت هرات هم مانعی ایجاد نکرده و حتی تسهیلاتی برای دانشجویان فراهم آورده است. ساختمان کمیساری نظامی را تخلیه کرده و به دانشکدة طب داده‌اند. بعضی ساختمانهای اداری دیگر را هم به همین ترتیب به دانشجویان سپرده‌اند. از این که بگذریم، شوق یادگیری زبان انگلیسی و کامپیوتر هم در میان جوانان بسیار است. کتابهای درسی بیشترین فروش را دارند. دوست دارم سخن اقبال لاهوری را به عاریت بگیرم که
من در این خاک کهن گوهر جان می‌بینم
چشم هر ذره چو انجم نگران می‌بینم
دانه‌ای را که در آغوش زمین است هنوز
شاخ در شاخ و برومند و جوان می‌بینم.
این دانه‌ها، دانش‌آموزان ابتدایی هستند. اتفاقاً در جلسه‌ای شرکت کردم به مناسبت روز همبستگی کودکان افغانستان. این جلسه‌ای نبود که بزرگان کودکان را بنشانند و برایشان سخنرانی کنند. حتی اجرای برنامه هم به خود بچه‌ها داده شده بود. آنها می‌آمدند شعر و داستان و مقاله و سرود می‌خواندند و گویا این نخستین بار بود که به این نسل اجازة رفتن پشت تریبون داده می‌شد. برگزارکنندة مراسم یونیسف و انجمن ادبی هرات بودند. آقای نظری آریانا داستان‌نویس مشهور کشور را هم همان‌جا دیدم که از دست‌اندرکاران یونیسف است.
خلاصه اگر در هرات در پی ظواهر فرهنگ مثل نشریات و محافل فرهنگی باشیم، قدری مأیوس می‌شویم، اما اگر قدری ریشه‌ای تر بنگریم، می‌بینیم که پایه‌های فرهنگ در مدارس و دانشگاهها نهاده می‌شوند. محرک اصلی آن هم خود مردم هستند.
اما مراکز رسمی متولی هنر و ادبیات و فرهنگ، چندان رمقی ندارند و بیشتر هویت اداری یافته‌اند. رسانه‌ها ضعیفند و غالباً فرمایشی. فرهنگیان هم پراکنده شده‌اند و هر یک مشغول به کاری در مؤسسه‌ای یا اداره‌ای یا دکان و بازاری. احمدضیاء رفعت و احمدسعید حقیقی در کابل هستند. محمدالله افضلی نمایندة وزارت خارجه شده است. سید ضیاءالحق سخا مستوفی هرات شده است. نظری آریانا در یونیسف است. استاد فدایی در مدرسة صادقیه است. محمدآصف رحمانی دکان دارد. نظام‌الدین شکوهی هم‌چنان. خلاصه هر که از گوشه‌ای فرا رفته‌است. به تازگی جمعی از شاعران، انجمن ادبی غیررسمی قدیم خود را با عنوان انجمن ادبی ناظم هروی فعال کرده‌اند. البته انجمن ادبی هرات هم فعال است، ولی تحرکی حتی در حد دوران طالبان هم ندارد.

/ 7 نظر / 140 بازدید
ahmadi

بوی وطن بر تنت مانده نباشی! استاد کاظمی خوش آمدی و لذت برد م از نوشته هايت در مورد هرات باستان . چند روز پيش برايت ايميل هم فرستادم غرض خوش آمد گويی ولی سلام آدم بی وبلاگ را عليک نمي گويی.به خانواده محترم نيز سلام می رسانم !

فيض ساويز

خوش شدم كه تازه ترين و جاندارترين اخبار را در مورد شهرم خواندم. خدا نگهدار تان باشد

s.k

hi Mr.Kazemi it was so great to read your usefull vablog. i'm a friend of Safiya.soghra karimi.please can you give my email to her,because i don't have her email adress.already i'm not in Iran,so i'll hapyy to know about her.thanks alot.and send my regard to your family.and wish you all the best .Soghra karimi.

soheil

جناب کاظمی عزيز سلام ! مرا به خاطر می آ وريد ؟ سهيل فرامرزی هستم يک ماه پيش برايتين هم ای ميل زدم و هم پيغام گذاشتم.... جوابی نرسيد...هنوز منتظرم خدای حق نگاهدارتان

غزل امروز

سلام آقا.ما هم آمده‎ايم.لطفا لطفتان را دريغ نكنيد.

n.majnoon

سلام به وبلاگم سر بزنيد اگه خوشتون اومد تو وبلاگتون معرفيش کنيد مرسی مرسی مرسی :) ن.مجنون(نويدحلمی)

msheyda .persianblog .com

اقای کاطمی سلام / حقير عاشق شعر و زبان فارسی هستم . خواستم عرض ادبی کرده باشم و اينکه اسم فاميلی شما را دارم . از غربت دور يعنی کانادا مزاحم وقت شريف شدم . شعر عميقتان را ميستايم . اگر لايق باشم / م / شيدا /// لندن / کانادا