شاعری جامع و متعادل

اين مطلب چندی پيش به مناسبت گراميداشت قيصر امين پور در روزنامه همشهری چاپ شده است.

 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

قيصر امين‌پور بي هيچ ترديدي مطرح‌ترين شاعر ايران در اين سه دهه بوده است‌. البته اين سخن بدان معني نيست كه او همواره و نزد همه مخاطبان شعر، بيشتر مقبوليت را داشته است‌. ما بسيار شاعران داشته‌ايم كه يا در مقاطعي از زمان‌، و يا در ميان گروه خاصي از مخاطبان محبوبيتي استثنايي يافته‌اند. ولي وقتي گستردگي حوزة مخاطبان و آن هم در زماني طولاني را در نظر مي‌گيريم‌، قيصر را شاعر مطرح همه سالها مي‌يابيم‌.

به راستي چرا اين‌گونه است‌؟ چرا اين شاعر همواره مخاطبان ثابت خود را داشته و همواره نيز در اوج مقبوليت بوده است‌؟ و چرا در مقاطعي كوتاه از زمان‌، شاعران ديگري بر او پيشي گرفته‌اند؟

به گمان من اين قضيه يك دليل سبك‌شناسانه دارد. شاعران مختلف‌، در غلظت و شدت ويژگيهاي سبكي‌شان يكسان نيستند. بعضي بسيار صاحب سبك هستند، يعني هنرمنديهايي ويژة خود دارند و اين هنرمنديها، تنها تكيه‌گاه آنهاست‌. حالا، در زمانه‌هايي كه پسند عمومي بر اين وجوه از شعر معطوف است‌، اين شاعران بيش از حد انتظار مطرح مي‌شوند و محبوبيت مي‌يابند. در مقابل‌، وقتي كه پسند عمومي تغيير يافت و يا شاعر در آن خصوصيات سبكي خويش به افراط گراييد، اين شهرت ناگهان فروكش مي‌كند.

به همين ترتيب‌، شعر شاعراني كه چنين خروج از هنجارهاي شديدي دارند، در ميان گروهي از مخاطبان كه اين ويژگي را مي‌پسندند بسيار مطرح مي‌شود و در ميان بخشي ديگر ممكن است هيچ بازتابي نداشته باشد. چنين است كه شهرت و با محبوبيت اين شاعران‌، همواره در نوسان است‌.

مثلاً در ادب قديم ما، كساني همچون سلمان ساوجي و كمال‌اسماعيل در عصري كه صنعت‌پردازي بيشترين جاذبه را دارد، ناگهان مطرح‌ترين شاعران زبان فارسي مي‌شوند; ولي با تغيير اين ذايقه‌، فقط در حد شاعران متوسط فارسي قابل طرح هستند و نه بيش از آن‌. در شعر اين چند دهه نيز مي‌توان شادروان نصرالله مرداني يا احمد عزيزي را از اين گروه دانست‌.

در كنار اينان‌، شاعراني هم هستند كه قابليتهايشان در ميان وجوه مختلف شعر تقسيم شده است‌. اينان غالباً همه تواناييها را در كنار هم دارند و به همين لحاظ، همواره تعدادي طرفدار ثابت خواهند داشت‌. حافظ مسلماً بهترين تصويرگر نيست‌; بهترين صنعت‌پرداز هم نيست‌; فصيح‌ترين شاعر فارسي هم نيست و در عرفان و معرفت هم حرف اول را نمي‌زند. ولي اين حسن را دارد كه توانسته‌است تا حدي قابل قبول‌، همه اين ويژگيها را در شعرش جمع كند و برخوردش نيز با آنها متعادل باشد. چنين است كه در روزگار صنعت‌پردازي هم حافظ خريدار دارد، در روزگار زبان‌آوري هم و در روزگار معني‌گرايي هم‌.

و قيصر امين‌پور، از گروه همين شاعران متعادل و همه‌جانبه است‌. در شعر او همه محاسن ديگران يافته مي‌شود، ولي در حد نسبي و قابل قبول‌. او در بيشتر قالبهاي رايج اين روزگار شعر گفته است و شعر قابل قبول هم گفته است‌. در شعر او بيشتر معاني مطروحه در اين سالها را مي‌توان يافت و غالب گروههاي اجتماعي‌، مي‌توانند حرفهاي دلخواه خود را در شعر او بيابند. او در تصويرگري‌، سلامت و هنرمندي در زبان‌، رعايت تناسبهاي لفظي و معنوي و بالاخره طرح و ساختار شعرهايش همواره موفق بوده است‌. شايد در هيچ يك از اين جوانب مختلف شعر، به تنهايي نتوان قيصر را بي‌بديل و بي‌رقيب دانست‌، ولي در اين تعادل و جامعيت البته او شاعري است كه نظيرش را حداقل من در ميان شاعران اين چند دهه سراغ ندارم‌.

/ 30 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ح. ورسی

دوست گرانقدر سلام ! "حافظ ورندی " را می توانید در بخش چهارم یادداشتی " حافظ اندیشه ورز عصیانگر " مطالعه فرمایید. با احترام

حبيب

سلام . با غزلی از عشق به روزم . سری به خانۀ ما هم بزن ، گناه که نیست ـ اگر موافق میلت نبودم امّا کن . زنده باشی . تا بعد...

بینام

www.geocities.jp/af2jaghuri/index2.htm حتما بخوانید و نظر بدهید

نعیم

جناب راستگو! از آفتاب روشن تر است که باعث خرابی کشور وبدبختی وفجایع مردم ما بعد از دوران جهاد احمدشاه مسعود و گلبدین حکمتیار است، اگرهمه مثل مزاری بزرگ می اندیشید یقینا ما امروز سرنوشت می داشتیم، راستگو جان! از حقیقت دور نرو کمی با انصاف باش وسپس در خواهید یافت که کی ها مزدور بیگانه ها بوده وکی ها عامل هزاران فجایع خانمانسوز است.

نعیم

جناب راستگو! از آفتاب روشن تر است که باعث خرابی کشور وبدبختی وفجایع مردم ما بعد از دوران جهاد احمدشاه مسعود و گلبدین حکمتیار است، اگرهمه مثل مزاری بزرگ می اندیشید یقینا ما امروز سرنوشت دیگری می داشتیم، راستگو جان! از حقیقت دور نرو کمی با انصاف باش وسپس در خواهید یافت که کی ها مزدور بیگانه ها بوده وکی ها عامل هزاران فجایع خانمانسوز است.

سعيد تکلومنش

آقای کاظمی عزيز: سلام اگر يادتان باشد سالها قبل شايد سالهای ۶۷يا ۶۸ در شهر مشهد دانشجوی مکانيک دانشگاه مشهد بودم در آنجا انجمن سازمان تبليغات می رفتيم شما هم مي آمديد آقای ساعی مجيد نظافت محمدتقی احمدی آقای اکرامی وسایر دوستان هم بودند نمی دانم مرا به یاد می آورید یا نه اما شما به خوبی به خاطر دارم در کنگره شعر والایی در شهر اهواز سراغ شما رو از آقای مجیدنظافت گرفتم .الان در یکی از سایتها آدرس شما رو دیدم خیلی خوشحال شدم اگر می توانید برام ایمیل به زنید و از کاراتون برام بفرستید به وبلاگ من هم اگه می شود سری به زنید و نظرتون رو بدید ممنون می شم سعید تکلو منش

قيام

سلام بر کاضمی دردانه با شعر های بسيار قشنگش. با نوشته ای در مورد نشست سران اقوام دو سوی سرحد بروزم اميد که بخوانيد و نظر بدهيد.

شهرآشوب

سلام بر آقای محمد کاظم کاظمی من از مخاطبان جدی اشعار شما هستم. بسيار از اشعار متعهدانه و زيبای شما استفاده می کنم. بی صبرانه منتظر آثار جديد شما هستم. و چشم به راه «کفران». اگر وقت کرديد به وبلاگ من سری بزنيد. منتظر نظرات شما عزيز گرامی هستم.

محمدکاظم کاظمی

تکلو منش گرامی. چگونه می‌توان آن سالهای طلايی و دوستان آن سالها را از ياد برد؟ بسيار خوشحال شدم با ديدن پيامتان. به اميد ديدار.

محمدکاظم کاظمی

يوسف گرامی. درست می‌فرماييد. از اين نوع مثالها که نوشته‌ايد اتفاقا من هم يافته‌ام. جدا از يک سلسله اصول ثابت و کلی که در شعر بيدل هست، در بسيار وقتها مضامين متضاد در شعرش يافت می‌شود و اين هم دلايل دارد. شايد يکی از دلايلش پايبندی نسبی شاعران اين مکتب به مضمون‌گرايی بيش از معنی گرايی باشد. اين خاصيت در بيدل بسيار نيست ولی در هر حال وجود دارد. به همين دليل من باری سخنان دوستی را که بر اساس شعرهای بيدل کوشيده‌بود جهان‌بينی او را ترسيم کند نقد کرده بودم. بسيار سپاسگزارم.