امروز با بیدل (صد و پانزده)

با هر کمالت اندکی دیوانگی خوش است

گیرم که عقل کل شده‌ای، بی‌جنون مباش (ص 745)

به احتمال قوی، ضبط «دیوانگی» در این بیت، نادرست است، چون این کلمه در این موقعیت خللی جدّی به وزن شعر می‌زند و بیدل این‌گونه خطای وزنی ندارد، نه تنها بیدل، که دیگر بزرگان ما نیز، تا آنجا که من دیده‌ام.

آنچه برای من این احتمال را قوّت می‌بخشد، نقلی از این بیت است که استاد سرآهنگ آن را می‌خواند، بدین گونه: «با هر کمالت اندکی آشفتگی خوش است» و این ظاهراً درست‌ است، به چند قرینه:

«آشفتگی» هیچ خللی در وزن نمی‌آفریند.

«دیوانگی» قدری دور از فصاحت است، چون در مصراع بعد، «جنون» آمده که همان معنی را دارد و مناسب‌تر این است که در چنین مقامی، دو کلمه این‌قدر مترادف نباشند.

در مصراع دوم، «جنون» تضاد کاملی با «عقل» دارد. این‌چنین تضادی میان «دیوانگی» و «کمال» نیست، در حالی که انتظار میرود تضادها روشن باشد. «آشفتگی» تضاد روشن‌تری با «کمال» دارد.

با این همه تا وقتی که به نسخه‌های دیگر دسترسی و مراجعه نباشد، ما در تاریکی راه می‌رویم. فقط شمع استاد سرآهنگ را در دست داریم و این شمع، البته بسیار تاریکی‌ها را در شعر بیدل روشن کرده‌است.

/ 5 نظر / 718 بازدید
سخی_کابل

به اين لينک حتمآ سر بزنيد.http://dahan.persianblog.ir/

شهباز ایرج

جناب استاد وزن این بیت بیدل که نوشته اید مشکل دارد، به نظرم همان صورتی که استاد سرآهنگ خوانده درست باشد: در هر کمال اندکی آزادگی خوش است ...الخ

محمدبشير رحيمی

سلام استاد. همواره می آيم و از مطالب وبلاگت استفاده می کنم. راستی شنيدم شريعتی کارهايی کرده و اگر خبری هست مرا در جريان بگذاريد ممنو می شوم.

محمدکاظم کاظمی

بشير رحيمی عزيز. درست شنيده‌ايد. اخيرا کتاب شعر شما و محسن سعيدی و نقيب بادغيسی از چاپ برآمده است. کتاب شما را ديدم و باکيفيت بود. فقط يکی دو اشتباه تايپی در آن هست و آن هم يادداشتهايی است که من فقط برای يادآوری در آن نوشته بودم و بعدا همان طور در کتاب چاپ شده است. از اين بابت بايد عذرخواه شما باشم. ولی از اين که بگذريم کتاب بسيار خوب است، البته شعرهايش بهتر از طرح جلد است و طرح جلد بهتر از نام کتاب.

نعمت الله ترکانی

کاظمی عزيز. درين شعر بهتر شما به مطلع غزل مراجعه کنید. شعرا و حکمای ما معمولن جنون را به معنی دیوانگی بکار نمی برده اند. بلکه جنون را بمعنی مجازی آن یعنی شوریدگی، از خود بیگانگی و در مفهوم عرفانی آن از خود خالی شدن و با خدا پیوستن تعبیر میکردند. شاید عقل کل شدن در همین مصرع، شرح و بیان حال این جنون باشد که بیدل میخواست به آن برسد .موفق باشید