نگارش (شصت و دو)

کوتاه‌نویسی ـ کلمات زاید

 

اکنون نیز بحث ایجاز و اطناب را ادامه می‌دهیم‌. یک نوع دیگر درازنویسی در نوشته‌های نویسندگان ما، کاربرد بی‌مورد عبارتهایی چون «عبارت است از» یا «به عنوان‌» یا «تحت عنوان‌» یا امثال اینهاست‌.

 

 

 

مثال ۱

«عدالت در آنجا «عبارت است از» برخورداری مناسب کلیه افراد از تمام آنچه به آنان به عنوان شهروندان تعلق می‌گیرد.»

 

«شکر «عبارت است از» به‌کاربستن هر نعمتی در جای خودش‌.»

 

«اجتهاد «عبارت است از» به کارگیری تخصصی خرد، برای دریافت حکم شریعت‌.»

 

«این خصوصیتهای متضاد حاصل یک چیز است‌. و آن عبارت از اختلاط میان زبان معیار و زبان لهجه است‌.»

 

باید دقت کنیم که «عبارت است از» به طور کلی برای جاهایی مناسب است که از یک مجموعه سخن می‌گوییم‌. مثلاً می‌گوییم «غذای مهمانی ما عبارت بود از برنج‌، خورش‌، سالاد، سوپ و نوشابه‌.» ولی وقتی سخن از یک چیز منفرد می‌آید، «عبارت است از» چندان مناسب نیست‌. مثلاً نمی‌توان گفت «غذای زندان عبارت بود از نان خشک‌» بلکه باید گفت «غذای زندان فقط نان خشک بود.» باری‌، من جملات بالا را چنین بازنویسی می‌کنم‌:

 

«عدالت در آنجا برخورداری مناسب کلیه افراد است از تمام آنچه به آنان به عنوان شهروندان تعلق می‌گیرد.»

 

«شکر به‌کاربستن هر نعمتی در جای خودش است‌.»

 

«اجتهاد به کارگیری تخصصی خرد، برای دریافت حکم شریعت است‌.»

 

«این خصوصیتهای متضاد حاصل یک چیز است‌; اختلاط میان زبان معیار و زبان لهجه‌.»

 

 

 

مثال ۲

هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها محسوب می‌شوند، به ویژه در کشور ما که هنرمندان موسیقی از شهرت بسیار بالایی برخوردارند.

 

در عبارت بالا «محسوب می‌شوند» زاید است‌. البته در «محسوب شدن‌» نکتة ظریفی هم هست که باید دقت کرد. «محسوب شدن‌» برای وقتی مناسب است که چیزی در نظر افراد خاصی برجسته شده باشد. مثلاً می‌گوییم «در جوامع سنتی‌، درس‌خواندن دختران کاری نادرست محسوب می‌شود» یعنی چه‌؟ یعنی این که ممکن است این کار مطلقاً نادرست نباشد، ولی جامعة سنتی آن را چنین می‌پندارد. اینجاست که «محسوب می‌شود» معنی پیدا می‌کند. ولی وقتی چیزی جدا از دیدگاه مردم به خودی خود برجسته است‌، دیگر «محسوب‌شدن‌» نمی‌خواهد. در عبارت بالا نیز چون هنرمندان و آوازخوانان به راستی مشهور هستند، نه این که مشهور پنداشته شوند، «محسوب شدن‌» لازم نیست و باید گفت‌:

 

هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها هستند، به ویژه در کشور ما که هنرمندان موسیقی از شهرت بسیار بالایی برخوردارند.

 

حالا من به این هم قانع نمی‌شوم و عبارت را کمی کوتاه‌تر می‌کنم‌:

 

هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها هستند، به ویژه در کشور ما.

 

 

 

مثال ۳

در شرایط اجتماعی و سیاسی امروز کشور روشن است که کوچکترین حرکت جمعی ممکن است به یک آشوب و بلوای فاجعه‌آمیز بینجامد.

 

عادتی شده است برای بعضی نویسندگان ما که جا و بیجا، عبارتهایی چون «اجتماعی و سیاسی‌» را به جملات می‌افزایند. بسیاری وقتها این‌گونه عبارتها هیچ لازم نیست‌.

 

در شرایط امروز کشور روشن است که کوچکترین حرکت جمعی ممکن است به یک آشوب و بلوای فاجعه‌آمیز بینجامد.

 

 

 

مثال ۴

سومین جایزة بنیاد گلشیری‌، داستانهای برتر را داستانهایی دانسته است که عوامل تزئینی و خصوصیات زیر را داشته است‌. آن ویژگیها اینها هستند: «تلفیق موفق تکنیک با موضوع داستانها...

 

«آن ویژگیها اینها هستند» زاید است‌.

 

سومین جایزة بنیاد گلشیری‌، داستانهای برتر را داستانهایی دانسته است که عوامل تزئینی و خصوصیات زیر را داشته است‌: «تلفیق موفق تکنیک با موضوع داستانها...

 

 

 

و این هم یک نمونه کامل برای بحث کوتاه‌نویسی‌

 

و اما نوع کاغذ موجود که تمبرهای افغانستانی با آن به چاپ می‌رسید، بیشتر کاغذ الوان بود که کاغذی است مخصوص چاپ تمبر. نوع چسب به کار گرفته شده در پشت تمبرها هم متفاوت بود بعضی از تمبرها که در سالهای اولیه به چاپ رسید فاقد چسب بود و در وقت استفاده بر روی مراسلات پُستی با چسب دستی آن را بر روی مراسلات می‌چسباندند. بعدها تمبرهایی که چاپ می‌شد از چسب برخوردار بود. البته آن چسب هم دستی بود. یعنی بعد از آن که تمبر از چاپ بیرون می‌آمد. با چتکه پشت تمبر را به چسپ آغشته می‌کردند و بعد از خشک شدن کامل تمبرها را برای استفاده در اختیار عموم قرار می‌دادند.

 

و اما کاغذ تمبرهای افغانستان‌، بیشتر کاغذ الوان بود که کاغذی است مخصوص چاپ تمبر. نوع چسب تمبرها هم متفاوت بود. در سالهای اولیه تمبرها فاقد چسب بود و آنها را با چسب دستی بر روی مراسلات می‌چسباندند. تمبرهای بعدی چسب داشت‌، ولی آن چسب هم دستی بود، یعنی پشت تمبر را بعد از چاپ با چتکه به چسپ آغشته می‌کردند و بعد از خشک شدن کامل‌، در اختیار عموم قرار می‌دادند.

 

/ 66 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهرام

جناب آقای کاظمی سلام! درباره ای دستور وزیر فرهنگ دولت کرزی مبنی بر عدم کاربرد واژه های دانشگاه ، دانشجو و دانشگده ، چیزی برای گفتن ندارید ؟

آرش

وبلاگ دانشگاه کابل خانه خود تان.

وحید عدالتی

تلاشهای نافرجام برای مقابله با زمین خواری و احساس تجاوز به من

وحید

کاظمی ارجمند سلام ! عکسها و مناظری از سر زمنیم

وحید

آدرس وبلاگ در پیام قبلی اشتبا به ثبت رسیده بود

عباس پویاl

جناب آقای کاظمی سلام! از روی اتفاق به سایت شما برخوردم و به بحثتان در بارۀ «ایجاز و اطناب». شما در آنجا کاربردِ «عبارت است از...» را در برخی از نوشته ها بی مورد می دانید. یکی از مثال هایی را که برای این موردِ بی مورد می آورید، جمله ای است برگرفته شده از مصاحبۀ من با مجلۀ «خط سوم» : "اجتهاد عبارت است از به کارگیری تخصصی خرد برای دریافت حکم شریعت". و استدلال می کنید: "باید دقت کنیم که «عبارت است از» به طور کلی برای جاهایی مناسب است که از مجموعه سخن می گوییم [...] ولی وقتی سخن از یک چیز منفرد می آید، «عبارت است از» چندان مناسب نیست". اگر این نظر برخاسته از ذوق شخصی شما باشد، ایرادی ندارد. اما اگر می خواهید بگویید که این نظر، نظرکارشناسانه و متکی بر قواعد و منابع زبان فارسی است، مشکل دارد: - «عبارت» یا «عبارت بودن از ...» بر اساس فرهنگ لغت، در وهلۀ نخست برای شرح یک مطلب و در مقام تعریفِ یک اصطلاح به کار می رود و در درجۀ دوم برای شرح یک مجموعه و نام بردن یکی به یکی اعضای مجموعه (فرهنگ سخن، فرهنگ معین). - اتفاقاً کاربرد

عباس پویا

ادامه: - اتفاقاً کاربرد «عبارت است از» در مقام تعریف اصطلاحات و چیزهای منفرد خیلی هم رایج است. چند مثال سردست: عزت الله فولادوند (انقلاب): "[...] یکی از قدیمی ترین مسائل مابعد طبیعی [...] عبارت است از مسألۀ میان بود و نمود". دکتر منوچهر صانعی دره بیدی: "علم حقوق [...] به نظر کانت [...] عبارت است ازشناخت امور طبیعی". مجلۀ حوزه: "فقه عبارت است از علم به احکام فرعی شرع اسلام". علی شریعتی (نیازهای انسان امروز): "[...] و آن بحران عبارت است از بحران انسانی، و این معما عبارت است از خود انسان". عبدالکریم سروش (حکمت یونانیان، حکمت ایمانیان): "این عادت بسیارمذموم را که عبارت از خفتگی عقلانی است باید فروکوفت". هزاران مثال دیگر را می توان به سادگی از طریق جستجوگر «گوگل» پیدا کرد. - نکتۀ دیگر اینکه، در مقام تعریفِ اصطلاح اجتهاد عمداً بیانی موزون انتخاب شده، تا راحتتر در ذهن بنشیند و بماند. پیشنهاد شما گرچه روا است ولی فاقد این عنایت. - و آخرین نکته: زیبایی و غنای یک زبان از جمله در گرو امکان کاربردهای گوناگون در آن می باشد. در مقام تعریفِ اصط

عباس پویا

ادامه: - و آخرین نکته: زیبایی و غنای یک زبان از جمله در گرو امکان کاربردهای گوناگون در آن می باشد. در مقام تعریفِ اصطلاح اجتهاد می توان گفت: "اجتهاد به کارگیری تخصصی خرد برای دریافت حکم شریعت است" (پیشنهاد شما)، می توان هم نوشت: "اجتهاد عبارت است از به کارگیری تخصصی خرد برای دریافت حکم شریعت" (پیشنهاد من با عنایتی که اشاره شد) و می توان هم گفت: "اجتهاد یعنی به کارگیری تخصصی خرد برای دریافت حکم شریعت". خیلی حیف است اگر با حکاکی هایی از اینگونه زبانی را لاغر ویکنواخت بسازیم. در کوشش های اصلاحگرانه تان شکیبا باشید! با احترام

محمدكاظم كاظمي

محمدکاظم کاظمی. جناب داکتر صاحب پویا. سپاسگزارم به خاطر یادآوری‌تان. به یاری خدا در نگارش نهایی این سلسله مطالب، آنها را اعمال خواهم کرد.