محمدكاظم كاظمي


+ ناله در کوهسار (3) ـ قانون دوم ترمودینامیک

نه. گمان نکنید که این وبلاگ تغییر ماهیت داده است، یا من پای در کفش علمای فلسفه و کلام کرده‌ام. در این شبهای ماه مبارک و بیدار ماندن تا سحر، فرصتهایی دست داد که بعضی تأملات و نکاتی را که سالها در ذهن داشتم، به نگارش درآورم. شاید این فرصت باز دست ندهد و بعد از ماه مبارک و شروع جلسات شعر و کارهای ویراستاری، باز بر سر همان مباحث برگردم. به هر حال تأکید بر این حقیقت ضروری است که اگر در عرصه‌های ادبیات و نگارش و بیدل‌شناسی گاهی کسوت آموزگاری می‌پوشم (و البته همین هم خالی از جسارتی نیست) در این عرصه فقط دانش‌آموزی هستم که سؤالها و یا کشفهای کودکانه خود را طرح می‌کند، به این امید که برای پرسشها پاسخ بیابد و کشفها را با دیگران در میان بگذارد.

قریب به سی سال پیش بود که من کتاب «یک، دو، سه، بی‌نهایت» ژرژ گاموف را خواندم، با ترجمة احمد بی‌رشک. این از بهترین کتابهایی بوده است که در عمرم خوانده‌ام. با این کتاب آگاهی‌ام از جهان پیرامون (از نظر علمی) بسیار گسترش یافت. در این کتاب از اتم بگیرید تا کهکشان و از نظریة اعداد بگیرید تا قوانین نسبیت انشتین توضیح داده شده است. یک کتاب علمی است برای شناخت جهان، با زبان ساده و بسیار جذاب. هم‌نسلان من اگر اهل مطالعه بوده باشند، حتماً در نوجوانی نام این کتاب به گوششان خورده است یا خود آن را خوانده‌اند.

یکی از مباحث بسیار جذاب در این کتاب، قوانین ترمودینامیک بود، به ویژه قانون دوم آن که یک شناخت ویژه از نحوة مبادله و توزیع انرژی در جهان می‌دهد. از همان زمان فکری به ذهنم جرقه زد و آن این که این قانون دوم ترمودینامیک می‌تواند برهانی قوی برای وجود خالق برای این جهان باشد. ولی آن وقتها این فکر را جدی نگرفتم، به ویژه که در میان کتابهای آموزش مسایل دینی چه در مدرسه و چه کتابهایی که علمای دین تألیف کرده‌ بودند، نشانی از این برهان نیافتم.

 

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: تأملات فکری
comment مهربانی‌ها () لینک

+ ناله در کوهسار (2) ـ شب قدر

 

کس سؤال مرا جواب نگفت

 

ناله در کوهسار خواهم کرد

 

(بیدل)

 

اکنون در واپسین دقایق شب بیست و سوم ماه مبارک هستم. پرسشی که که سالهاست با آن روبه‌رویم این است. شب قدر چه شبی است؟ نه. قضیه را از این جهت طرح نمی‌کنم که بخواهم به تاریخ دقیق این شب دست یابم که مثلا شب نوزدهم ماه مبارک است، یا بیست و یکم، یا بیست و سوم، یا شبی دیگر. مسلماً این برای ما آشکار نیست و در این نیز چه بسا که حکمتی است. سؤال من در جای دیگری است. به راستی خود شب نوزدهم یا بیست و یکم یا بیست و سوم ماه مبارک کدام شب است؟ بر اساس تقویم کدام کشور و افق کدام نقطه از کره زمین؟

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: تأملات فکری

+ ناله در کوهسار - نظر جناب سید مصطفی حسینی راد

تصور نمی‌کردم که این یادداشت غیرکارشناسانه‌ام چنین زود مورد عنایت دوستان قرار گیرد. اینک نظر دوست شاعر و اندیشورم جناب حسینی راد را که در بخش پیامها نهاده بودند و به دلیل محدودیت فضا چند پاره شده بود، در یک یادداشت مستقل تقدیم حضور عزیزان می‌کنم. (محمدکاظم کاظمی)

 

سلام بر دوست گرانمایه جناب کاظمی عزیز

آنچه به اختصار عرض می کنم البته بدون فرصتی برای پژوهش بیشتر درباره پرسشی است که مطرح کرده اید و بداهةً به نظر رسیده است.

 

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: تأملات فکری

+ ناله در کوهسار (ایمان ابوطالب) .

کس سؤال مرا جواب نگفت

ناله در کوهسار خواهم کرد

(بیدل)

 

من نه یک عالم دینی هستم، نه یک متکلم یا مفسّر یا متخصص مسایل اعتقادی. ولی همیشه بر این باورم که در حوزة اعتقادات نباید مقلّد بود و نیز نباید مقیّد به به هر آنچه از کودکی در این زمینه یادمان داده‌اند، چه در خانواده، چه پای منبر، چه در کتب درسی.

آنچه در این سلسلة «ناله در کوهسار» خواهم نوشت، نه از سر بی‌اعتقادی نسبت به اصول دین برحقی است که اکنون به راستی بدان یقین دارم و نه برای ایجاد شک و شبهه در دل دیگر معتقدانی که شاید خوانندة این سطور باشند. اینها تأملاتی است که گاه در مسایل دینی و اعتقادی داشته‌ام و سؤالهایی که در مطالعات اندکم در کتابهای دینی، پاسخهایشان را نیافته‌ام، و تأکید می‌کنم که من نیافته‌ام، نه این که به راستی وجود ندارد.

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: تأملات فکری