محمدکاظم کاظمی


+ سه خبر

1. دوره آموزش نگارش و ویراستاری
مقارن با کناره‌گیری من از ویراستاری، یک دوره آموزش نگارش و ویراستاری شروع شد که در آنجا من در خدمت دوستان هستم و در آنجا نکاتی درباره ویرایش، درست‌نویسی و زیبانویسی را آموزش خواهم داد. اولین جلسه رسمی این دوره آموزشی، پنج‌شنبه ساعت 3 عصر در محل شورای فرهنگی در این محل خواهد بود:
مشهد، طلاب، ابتدای بلوار میرزا کوچک خان، پلاک 361، تلفن 32596621
دوستان برای ثبت نام می‌توانند تا قبل از اولین جلسه، در همین محل به آقای حسین رهیاب مراجعه کنند.



2. محل جدید درّ دری
مؤسسه فرهنگی درّ دری تغییر محل یافت به انتهای مفتح، بلوار امت، پلاک 188. جلسه شعر هم به قرار سابق در روزهای جمعه ساعت 2/5 عصر در همین محل برگزار می‌شود.


3. محل جدید جلسه آفتابگردان‌ها
جلسه شعر آفتابگردان‌ها که شاخه‌ای از شهرستان ادب در مشهد است، با مدیریت خانم راضیه رجایی و گردانندگی من، هر چهارشنبه ساعت 17 تا 19 در محل جدید برگزار می‌شود: مشهد، بلوار مدرس، فرهنگسرای بهشت.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: گزارش
comment مهربانی‌ها () لینک

+ شماره‌ی جدید «درّ دری» از چاپ برآمد

فصلنامه‌ی «درّ دری» برای اهالی ادبیات و فرهنگ، نامی آشناست. اولین شماره‌ی این فصلنامه در 1376، از سوی مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان به مدیرمسئولی سرور دانش و سردبیری سید ابوطالب مظفری منتشر شد و تا شماره 13 (خزان 1380) با همین مدیریت ادامه یافت.
«دّر دری» در عرصه‌ی مطبوعات افغانستان خوب درخشید و به باور غالب اهل ادب و هنر کشور، بهترین نشریه‌ی فرهنگی افغانستان بود.
در سال 1380 و با تحولات پس از یازده سپتامبر، مرکز فرهنگی نویسندگان با انتقال به داخل کشور، انتشار «درّ دری» را متوقف کرد، ولی همکاران مجله که آن را بخشی از هویت‌شان می‌دانستند و نمی‌توانستند از آن دل بکنند، کار را با فصلنامه‌ی «خط سوم» ادامه دادند که از آن هم 13 شماره (از خزان 1381 تا تابستان 1387) منتشر شد، با مدیرمسئولی جواد خاوری و سردبیری ابوطالب مظفری.
ولی تنگناهای مالی و پراکنده شدن بیشتر همکاران به کشورهای دیگر، «خط سوم» را هم زمینگیر ساخت. البته در این مدت البته مؤسسه‌ی فرهنگی درّ دری در مشهد فعال بود و کانون تجمع اهل ادب مهاجر. ولی انتشار مجله برای همه دوستان، به آرزویی دور از دسترس بدل شده بود.
بالاخره پارسال به همت سید ابوطالب که هیأت تحریر تازه‌ای فراهم آورد و با حمایت عزیزانی چون محمدحسین جعفریان و دیگر مسئولان حوزه هنری، طلسم شکست و مجله این بار با همان نام قدیم «درّ دری» منتشر شد.

 

اینک بچه‌های درّ دری حس می‌کنند که زندگی دوباره‌ای شروع کرده‌اند. این تجدید حیات، بیش از هر چیز، وام‌دار استقامت سید مظفری است که با همه دشواری‌ها، چراغ مؤسسه را روشن نگه داشت. اکنون امید می‌رود که این چراغ، بیش از این هم شعله بکشد. البته در این مسیر حمایت‌های قلمی و قدمی همه دوستداران «درّ دری» را انتظار داریم.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: مطبوعات و گزارش

+ سه‌شنبه شب، شبکه 4 سیما، برنامه راز

امشب من در شبکه 4 سیما، مهمان برنامه «راز» خواهم بود.
این برنامه به گردانندگی جناب نادر طالب‌زاده از ساعت 21:30 سه‌شنبه شب آغاز می‌شود.
موضوع برنامه بررسی فیلم سینمایی چند متر مکعب عشق به کارگردانی جمشید محمودی است.
داستان این فیلم برگرفته از واقعیت‌های زندگی مهاجران افغانستان در ایران است و نگاهی بسیار مثبت به موضوع دارد. به همین مناسبت در این برنامه درباره وضعیت مهاجران هموطن ما در ایران صحبت خواهد شد.
دوستانی که علاقه‌مند این موضوع و این برنامه هستند، لطفاً اطلاع‌رسانی کنند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٢
کلمات کلیدی: گزارش

+ سه‌شنبه شب، شبکه 4 سیما، برنامه راز

امشب من در شبکه 4 سیما، مهمان برنامه «راز» خواهم بود.
این برنامه به گردانندگی جناب نادر طالب‌زاده از ساعت 21:30 سه‌شنبه شب آغاز می‌شود.
موضوع برنامه بررسی فیلم سینمایی چند متر مکعب عشق به کارگردانی جمشید محمودی است.
داستان این فیلم برگرفته از واقعیت‌های زندگی مهاجران افغانستان در ایران است و نگاهی بسیار مثبت به موضوع دارد. به همین مناسبت در این برنامه درباره وضعیت مهاجران هموطن ما در ایران صحبت خواهد شد.
دوستانی که علاقه‌مند این موضوع و این برنامه هستند، لطفاً اطلاع‌رسانی کنند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٢
کلمات کلیدی: گزارش

+ جلسه نقد و پژوهش شعر

جلسه‌ی نقد و پژوهش شعر

نقد کتاب «خواب‌های مکتوب»، گزیده‌ی شعر آزاد خراسان

به گردآوری و گزینش علی‌رضا جهانشاهی و امیرتیمور زحمتکش

یک‌شنبه 3 شهریور 92، ساعت 17

مشهد، تقی‌آباد، حوزه هنری خراسان رضوی


نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٢
کلمات کلیدی: گزارش

+ جلسه نقد کتاب این هفته

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ تیر ۱۳٩٢
کلمات کلیدی: گزارش

+ جلسه نقد کتاب این ماه

نقد کتاب «پیشانی صنم» از محسن تیموری

یک‌شنبه 5 خرداد 92، ساعت 17

مشهد، تقی‌آباد، حوزه هنری خراسان رضوی

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٢
کلمات کلیدی: گزارش

+ رونمایی از کتاب استاد فدایی هروی

هفته قبل افتخار داشتیم که در جلسه رونمایی از آخرین کتاب استاد براتعلی فدایی شرکت کنیم. مطالبی در مورد این جلسه برای مطبوعات نوشته بودم که اینک پیشکش شما نیز می‌کنم.

 

در مراسمی با حضور جمعی از اهل ادب و مسئولان فرهنگی، از خدمات پنجاه‌ساله براتعلی فدایی هروی شاعر پیشکسوت افغانستان تقدیر شد. در این مراسم که از سوی مؤسسة خیریة سیدالشهدا(ع) و به مناسبت سالگرد قیام تاریخی 24 اسفند 1357 مردم هرات برگزار شده بود، هم‌چنین از کتاب «گنج در ویرانه» آخرین مجموعه شعر استاد فدایی رونمایی شد.

سیدابوطالب مظفری شاعر معاصر افغانستان در این جلسه از نقش مستقیم و غیرمستقیم استاد فدایی در پرورش یک نسل از شاعران معاصر افغانستان سخن گفت و خود و هم‌نسلانش را از ثمرات فعالیت‌های فدایی و امثال او دانست. هم‌چنین محمدکاظم کاظمی دیگر شاعر افغانستان به شاخصه‌های شعر و شخصیت استاد فدایی پرداخت و توجه خاص شاعر به مسایل سیاست و اجتماع و روحیة انقلابی‌گری ایشان را ستود. هم‌چنین در این محفل پیامی از سوی ریاست محترم حوزة هنری خراسان رضوی قرائت شد.

استاد براتعلی فدایی، در سال 1308 در هرات افغانستان متولد شد. از دوازده‌سالگی به شعر گفتن پرداخت. در دهة چهل مدتی مسئولیتی دولتی داشت، ولی به خاطر افشاگری‌ها و انتقادهایش نسبت به بعضی نابسامانی‌ها ، ناچار به استعفا شد. او با شروع جنگ و جهاد علیه حکومت مارکسیستی افغانستان در سال 1358 به مشهد مقدس کوچید و به سرایش شعر علیه متجاوزان روسی و دولت دست‌نشاندة آنها پرداخت. او در همین زمان مسئول انجمن شاعران مهاجر افغانستان بود. فدایی پس از پیروزی مجاهدین به زادگاهش برگشت و تا کنون در آنجا زندگی می‌کند. اکثر شاعران چند دهة اخیر شهر هرات، خودشان را شاگرد او می‌دانند. فدایی در قصیده و غزل، توانایی بسیاری از خود نشان داده و خصوصاً مناقب و مراثی ایشان در میان مردم شهرت دارد. مناعت طبع و اخلاق درویشی، از او شخصیتی محبوب ساخته است. تا کنون مجموعه شعرهای «حریم راز»، «چامه‌ها و چکامه‌ها»، «راه روشن» و «گنج در ویرانه» از ایشان منتشر شده است.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ اسفند ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: شاعران فارسی و گزارش و یادبودها

+ رونمایی کتاب «شاعری به این تنهایی» در حوزه هنری مشهد

جلسه‌ ماهانه نقد و پژوهش شعر
رونمایی کتاب «شاعری به این تنهایی»
گزیده اشعار استاد محمدباقر کلاهی اهری

یک‌شنبه 13 اسفند 91، ساعت 17
حوزه هنری خراسان رضوی
مشهد، میدان تقی‌آباد


 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ اسفند ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: گزارش و کتاب

+ در محضر دکتر شفیعی کدکنی

شنبه 11 شهریور 91 برایم روزی به یادماندنی بود: اولین بهره‌مندی از محضر استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی.

برای خودم هم عجیب بود که در این بیست و چند سال فعالیت در عرصه ادبیات و با این همه علاقه به آثار ارزشمند دکتر شفیعی، تا کنون توفیق استفاده از محضر ایشان نصیبم نشده بود. یعنی درست بگویم، باری دکتر را در سال 1368 در مراسم چهلم درگذشت شادروان اخوان ثالث دیدم و سلامی و احترامی عرض کردم و... 23 سال گذشت تا این که چندی پیش توفیق صحبتی تلفنی با ایشان فراهم شد، که دوستی گرامی کتاب «روزنه» و یکی دو کتاب دیگر مرا به ایشان اهدا کرده بود و جناب دکتر با تماسی تلفنی به بهانة تشکر، مرا غافلگیر ساخت و البته امیدوار به این که دیداری از نزدیک دست دهد.

 

همراه با دکتر محمدجعفر یاحقی و دکتر سید حسین فاطمی
باری از این عرض حال شخصی که بگذرم، شنبه همین هفته دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد میزبان استاد بود به بهانه برگزاری جلسه پیش‌دفاع از پایان‌نامه دکتری جناب سلمان ساکت.  استاد دکتر محمدجعفر یاحقی که این نشست هم به ابتکار ایشان شکل یافته بود، گردانندة جلسه بود، محفلی که به زودی از کسوت رسمی دفاع از پایان‌نامه بدرآمد و به نشستی صمیمی در قالب پرسش و پاسخ با دکتر شفیعی بدل شد.

 (ر. ک. ادامه‌ی مطلب)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: شاعران فارسی و گزارش

+ جلسه ویژه نقد کتاب پلنگ در پرانتز

یک‌شنبه 12 شهریور 1391 قرار است که مجموعه شعر «پلنگ در پرانتز» از زهرا حسین‌زاده در جلسه ویژه نقد و پژوهش شعر حوزه هنری مشهد با گردانندگی من نقد شود.

این کتاب دومین کتاب از سلسله «در دری» است. این سلسله مجموعه شعر و داستان به طور همزمان توسط یک ناشر ایرانی (نشر سپیده‌باوران) و یک مؤسسه افغانستانی (مؤسسة فرهنگی درّ دری) چاپ می‌شود. تا کنون پنج مجموعه از این سلسله چاپ شده است.

جلسه از ساعت 5 عصر به بعد در تالار حوزه هنری خراسان رضوی (مشهد، میدان تقی‌آباد) برگزار خواهد شد.

برای آشنایی دوستان با حال و هوای شعرهای خانم زهرا حسین‌زاده، اینک چند غزل از این کتاب را نقل می‌کنم.

 

لطف یک دوست

بیست سال است به دامان شما چنگ زده

در دوراهیّ جهان دخترک جنگ‌‌‌زده

بیست سال است به دنبال خودم می‌گردم

آی همسایه! کمک کن، نفسم زنگ زده

نذرتان باد دو چشمی که «هزاره» است، که شب

قسمتش را به سیاهیّ خودش رنگ زده

اسم‌تان حک شده با خون سرانگشت من است

روی هر تار که با حوصله آهنگ زده

بر ترک‌های دو چشمم گل و گنجشک بکش

لطف یک دوست به این پنجره‌ها سنگ زده

دست تاریک مرا پس نزن ای ماه غریب!

روشنی بخش به این خانة خرچنگ زده

25/4/82

 

پرنده و باران

سلطان خواب‌های پریشانم

می‌خواهم از تو روی بگردانم

من دل به سادگیّ کسی دادم

از تاج و تخت نقره گریزانم

بانوی خانه‌های گِلی بودم

در چارسوی قصر نچرخانم

پیراهن حریر، تنم را کشت

حس می‌کنم عروسک عریانم

نزدیک سفره‌ات چه نشینم تلخ؟

یخ بست بین شیر و عسل، نانم

دیدی که حال و روز دلم خوش نیست

تصویری از پرنده و بارانم

خون من است از همه سو جاری

هر شام روی شیشه نرقصانم

فرعون خویش باش و خدایی کن

من تا قیامت آسیه می‌مانم

28/4/82

 

بهشت

گروه جن‌زدگان، جمعه، ایستاده شدند

در ایستگاه، سه آتشفشان پیاده شدند

نسیم بیستم تیر از دل «بهشت» گذشت

درخت حوض تکان خورد، بی‌اراده شدند

رحیمه عینک معصومه را به چشم گذاشت

پرندگان سیاهی، سفید زاده شدند

سه فال حافظ و آشوب... ده دقیقه سکوت

دچار شاخه نبات، آن دو چشم ساده شدند

همان سؤال قدیمی نشست بر لب‌شان:

در این جزیرة وحشی چرا پیاده شدند؟

غروب رفت زنی گفت: «زندگی دو شب است»

چراغ‌ها فوران کرد، سمت جاده شدند

خطر قدم به اتوبان گذاشت جیغ کشید

و... دختران، نگران، پیچ‌وتاب داده شدند

29/4/84

 

شنبه‌ها شماره بگیر

بلیت، نسخه و یک مشت پول پاره بگیر

بایست آخر صف، شنبه‌ها شماره بگیر

دوباره «طیبه» حالش بد است، زنگ بزن

مرخصیّ خودت را از آن اداره بگیر

به شکل پرت‌و‌پلا هرچه دید حوصله کن

از آستین خودش ماه یا ستاره بگیر

خرید چیز بدی نیست، رنگ دلخوشی‌اش

لباس، کفش، النگو و گوشواره بگیر

حواس‌تان نرود از پی پرنده و سنگ

بگو به «طیبه» از مردمان کناره بگیر

اگر که دکتر اعصاب باز وقت نداشت

دو قرص کوچک مشکوک را دوباره بگیر

نه! سینما ببرش یا بزن به کوه و کمر

فشارهای جهان را تو هیچ‌کاره بگیر

از این کتاب مقدس بپرس: «خواهر من

دوباره خوب شود یا نه؟» استخاره بگیر

بلیت، نسخه و یک مشت پول پاره بگیر

بایست اول صف، شنبه‌ها شماره بگیر

27/3/85

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: گزارش

+ جلسه نقد و پژوهش شعر

به لطف خداوند پس از یک وقفه چندماهه، دور جدید جلسات نقد و پژوهش شعر حوزه هنری خراسان با گردانندگی من آغاز شد.
این جلسات، اولین یک‌شنبه هر ماه برگزار می‌شود و عمدتاً به نقد کتاب یا بعضی مباحث نظری در زمینه شعر اختصاص دارد.
جلسه این ماه قرار است که با نقد کتاب «جهان بی‌ تو روستای کوچکی است» مجموعه شعر حیدر کاسبی برگزار شود. محمدحسین جعفریان از تهران نیز مهمان این جلسه خواهد بود.
--------------------------------------------
زمان و مکان جلسه: یک‌شنبه 1 مرداد 1391، از ساعت 5 تا 7 عصر،

مشهد، تقی‌آباد، سالن اشراق حوزه هنری خراسان رضوی.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: گزارش

+ جوابیه‌ام به خبرگزاری مهر

چند روز پیش گزارش خبرگزاری مهر از نشست  «غزنی؛ میراث مشترک فرهنگی جهان اسلام» بحث‌انگیز شد و جوابیه‌هایی از سوی بعضی از هموطنان ما را در پی داشت. من جوابیه‌ای به این خبرگزاری فرستادم که دیروز در سایت خبرگزاری انعکاس یافت.

ضمن سپاسگزاری از مسئولان خبرگزاری به خاطر درج این جوابیه و نیز تشکر از دوستانی که انتشار مطلب در آنجا را وسیله شدند، اینک اصل خبر و جوابیه‌ام را به نقل از خبرگزاری مهر پیشکش می‌کنم. امیدوارم که تداوم این گفت‌‌وگوها سبب‌ساز مهرورزی بیشتر میان همزبانان باشد.

(به ادامة مطلب مراجعه کنید)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: گزارش و افتخارات ملی

+ جشنواره‌ی قند پارسی در تهران

ششمین جشنواره‌ی ادبی «قند پارسی» چهارشنبه و پنج‌شنبه این هفته در تهران برگزار می‌شود. دریغ که من به علت گرفتاریهای شخصی از حضور در این برنامه محرومم، ولی امیدوارم که علاقه‌مندان شعر و قصه امروز افغانستان این برنامه را از دست ندهند.

چهارشنبه و پنج شنبه 10 و 11 اسفند 1390

تهران، خیابان حافظ، نبش سمیه، حوزه هنری، تالار سوره

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: گزارش

+ دو خبر

1. مستند «همزبانی و بی‌زبانی» در شبکه خبر

پخش فیلم مستند «همزبانی و بی‌زبانی» از شبکه خبر صدا و سیمای ایران شروع شد. این مستند ساخته مهدی خالقی مستندساز ایرانی است و موضوع آن وضعیت فرهنگی افغانستان امروز است. به نظر می‌رسد که پخش این مستند از صدا و سیمای ایران ـ که غالباً افغانستان در آن از زاویه‌ی جنگ و سیاست تصویر شده است ـ اقدامی نیکو باشد. اولین قسمت این مستند در هفته‌ی گذشته پخش شد و برنامه هفتگی پخش آن به این صورت است:

سه شنبه هر هفته ساعت 19:45 به وقت ایران، شبکه خبر

تکرار در روز چهارشنبه 19:45 و جمعه 13:50 باز هم در شبکه خبر.

 

2. نمایشگاه آثار خوشنویسی انجمن خوشنویسان هرات

از شنبه 28 آبان تا پنج‌شنبه 3 آذر، نمایشگاه آثار خوشنویسی اعضای انجمن خوشنویسان هرات در نگارخانه رضوان مشهد دایر است.

زمان: هر روزه از ساعت 9 تا 12 صبح و از 4 تا 7 بعد از ظهر.

نشانی: مشهد، خیابان کوهسنگی، کوهسنگی 17، پلاک 16.

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: فرهنگ و اجتماع و گزارش

+ شعر افغانستان در دیدار امسال شاعران با رهبر

 

به نظرم می‌رسد که ضروری است تا گزارشی مختصر از حضور شاعران افغانستان در جلسة دیدار سالانة شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران ارائه کنم‌، هم به سبب اطلاع‌رسانی برای هموطنانم و هم برای انعکاس دقیق رویدادهای این جلسه‌، چون در این یکی دو روز حس کرده‌ام که حضور افغانستان در این محفل انعکاسی گسترده در رسانه‌ها یافته است و البته ممکن است در مواردی‌، خبرهایی که نقل می‌شود، توأم با جزئیات کامل نباشد. این است که شرح کامل رویدادها از سوی خودم ضرور می‌نماید.

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: گزارش

+ نقد کتاب مریم جعفری آذرمانی در جلسه این هفته

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: گزارش

+ دوشنبه با محمدرفیع جنید

دوشنبه این هفته در جلسه نقد و پژوهش شعر حوزه هنری، میزبان محمدرفیع جنید شاعر نام‌آور افغانستان خواهیم بود.

     این جلسه با مشارکت مؤسسه فرهنگی در دری برگزار خواهد شد. شعرخوانی مهمان جلسه و نیز جمعی از دوستان شاعر، همراه با صحبتی در مورد شعر رفیع جنید، از برنامه‌هایی است که در نظر گرفته‌ایم.

دوشنبه 16 خرداد 1390، ساعت 17

مشهد، میدان تقی‌آباد، حوزه هنری خراسان رضوی

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: شعر امروز فارسی و گزارش

+ جلسه‌ی نقد و پژوهش شعر

جلسه نقد و پژوهش شعر حوزه هنری که قریب به سه ماه است با گردانندگی این جانب برگزار می‌شود، از سه‌شنبه‌ها به دوشنبه‌ها منتقل شد.

    البته در کنار این تغییر زمان، تغییری نیز در کیفیت و شکل اداره جلسه رخ نموده است، با این امید که کارآمدتر و باکیفیت‌تر باشد. چشم‌انتظار شرکت دوستان علاقه‌مند به نقد شعر و مباحث نظری شعر، در این جلسه هستیم.

     دوشنبه‌ها، ساعت پنج عصر، مشهد، میدان تقی‌آباد، حوزه هنری خراسان رضوی، اتاق جلسات.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: گزارش

+ جلسه نقد و پژوهش شعر

بالاخره هفته قبل جلسه نقد و پژوهش شعر کلید خورد و فردا به امید خدا ساعت پنج عصر در حوزه هنری خراسان رضوی، جلسه دوم برگزار خواهد شد. موضوع بحث در این جلسه، ضرورت یا عدم ضرورت به نظم درآوردن متون دینی مثل قرآن و نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه است. قرار است بعضی دوستان از جمله جناب سید ابوطالب مظفری در این مورد سخنانی داشته باشند. البته خوانش و شرح یک غزل بیدل توسط این جانب هم مطلع برنامه خواهد بود ان شاءالله. از هفته بعد هم به امید خدا جناب عباس ساعی یک سلسله بحث در مورد شعر سپید را آغاز خواهند کرد.

     امیدوارم که بتوانیم حاصل این جلسات را به صورت مکتوب در این وبلاگ یا در وبلاگی مستقل در اختیار دوستان بگذاریم. این البته مشروط به فراغت من از آن «رسالت تاریخی» است که در یادداشت قبلی گفتم.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩
کلمات کلیدی: گزارش

+ خبری از یک جلسه شعر

خوب است اگر از تشکیل یک جلسة جدید دربارة شعر به شما خبر بدهم، جلسه‌ای با تمرکز بر روی مباحث نظری و آموزشی و نقد شعر.

     این جلسه قرار است که سه شنبه هر هفته، ساعت پنج، در حوزه هنری خراسان رضوی (مشهد، میدان تقی‌آباد) برگزار شود و گردانندگی آن با من خواهد بود. البته قرار است که از حضور اهالی نقد و نظر و شاعران و منتقدان نام‌آشنای خراسانی بهره ببریم، به اضافه مهمانانی که گاه از شهرهای دیگر خواهیم داشت. جلسة افتتاحیه به امید خدا سه شنبه همین هفته، یعنی 28 دی‌ماه خواهد بود در همان محل.

     مباحث آموزشی و نظری شعر، نقد شعر شاعران جلسه، نقد آثار شاعران معاصر، خوانش متون کهن همراه با شرح و توضیح و آشنایی با جریانهای شعر امروز، برنامه‌هایی است که برای این جلسه در نظر گرفته‌ایم. البته ممکن است که ترکیب مباحث به مرور زمان و متناسب با نیاز مشخص‌تر شود.

    در نظر است که مباحث ارائه شده در این جلسه بعداَ تدوین شود و در قالبهای گوناگون در اختیار مخاطبان قرار گیرد. البته این بستگی به تداوم جلسه و میزان سودمندی این مباحث دارد و این خود تابع استقبال اهل نظر و شاعران و کارشناسان حوزة شعر، از این جلسه است.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٩
کلمات کلیدی: گزارش

+ همایش میراث مشترک مکتوب

شنبه این هفته همایش میراث مشترک مکتوب ایران و افغانستان بود در تهران از سوی کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی ایران، با مهمانانی از دو کشور و البته بیشتر افغانستان.

     بر خلاف اغلب همایشهای تشریفاتی و بی‌ثمر که می‌بینیم، این همایش خوبی بود و جوّ فرهنگی خوبی بر آن حاکم بود. این از معدود همایشهایی بود که دوستان ایرانی را در هیأت یک برادر بزرگ‌تر که فقط دوست دارد نصیحت کند نمی‌دیدیم، بلکه یک گفتمان صمیمی، ولی جدی برگزار شد برای حفظ و زنده نگه داشتن میراث مکتوب. البته به مسایل عام فرهنگی هم پرداخته ‌شد، چنان که من در سخنرانی‌ام چنین کردم.

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩
کلمات کلیدی: گزارش

+ قند پارسی و فخرالمحققین

پنجمین جشنوارة ادبی قند پارسی در روزهای دوم و سوم اسفند 1388 در تهران برگزار شد. برگزارکنندة این جشنواره، «خانة ادبیات افغانستان» بود. این جشنواره در ضمن بخشی ویژة ادبیات پایداری بود و نیز مراسم اهدای جوایز نوروز (جایزة بهترین رمان و داستان کوتاه افغانستان در این دهه). یکی دیگر از برنامه‌های جنبی قند پارسی، طبق همیشه، نکوداشت یکی از پیشکسوتان و تلاشگران عرصة ادبیات افغانستان است. در این جشنواره، نکوداشت به محمدجواد خاوری داستا‌ن‌نویس و پژوهشگر نامور افغانستان اختصاص داشت.

 

 

چون گزارش برنامه در جایهای دیگری نیز منتشر شده است، من از آن درمی‌گذرم و ضمن قدردانی از تلاشهای شبانه‌روزی دست‌اندرکاران جشنواره، یادداشتی را نقل می‌کنم که برای انتشار در ویژه‌نامة جشنواره و دربارة جناب خاوری نوشته بودم.

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸
کلمات کلیدی: یادبودها و گزارش

+ در دری در کابل

باید یادآوری کنم که این مطلب ابتدا در یکی از روزنامه‌های ایران منتشر شد و طبعا مخاطبان آن بیشتر مردم ایران بودند. به همین سبب ناچار بوده‌ام که بعضی اصطلاحات آشنا برای فارسی‌زبانان این کشور را به کار برم.

.

.

 شهر تضادها

از آن زمان که کابل را به قصد مهاجرت به جمهوری اسلامی ایران ترک کردیم‌، حدود 25 سال می‌گذرد و من در این همه سال‌، فقط یک بار و آن هم 14 سال پیش توانسته بودم سفری کوتاه به آنجا داشته باشم‌. آن هم سال 1374 بود و واپسین ماههای پیش از سقوط شهر به دست طالبان‌.

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸

+ عرس بیدل در تهران

این گزارش در همان ایام برگزاری مراسم نوشته شد، ولی انتشارش در وبلاگ به تاخیر افتاد به واسطه این که بخش رسمی آن در روزنامه جام جم و سپس سایت در دری منتشر شد و ترجیح دادم که آن را بلافاصله در وبلاگ نگذارم. البته گزارش غیررسمی در جایی منتشر نشده است.

1. گزارش رسمی

سومین کنگره بزرگداشت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل شاعر بزرگ زبان فارسی، در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه 15 و 16 آبان در تهران برگزار شد.

عرس بیدل مراسمی است سنتی که در نقاط گوناگون قلمرو زبان فارسی همچون هندوستان و افغانستان و تاجیکستان برای تجلیل از این شاعر برگزار می شود و با شعرخوانی و سخنرانی و اجرای موسیقی همراه است. اما آنچه در سالهای اخیر با این عنوان در تهران برگزار شده است، به واقع ترکیبی است از یک عرس سنتی و یک همایش علمی و به همین جهت کارکردی دوگانه داشته است. هم شعرخوانی و هم اجرای موسیقی در خود داشته است و هم ارائه مقالات پژوهشی درباره بیدل و شعر او. آنچه به تنوع و جامعیت این برنامه افزوده است، حضور بیدل شناسانی از تمام گستره زبان فارسی در داخل و خارج ایران است، به ویزه از کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، هندوستان و پاکستان.

باری، امسال عرس بیدل از سوی کانون ادبیات ایران و با همکاری سازمان میراث فرهنگی و رادیو فرهنگ در تالار وزرات کشور در تهران برگزار شد و با توجه به دو روز برگزاری در دو روز، چهار بخش داشت: افتتاحیه، اختتامیه و جلسات ارائة مقالات. در یک چشم انداز کلی می توان محتوای برنامه های این همایش را چنین دسته بندی کرد:

1. سخنرانیهای بانیان و حامیان کنگره همچون هادی سعیدی کیاسری مسئول کانون ادبیات ایران و دبیر همایش، مهندس اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و دکتر حسن خجسته معاون صدای جمهوری اسلامی ایران.

2. سخنرانیهای بیدل پژوهان و استادان برجسته قلمرو زبان فارسی همچون دکتر جلال الدین کزازی و  دکتر ابراهیم خدایار از ایران؛ استاد افتخار حسین عارف از پاکستان؛ استاد عبدالعزیز مهجور از افغانستان؛ دکتر عسکر حکیم از تاجیکستان؛ دکتر محمداقبال و پروفسور انوار احمد از هند. البته به اینها باید افزود بعضی از شاعران و پزوهشگران افغانستان مقیم کشورهای غربی را که متاسفانه در جدول برنامه های کنگره به جای انتساب به کشور همزبان افغانستان، به آن کشورهای غربی انتساب یافته بودند و این هیچ خوب نبود، هرچند جنبه بین المللی بودن عرس بیدل را پررنگ تر نشان می داد.

3. شعرخوانی شاعرانی از این قلمرو وسیع زبانی همچون علی موسوی گرمارودی از ایران، حمیرا نکهت دستگیرزاده از افغانستان و خالد نجار از تونس.

4. اجرای موسیقی سنتی افغانستان به سبک غزلخوانی و آن هم با غزلهای بیدل که از بخشهای اصلی جلسات سنتی عرس بیدل در افغانستان بوده است. در این برنامه استاد الطاف حسین (فرزند استاد محمدحسین سرآهنگ) و استاد شریف غزل با بیدل خوانی خویش تنوع و جذابیتی خاص به برنامه ها بخشیدند.

5. و بالاخره یکی از برنامه های مهم و تاثیرگذار این همایش، دیدار مهمانان آن با دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران بود که به راستی از حامیان و مشوقان دایمی این کنگره بوده است. در این جلسه از سوی اندیشمندان کشورهای مختلف، بر ضرورت تاسیس بنیاد بین المللی بیدل پزوهی در ایران تاکید شد و این تقاضا، با وعده قطعی ایشان مبنی بر تشکیل این بنیاد و حمایت دولت از آن، پاسخی امیدوارکننده و دلگرم کننده یافت.

در مجموع این سومین برنامه عرس بیدل در ایران به نسبت عرس قبلی که نگارنده این سطور در در آن نیز حضور داشت دارای تنوع و جامعیتی خاص بود. یکی از جلوه های امیدوار کننده آن حضور جدی یک نسل از پزوهشگران جوان ایرانی بود که بعضی از آنان همچون دکتر سید عبدالحمید ضیایی و شروین وکیلی مقالاتی به راستی عالمانه و بدیع ارائه کردند و این، نفوذ قابل توجه بیدل به جامعه دانشگاهی ایران را نوید می دهد.

هم چنان پوشش رسانه  ای برنامه بسیار خوب بود و ایران صدا و رادیو فرهنگ با حضور دایم عوامل خویش در محل برگزاری کنگره به ارائه مستقیم برنامه های آن پرداختند.

البته ضروری می نماید که به بعضی کاستیهای همایش امسال نیز اشاره کنیم و امیدوار باشیم که در برنامه های آینده آنها را رو به کاهش ببینیم.

همانند غالب همایشهایی که در کشورهای ما برگزار می شود، این برنامه نیز تا حدودی شخصیت محور به نظر می آمد و گاهی (نه همیشه) اولویت بندی ها در سخنرانیها و دیگر برنامه ها، بیشتر بر اساس نام اشخاص بود تا سخنانی که بر زبان می آوردند یا مقاله ای که ارائه می کردند. البته چنان که گفته شد باید پذیرفت که این از خاصیتهای نهادینه شده در همایشهای ماست.

منظم نبودن برنامه ها هم عارضه دیگری بود که ما همیشه بدان مبتلاییم. مثلا دومین نشست این کنگره با حدود دو ساعت تاخیر شروع شد و این البته ارائه بعضی مقالات را در تنگنای وقت قرار داد. مسافت بسیار میان محل اقامت مهمانان و محل برگزاری جلسه و نیز رعایت نکردن وقت منظور شده برای سخنرانی حتی از سوی مسئولان و صاحبان جلسه که به ایراد سخن می پرداختند نیز عاملی دیگر برای این تنگنای وقت بود. به واقع گاه چنین به نظر می آمد که صاحبخانه بخشی از سهم وقت مهمان را به خود اختصاص می دهد.

اکنون با تقاضاهایی که مطرح شده و وعده هایی که از سوی مسئولان امر داده شده است، تشکیل بنیاد بین المللی بیدل پژوهی آن قدرها دور از دسترس به نظر نمی رسد و ما امیدواریم که این وعده ها به زودی تحقق یابد. حقیقت این است که با وجود شهرت بسیار بیدل در حوزه زبان فارسی و خارج از آن، هنوز نسخه ای منقح و قابل اعتماد از آثار او وجود ندارد و انتظار می رود که اکنون اهل تحقیق، این غفلت تاریخی را با جدیت تمام جبران کنند. ولی فراهم آوری و تصحیح چنین نسخه ای با توجه تعدد بسیار و پراکندگی نسخ خطی دیوان بیدل در کتابخانه های کشورهای این منطقه، کاری است که هیچ گاه با همت فردی یک پژوهشگر میسر نیست. اگر بنیاد بیدل پژوهی تشکیل شود و حداقل بتواند همین مهم را به انجام رساند، کاری بزرگ انجام شده است. حقیقت این است که بسیاری از غلط فهمی ها و ابهامهایی که برای خوانندگان شعر بیدل روی می دهد بر اثر نادرستی نسخه های چاپی موجود از آثار اوست.

 

و در خاتمه چون اغلب خوانندگان این مطلب، ادب‌دوستان افغانستان هستند، خوب است که به نام مهمانان افغانستانی جلسه و موضوع مقالات آنها اشاره کنم، البته به ترتیب الفبایی.

1. خلیل‌الله افضلی با مقالة «بیدل پژوهی در افغانستان، پیشینه و گستره» (این مقاله کاری مشترک بود از آقای افضلی و آقای دکتر محمدجعفر یاحقی استاد برجستة دانشگاه فردوسی مشهد)

2. محمدرفیع جنید با مقالة «زمان در شعر بیدل»

3.  پروفسور اسدالله حبیب، با مقالة «سه آرایة ادبی در شعر بیدل»

4. دکتر بشیر سخاورز با مقالة «موسیقی نزد شاعران سبک هندی» (ایشان شاید بنا بر مشکلی نتوانست در کنگره حضور یابد.)

5. محمدکاظم کاظمی با مقالة «بیدل و اهل قدرت»

6. استاد عبدالعزیز مهجور با مقالة «بیدل خوانی در افغانستان و ایران»

7. سیدرضا محمدی با مقالة «بیدل‌گرایی در شعر فارسی معاصر»

8. دکتر حمیرا نکهت دستگیرزاده با ارائة شعر

9. هارون یوسفی به عنوان گزارشگر رادیوی بی بی سی.

البته قابل یادآوری است که از این جمع نه‌نفری، در فهرست‌ برنامه‌هایی که به صورت چاپ‌شده در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت، فقط دو تن با نام «افغانستان» مطرح شده بودند. اسدالله حبیب گویا از آلمان بود و محمدرفیع جنید از امریکا و بشیر سخاورز از بوسنی و هرزگوین و سیدرضا محمدی و هارون یوسفی از انگلستان و حمیرا نکهت دستگیرزاده از هلند. نام افضلی هم که اصلاً از قلم افتاده بود، نه تنها نامش که حتی خودش نیز.

 

 

 

2. گزارش غیررسمی

هیچ دلم به رفتن نیست. گرفتاریهای شخصی و کاری در مشهد خاطرم را ناآرام داشته است. زنگ می‌زنند که بلیت مشهد به تهران را فرستاده‌اند و باید بگیرم و سوار شوم. با خلیل افضلی قرار می‌گذاریم و از آنجا تا هتل فردوسی در تهران دیگر خبری نیست، جز یک و نیم ساعت مسیر مشهد تا تهران و دو ساعت مسیر فرودگاه تهران تا هتل فردوسی. مظفری در مسیر سفارش می‌کند که برای خط سوم هم مطلب فراهم کنم. می‌گویم «خوب» ولی به راستی در این سفر شوق روزنامه‌نگاری ندارم.

حتی یک جلد کتاب هم با خودم برنداشته بودم برای اهدا به کسی، چون هیچ گمان نمی‌کردم که این‌بار هم کسانی از هموطنانم آمده باشند. یک بار کسی شبیه... نه... ظاهراً خود استاد الطاف حسین را می‌بینم. می‌گویم خوب در دنیا آدمهای شبیه به هم یافت می‌شوند. تازه من ایشان را آن‌قدرها به قیافه نمی‌شناسم. ولی دکتر حبیب را دیگر با یقین به جای می‌آورم چون در عرس قبلی دیده‌ام. این خانم هم که سلام علیکی می‌کند، خانم نکهت دستگیرزاده است (حافظه‌ام بعد از سیزده سال مرا خجالت زده نمی‌کند. اولین و آخرین بار در 1374 در تهران دیده بودمش.) افضلی گفت کسی شبیه رفیع جنید را دیده‌ است و البته هر جا جنید باشد، لابد سید رضا محمدی هم پیدا می‌شود. بعد هم شریف غزل و استاد مهجور جناب هارون یوسفی و بدین ترتیب تیم افغانی ما شکل می‌گیرد، البته تیمی که نیمی از هویت بین‌المللی کنگره مدیون آن است، چون هر یک از این عزیزان، نام یک کشور را به فهرست کشورهای شرکت‌کننده در کنگره افزوده‌اند.

بگذریم. شب را تا دیروقت به صحبت می‌گذرانیم و حالا دیگر بسیار از آمدنم خرسندم.

صبح روز بعد بازی شطرنج من و افضلی نیمه‌کاره مانده است که می‌رویم برای صبحانه و سپس حرکت با اتوبوسهایی مجهز به سوی تالار. می‌بینیم یک موتر پلیس مرتب جلو ما راه می‌رود و چراغ چشمک زدنش روشن است. آخر چرا این قدر به ما چشمک می‌زند؟ این که خوب نیست. ولی به زودی متوجه می‌شوم که ما را به واقع اسکورت می‌کنند و وقت پایین‌شدن از اتوبوس هم آن موتر پلیس راه را می‌بندد تا کسی مزاحم ما نشود. نه. ظاهراً بیخی بین‌المللی هستیم.

برنامه تالار همان است که در گزارش رسمی گفته شد. ولی در اینجا هم چیزهایی در پشت پرده اتفاق می‌افتد مثل یادداشتی که من به مجری برنامه می‌فرستم که چرا داکتر حبیب را آلمانی معرفی کرده است و جناب یوسف‌نیا هم متواضعانه تصحیح می‌کند هرچند بعداً دسته گل بزرگ‌تری به آب می‌دهد در مورد گروه موسیقی.

و مشکل دیگر این است که نام افضلی در فهرست برنامه‌ها نیست. چرا؟ چون مقاله‌اش با جناب دکتر یاحقی مشترک بوده است و حالا که استاد یاحقی نیامده‌اند، این جوان نوخاسته را کسی به رسمیت نمی‌شناسد. در آن شلوغی، هادی سعیدی را گیر می‌آورم و سر سه موضوع با او بحث می‌کنم: انتقاد از انتساب افغانستانیها به کشورهای دیگر، مقاله افضلی و بلیت برگشت ما به مشهد که هنوز فراهم نشده است. او هم قول مساعد می‌دهد و البته جان ما به لب می‌رسد تا این وعده‌ها ادا می‌شود.

برنامة اول تمام شده است و موقع پذیرایی است که هادی سعیدی و یوسف‌نیا با شتاب از ما می‌خواهند زندگینامة هنرمندان موسیقی را فراهم کنیم. من متنی می‌نویسم و از استاد سرآهنگ و الطاف حسین و شریف غزل با نیکویی تمام یاد می‌کنم. ولی یوسف‌نیا شاید از عجله یا کم‌دقتی گروه موسیقی را به نام هندوستان معرفی می‌کند و باز گله و شکایت من است و عذرخواهی او که متوجه نشده است. می‌گویم برادر جان! ما در این سالها هزار خون دل خورده‌ایم تا با حضور در محافل شما همزبانان، به مردم شما تفهیم کنیم که ما نیز با همین زبان سخن می‌گوییم و شاعر داریم و نویسنده داریم و هزار بد و بلا داریم. آن وقت شما می‌آیید و همه رشته‌های ما را پنبه می‌کنید؟

بگذریم، گروه موسیقی ولی خوب ظاهر می‌شود و همه را جذب می‌کند. در این جلسه الطاف حسین برنامه دارد و شریف غزل فقط هارمونیه می‌زند. فرید شکرگنجی برادر شریف نیز با کلارنت نوازی خود شور خاصی به موسیقی می‌بخشد. به راستی که زیبا می‌نوازد. دریغ که در مملکت ما همیشه آوازخوانان معروف‌اند و نوازندگان در سایه.

بعد از ظهر مقاله‌خوانی است و مهم‌ترین قسمت کنگره همین است. (البته برای خودم، چون من در همین قسمت برنامه دارم!) مقاله‌خوانی در دو سالن انجام می‌شود. اجرای یک جلسه برعهده دکتر حبیب است و دیگری بر عهدة خانم نکهت دستگیرزاده. در آنجا اتفاق مهمی نمی‌افتد جز گیردادن استاد مهجور به مقاله‌های دوستان و آن هم در آن تنگنای وقت. ولی دقت نظر و حوصله ایشان به راستی ستودنی است. (البته در چشم کسی که هنوز مقاله‌اش خوانده نشده است و دغدغة وقت را دارد، شاید آن‌قدرها هم ستودنی نیاید.)

روز بعد باز همان جنجالها را داریم تا بالاخره می‌توانیم حضرات را به قرائت مقالة افضلی قانع کنیم. او که به واقع جوان‌ترین بیدل‌پژوه کنگره است با مقاله‌اش خوش می‌درخشد و بعد از آن مرتباً در حال رد و بدل کردن نشانی ایمیل با مهمانان کشورهای دیگر است.

در این روز، استاد شریف غزل اجرا دارد و از حق نگذریم، گامی فراتر از استاد الطاف می‌گذارد. بیدل‌خوانی‌هایش معرکه است.

اختتامیه مثل همه اختتامیه‌های دیگر است. با چند سخنرانی علمی و چند بیانیه و خطابه رسمی. شعرهای خانم نکهت بسیار تأثیرگذار است و البته چنین انتظار هم می‌رود. بعد هم بیانیة پایانی است و اهدای لوح‌های تقدیر به مهمانان و خطابة کوتاه ولی جذاب داکتر حبیب به نمایندگی از مهمانان برای تشکر از گردانندگان برنامه. به راستی که این دو تن، در همه برنامه‌ها، سخنان و شعرهایشان برجسته بود و قابل توجه.

در زمان برگزاری کنگره، دوستان بسیاری را می‌بینیم. از هموطنان ما جناب محمدامین زواری و محمدسرور رجایی و محمدابراهیم شریعتی و خانواده‌اش و موسی اکبری و حفیظ شریعتی و علی یعقوبی و محمد واعظی و حمیرا قادری و بسیاری دیگر. ولی جای دکتر محمدسرور مولایی و خانم عفت مستشارنیا به راستی خالی است، که گویا مهمان داشته‌اند، وگرنه کارهای پژوهشی آنها درباره بیدل ضرورت حضورشان را ایجاب می‌کرد.

یک دو ساعتی هم با مصاحبه‌هایی زنده، سر شنوندگان «رادیو ایران صدا» و «رادیو فرهنگ» به درد می‌آوریم و البته با استفاده از فرصت، می‌کوشیم که غفلتهای انجام شده به وسیلة دست‌اندرکاران در زمینه حضور اهل ادب افغانستان در کنگره را جبران کنیم.

اما برنامه تمام نشده است. یعنی به یک معنی برای ما شروع شده است. نه، گویا آن شوق روزنامه‌نگاری دوباره گل کرده است. در فرصتهای بعد تا وقت برگشتن به مشهد، چندین مصاحبه‌ و میزگرد با مهمانان افغانستانی برنامه داریم برای مجله خط سوم که سفارش جناب مظفری گزارده آید و بالاخره ما نیز مراتب اطاعت از سردبیر را به جای آورده باشیم.

شب بعد، دیدار با جناب احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران است که شرحش را در قسمت رسمیات گفته‌ام. در آنجا نیز خانم نکهت و استاد حبیب و استاد مهجور مایه سربلندی ما می‌شوند، به‌ویژه اولی که با سخنان تاثیربرانگیزش اشک بعضیها را جاری می‌کند. بعد از آن هم البته پذیرایی در رستورانی در مجموعه کاخهای سعدآباد است. به راستی که مهمان‌نوازی را به حد اعلی رساندند، به‌ویژه که برای همه مهمانان یک هدیه سفر به مشهد داده شد از سوی رئیس جمهور، به مناسبت سالگرد ولادت حضرت امام رضا(ع).

دیگر با این هواپیمایی که برای این سفر تدارک دیده شده است، مشکل برگشت من و افضلی به مشهد هم حل می‌شود، چون در غیر این صورت دیگر تهیه بلیت امکان نداشت. پس با شوق تمام سوار می‌شویم و پرواز می‌کنیم (یعنی هواپیما پرواز می‌کند) به سوی مشهد.

از آن به بعد هم که معلوم است چیست. در اولین فرصت می‌نشینم پشت کامپیوتر و عقده چند روز چیز ننوشتن را با یک گزارش مفصل خالی می‌کنم، تا آرام بگیرم و بتوانم بخوابم. ساعت از دو گذشته است و به قول نیمایوشیج «کار شب پا نه هنوز است تمام».

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸٧
کلمات کلیدی: گزارش

+ گزارشی از جنگ در دری

«جُنگ ادبی و هنری درّ دری‌» با تجلیل از یک دهه فعالیت دست‌اندرکاران مؤسسة درّ دری در حوزة ادبیات و هنر افغانستان‌، برگزار شد.

این جشنواره سه‌شنبه 4 سرطان 1387 به مناسبت سالگرد میلاد حضرت فاطمه زهرا در تالار تربیت در مشهد برگزار شد و در آن‌، جمع کثیری از فرهنگیان افغانستانی و ایرانی مقیم مشهد و مهمانانی از شاعران و داستان‌نویسان افغان از قم‌، حضور داشتند.

فرهنگیان افغانستان‌، این مؤسسه را با فصلنامة «درّ دری‌» می‌شناسند که بعداً با عنوان «خط سوم‌» انتشار یافت و کارش تا کنون ادامه دارد. چنان که محمدجواد خاوری مدیرعامل مؤسسه در سخنان خود یادآور شد، مؤسسة درّ دری در زمینه‌های آموزش ادبیات و برگزاری جلسات مداوم شعر و داستان در میان مهاجران افغان در ایران فعال بوده و ثمرة این جلسات‌، شاعران و نویسندگان جوانی‌اند که در یکی دو سال اخیر، کتابهایی از آثارشان منتشر شده است‌.

دومین برنامة این جُنگ‌، قرائت پیام داکتر رنگین دادفر سپنتا وزیر خارجة فعلی دولت اسلامی افغانستان خطاب به دست‌اندرکاران مؤسسه بود که توسط آقای پروانی سرکنسول دولت افغانستان در مشهد قرائت شد. در پاره‌ای از این پیام‌، چنین آمده است‌:

«دُر دری به باور من صفحة نوی را در مطبوعات کشور ما گشود. در آن سالها، نشرات ما بسیار سیاسی‌، شعاری‌، سطحی و ایدیولوژی‌زده بودند. تا جایی که من به یاد دارم‌، دُر دری نخستین نشریه‌ای بود که رویکرد و درونمایه‌ای متفاوت داشت‌، نشریه‌ای سنگین‌، باوقار و فرهنگی‌.»

برنامة بعدی‌، سخنرانی سیدابوطالب مظفری سردبیر فصلنامة خط سوم بود و پس از آن‌، نوبت به شعرخوانی و داستان‌خوانی رسید. در این بخش‌، زهرا حسین‌زاده‌، غلام‌رضا ابراهیمی‌، سکینه محمدی‌، لیلا حیدری‌، حسین حیدربیگی‌، امان‌الله میرزایی‌، معصومه احمدی‌، رحمیه میرزایی‌، علی جعفری‌، مریم ترکمنی‌، مارال طاهری‌، علی کریمی‌، طیبه ثابت و جواد گنجعلی آثارشان را قرائت کردند.

چنان که یادآور شدیم‌، در این سالها جمعی از شاعران و نویسندگان جوان افغانستان در سایة جلسات شعر و قصة درّ دری بالیده و به مرحلة انتشار آثارشان رسیده‌اند. بخشی از برنامه‌، به اهدای هدایایی به آنان اختصاص داشت‌. غالب آثار این جوانان‌، در سلسله‌ای با عنوان «ادبیات معاصر افغانستان‌» از سوی نشر عرفان به چاپ رسیده است‌. اهدای هدایا، با قرائت زندگی‌نامه‌هایی کوتاه از این شاعران همراه بود.

مسئولان مؤسسه همچنان با تقدیم هدیه‌هایی از همکاران خویش که در این سالها با وجود تنگناهای بسیار آنان را یاری کرده بودند، تقدیر کردند.

اجرای سرود توسط گروه سرود «سپیدار» و اجرای موسیقی سنتی افغانستان توسط گروه «برادران حسن‌پور» از دیگر برنامه‌های این جشنواره بود.

 

در حاشیه‌

یکی از برنامه‌های جنبی در این جُنگ‌، نمایشگاهی کوچک از کتابهای منتشرة دست‌اندرکاران مؤسسه بود، توأم با پوسترهایی زیبا از مناظر افغانستان‌.

حضور شاعرانی از کشور میزبان در جمع شاعران افغان‌، تنوّعی به برنامه بخشیده بود، به‌ویژه که بعضی از آنان‌، شعرهایی خاص برای مردم و کشور افغانستان داشتند.

جمعی از اهل قلم افغانستان در کشورهای دیگر، با پیامهایی به همین مناسبت‌، فعالیتهای مؤسسه را قدر نهاده بودند. از این میان می‌توان به پیامهای حسین فخری‌، محمدرفیع جنید، محمدشریف سعیدی‌، سیدنادر احمدی و سیدالیاس علوی اشاره کرد.

 

این مطلب اخیراً در صفحه آنلاین بی بی سی منتشر شد

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٧
کلمات کلیدی: گزارش

+ جشنواره شعر فجر و نامهربانی با همزبانان

امسال نیز جشنوارة شعر فجر با حضور شاعرانی از ایران و دیگر کشورهای فارسی‌زبان در تهران برگزار شد. انتظار ما شاعران افغانستان‌، و بل دیگر کشورهای همسایه از این جشنواره‌، حداقل در حدّی بود که پارسال و در جشنوارة اول دیده بودیم‌.

توضیح این که در جشنوارة سال قبل‌، همان‌گونه که در بخش داخل ایران برگزیدگانی در شاخه‌های گوناگون شعر معرفی شدند، از تلاش سخنوران زبان فارسی در خارج از ایران هم تقدیر شد و چند تن از شاعران افغانستان‌، تاجیکستان و کشورهای دیگر، با دریافت سرو بلورین جشنواره و هدیة نقدی پیوسته به آن‌، در این برنامه حضور داشتند.

ولی امسال‌، چنان که بعد از جشنواره دانسته شد، مسئولان برنامه‌، گویا این مهمانان را فقط برای کاربردهای تبلیغاتی و خبری به این برنامه دعوت کرده بودند. این شاعران فقط شعرهایی را که شاعران ایران می‌خواندند و هدایایی را که این شاعران دریافت می‌کردند نظاره‌گر بودند، بدون آن که حتی از حضورشان در برنامه یاد و تقدیری شود.

این در حالی بود که دست‌اندرکاران بخش بین‌الملل جشنواره‌، در هنگام دعوت از شاعران افغانستان‌، صریحاً از دوست‌داشتن مردم این کشور سخن می‌گفتند و به حضور چند تن از شاعران افغانستانی در جشنواره علاقه‌مندی نشان می‌دادند. به گمان نگارندة این سطور، میان آن اظهار علاقة ویژه به حضور شاعران خارج از ایران و این کم‌لطفی مادی و معنوی نسبت به این گروه‌، تضادی آشکار است و این تضاد، این احساس را در آدمی می‌آفریند که حضور این شاعران‌، فقط برای زینت جلسه و حفظ شأن بین‌المللی بودن این جشنواره بوده است‌.

یادآوری این نکته هم بد نیست که این رویداد، در سال انسجام ملّی و اتحاد اسلامی رخ داده است‌.  

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦
کلمات کلیدی: گزارش و شعر افغانستان

+ زریاب، سرمشق زیبانویسی

 

چهارمین همایش قند پارسی در تهران گشایش یافت و این شاید بزرگ ترین گردهمایی سالانه شاعران و نویسندگان افغانستان است، به ویژه نسل جوان که به راستی رستاخیزی در ادبیات ما برپا کرده اند.

 

در این همایش هر سال از یکی از شخصیتهای ادبی افغانستان تجلیل می شود و تجلیل امسال اختصاص دارد به اعظم رهنورد زریاب نویسنده بزرگ ما. من نیز به پاس این بزرگداشت، یادداشتی کوتاه نوشتم و همچون برگ سبزی تقدیم این همایش کردم. البته در وصف زریاب بسیار سخنها می توان گفت که البته بیشتر منتقدان ادبیات داستانی صلاحیت این سخنها را دارند و از این حقیر بیش از این چیزی بر نمی آید.

 

امیدوارم همایش با شکوه تمام برگزار شود و خداوند سایه این نویسنده ارجمند را تا سالها بر سر ادبیات ما نگه دارد.

 

 

 

 

 

جناب اعظم رهنورد زریاب‌، شخصیتی است جامع‌الاطراف‌. سخن‌گفتن از جوانب گوناگون کمالات ایشان‌، هم مجالی فراخ می‌طلبد و هم بضاعتی درخور، تا بتوانیم حق مطلب را اگر نه به تمام‌، لااقل در حد انتظار برآورده کنیم‌. و من در این یادداشت کوتاه‌، فقط به گوشه‌ای از توانمندیهای این نویسندة گرانقدر اشاره می‌کنم‌.

 

باری‌، یکی از وجوه هنر جناب زریاب که شاید کمتر بدان پرداخته شده است‌، زیبایی نثر، پاکیزه‌نویسی و رعایت ظرایف نگارش است‌، چه در داستان و چه در نوشته‌های دیگر. زریاب نثری دارد بسیار شفاف و هنرمندانه‌، زیبا و ساده که نه همانند نثرهای روزنامه‌ای و گزارشی‌، خام و بی‌آرایه است و نه همانند قطعات ادبی‌، آنچنان سنگین که منظور نویسنده را در پرده‌ای از آرایشهای لفظی نگه‌دارد. این نثر، در حد متعادلی‌، از تمایزهای بیانی برخوردار است و البته هیچ‌گاه این تمایزبخشی‌ها، آن را کدر نکرده‌اند.

 

از سویی دیگر، این نثر، در کمال اعتدال است‌; هم خصایص بومی خود را دارد و هم از رهیافت‌های زبانی همزبانان ما بهره‌مند شده است‌. گذشته از اینها، زریاب خود با وضع بعضی اصطلاحات و معادلها برای کلمات فرنگی‌، به گنجینة واژگان ما افزوده است‌.

 

ولی نوشته‌های جناب زریاب‌، تنها بدین صفت ممتاز نیست‌، که در پاکیزگی هم نظیر ندارد. من در این سالها به تبع حرفة ویرایش‌، با مطالب بسیاری از نویسندگان و شاعران هموطن سروکار داشته‌ام و هیچ به خاطرم نمی‌آید که از نوشته‌های ایشان متنی آراسته‌تر و ویراسته‌تر دیده باشم‌. کتاب «چه‌ها که نوشتیم‌» که برای انجام امور فنی پیش از چاپ به من سپرده شد، برایم نه مادة کار، که سرمشق نویسندگی و ویرایش بود و من جدا از مباحث نظری‌، بسیار چیزها در نوشتن و شیوة تحقیق و نگارش از آن آموختم‌.

 

از اینها که بگذریم‌، دقت و وسواس و رعایت آداب پژوهش در آثار تحقیقی جناب زریاب‌، یادکردنی و آموختنی است‌. به اینها بیفزایید پرهیز ایشان از جزم‌اندیشی و مطلق‌نگری را که یک ضرورت است در پژوهش‌، به‌ویژه علوم انسانی‌. او حتی در مقام انتقاد نیز لحنی بسیار ملایم و بزرگ‌منشانه دارد و نیک می‌دانیم که در محیط فرهنگی پر تنش و آشوب کشور ما، این رفتار بسیار ضروری است‌. به راستی یکی از چیزهایی که به طور مشخص و عملی می‌توان از جناب زریاب فراگرفت‌، روشن‌بینی‌، انصاف و امانتداری در تحقیقات ادبی و تاریخی است‌.

 

به همین لحاظ، به گمان من‌، خواندن آثار نویسندة بزرگ ما جناب رهنورد زریاب‌، نه تنها برای علاقه‌مندان ادبیات داستانی‌، که برای شاعران‌، پژوهشگران و به طور کل همه کسانی که با قلم سروکار دارند، یک ضرورت است‌، به‌ویژه آنان که می‌خواهند نثر فارسی افغانستان را تعالی بخشند و از افراط و تفریط دور بدارند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥
کلمات کلیدی: یادبودها و گزارش

+ در حاشیه «قند پارسی»

این حاشیه به واقع بخشی جنبی گزارش قند پارسی است که به دلیل عدم سنخیت با آن از لحاظ طرز نگارش، مستقلا درج می‌شود.

گردانندة برنامه‌، سیدعلی عطایی بود که انصافاً خوب جلسه را اداره کرد، هرچند گهگاه نکته‌هایی را از یاد می‌برد و بسیار هم «بیوگرافی‌» می‌گفت‌، تا جایی که مرا وادار کرد طی یادداشتی به او یادآوری کنم که ما در «قند پارسی‌» هستیم و نه البته «قند انگلیسی‌» و در زبان ما، «زندگی‌نامه‌» بهتر از «بیوگرافی‌» است‌.

و باز شاید در راستای همین انگلیسی‌شدن قند بود که یکی از دوستان‌، در بیوگرافی (یا همان زندگینامه‌)اش‌، تاریخ تولد خود را به حساب میلادی نوشته بود.

عطایی از کسانی که زندگینامه‌شان را نداشته‌، پاره‌ای از شعر یا داستانشان را می‌خواند و البته متن این شعرها و داستانها، که در اختیار او نهاده شده بود، گاهی غلط بود و ما به این نتیجة ناگزیر می‌رسیدیم که پس ناسخان و کاتبان دیوان حافظ و دیگر قدما هم آن‌قدرها در غلطنگاری مقصر نبوده‌اند، در آن عصر کتابت و استنساخ‌; وقتی که در عصر رایانه و ارتباطات هم چنین غلطهایی حتی در حضور شاعر روی می‌دهد.

و شاید به همین ملاحظه بود که رحیمه میرزایی از غلطخوانده‌شدن شعرش برآشفت و ضمن انتقادی مکرّر از عطایی‌، بر آن شد که علاوه بر شعر مقرّر، آن شعری را که عطایی پاره‌اش را غلط خوانده بود، خود به طور کامل بخواند. ولی جالب این بود که خود شاعر بخشی از شعر را بیخی از یاد برد و ما شاید به این نتیجه رسیدیم که وقتی آدم این‌قدر نسبت به متن شعرش سخت‌گیر باشد، ممکن است به مصیبتی بزرگ‌تر از آن یعنی فراموش کردن آن شعر گرفتار آید.

یکی از شیرینی‌های این همایشها، نشست‌های جانبی و خودمانی و گفت‌وگوها و شعرسرایی‌هایی است که در طول مسیر رخ می‌دهد. این‌، یکی از ثمرات و برکات این برنامه‌هاست‌. بدین گونه انس و الفتی در میان شاعران پدید می‌آید که مایة بسیار حرکتها و برکتها در آینده می‌شود. این برنامه هم از فیض این برنامه‌ها بی‌بهره نبود. در مسیر مشهد تا تهران‌، در اتوبوسی که به انتقال مهمانان مشهد اختصاص داده شده بود، باز هم صحبتهای دوستانه بود و مشاعره‌ای که تا ساعتها دوام کرد و یکی از مشاعره‌های بسیار جدّی تاریخ ادبیات فارسی بود (البته آن مقدار ادبیات فارسی که در آن اتوبوس حضور داشت‌.) در این مشاعره در نهایت من (محمدکاظم کاظمی‌) که در آخر کار، تنها مانده بودم با مقاومتی کم‌نظیر، سه مشت محکم بر دهان طرف مقابل کوبیدم‌، یعنی سه بار آنها را بند انداختم‌. (البته یادآوری می‌شود که خود نیز چهار مشت محکم از طرف مقابل دریافت کردم‌، آن هم مشت سیدابوطالب مظفری که از شاعران سنگین‌وزن ماست‌.)

اما در این اتوبوس‌، بنا بر عادت و سنت چنین سفرهایی‌، یک شعر طنز هم سروده شد، در وصف حسین حیدربیگی که پیگیری امور مهمانان مشهد را برعهده داشت و به راستی برای تهیة نامه تردد و دیگر امکانات سفر، بسیار زحمتها کشید. پس ما هم ناسپاسی نکردیم و در غزلی به طنز، او را سخت فرومالیدیم‌، از نوع نمک خوردن و نمکدان شکستن‌. خوب دیگر چه می‌شود کرد؟ لطف طنز، در انتقاد است و احسن شعر هم اکذب آن است‌. شنیده‌اید که شاعری دوست نزدیکش را به باد هجو گرفت‌، به این اعتبار که نام او در قافیه می‌گنجیده است‌؟ به هر حال‌، و با هر توجیهی‌، این شعر سروده شد و بزرگواری و حوصله‌مندی حیدربیگی نازنین هم ما را به این جسارتهای ادبی‌، گستاخ‌تر ساخت‌. خدا نگهدارش باد و ریاستش را همواره پایدار دارد، هرچند بعید می‌دانم با چنین نوازشی که از سوی ما یافت‌، دیگر حاضر به ریاست شود.

باز حیدربیگ مان امشب ریاست می‌کند

در لباس فقر، کار اهل دولت می‌کند

(توضیح‌: مصراع دوم با تغییری اندک از حافظ است‌. گویا حافظ نیز می‌دانسته است که روزی روزگاری حیدربیگی ریاست خواهدکرد.)

هر که را یزدان پاک از بهر کاری آفرید

او تصرف بی‌جهت در کار خلقت می‌کند

دستها در جیب پتلون برده مثل کاکه‌ها

بر سر راننده و شاگرد، هیبت می‌کند

(توضیح این که در طول سفر، اوقات‌تلخی‌هایی میان راننده و مسافران رخ داد که البته بیشتر حیدربیگی سپر بلا بود.)

با چنین اوصاف‌، اما باز موتروان ما

عنقریب او را کناری برده و لت می‌کند

در شگفتم در میان جمع منفی‌باف‌ها

از چه حیدربیگ هر دم کار مثبت می‌کند

دستمال کاغذی می‌آورد از بهر خلق‌

با چنین ایثار، ما را غرق خجلت می‌کند

سیب کرمی بهر یاران‌، موز عالی بهر خود

این چنین با دوستان خود عنایت می‌کند

آب سرد و نان گرم و جای خوب از آن اوست‌

واقعاً این مرد، بهر خلق خدمت می‌کند

آب را می‌نوشد و نان را به دندان می‌کند

راست می‌گوید که کار فوق طاقت می‌کند

یک ردیف از صندلی تنها نصیبش گشته است‌

حق به سوی اوست گر احساس زحمت می‌کند

دیگران مثل گدایان‌اند زانو در بغل‌

او به سان پادشاهان استراحت می‌کند

ما همه در خواب‌، اما این جناب آهستگک‌

دور از چشم همه‌، با مردمان چت می‌کند

(شعر به پایان رسیده بود که حیدربیگی گفت من بسیار کارها کرده‌ام و شما از همه کارهایم نگفته‌اید‌. پس لاجرم مظفری این بیت را به عنوان تکمله سرود و به شعر افزود، تا دیگر حیدربیگی باشد که از این حرفها بزند.)

گفت امشب کارهای دیگری هم کرده‌ام‌

ما چه می‌دانیم‌؟ حق با اوست‌. البت می‌کند

(توضیح این که «البت‌» یعنی «البته‌». یا شاید هم محرف «البد» باشد به معنی «لابد».)

و باز، برنامة خاطره‌انگیز دیگر، نشست خودمانی شاعران و نویسندگان بود در محل اقامت ما که تا پاسی از شب طول کشید و در نهایت هم با قرائت شعر بالا خاتمه یافت‌ و به این ترتیب، ما آن نوازش را در حق حیدربیگی عزیز به کمال رساندیم.

 

و امّا دوست دارم این «حاشیه‌» را با متنی کوتاه به پایان برم‌، که دربارة سیدابوطالب مظفری نوشته بودم و در خبرنامة جشنواره هم چاپ شد. این به واقع چکیدة سخنرانی‌ای است که حقیر در مراسم تجلیل از جناب مظفری ایراد کردم‌.

 آنچه خوبان همه دارند...

آدمهای استثنایی را معمولاً یک یا دو صفت بسیار برجسته‌، استثنایی نمی‌سازد; بلکه آنها را جمع‌شدن توأم یک سلسله صفات‌، استثنایی می‌سازد. به همین لحاظ، این آدمها نادر هستند، چون جمع‌شدن چند صفت نیکو در یک فرد، به ندرت اتفاق می‌افتد. یکی استعداد را دارد، دیگری اخلاص را، دیگری سخت‌کوشی‌را، دیگری خوش‌خویی را، دیگری چیز دیگری را. ولی سیدابوطالب مظفری ـ البته در مقایسه با اقران خویش ـ دارندة مجموعة وسیعی از این صفات نیکوست‌. قریحة شعری قوی‌، هوشمندی بالا، نوجویی‌، قدرت ابتکار، خلاقیت‌، اخلاص‌، تواضع‌، هدفمندی و بسیار صفات دیگر در این فرد جمع شده‌اند. به‌واقع مظفری از آن روی برجسته نیست که شاعر خوبی است یا روزنامه‌نگار موفقی است‌، بل از آن روی برجسته است که توانسته‌است جامع این کمالات و حسنات باشد.

نکتة جالب دیگر ـ که در شعر مظفری هم نمود دارد ـ جمع بعضی صفات به‌ظاهر متضاد است‌، همچون سنّت‌گرایی و تجددطلبی‌; تواضع و عزّت نفس‌; تیزهوشی و سادگی طبع‌; جنون شاعرانه و خردمندی عالمانه‌. و باز جالب است که این صفات متضاد، هر یک در جایی رخ نموده‌اند که شخصیت را کمال می‌بخشند. مثلاً او در روزنامه‌نگاری تیزهوش و موقعیت‌شناس و مدام در پی پیشرفت است‌، ولی در معاش‌اندیشی ساده‌طبع است و مدام در انتهای قافله‌. بسیاری کسان این موقعیت‌شناسی و سادگی توأم را دارند، ولی اولی را در زندگی شخصی و دومی را در محیط کار; و چنین است که آدمهایی غیرقابل تحمّل می‌شوند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: گزارش

+ قند پارسی در تهران

من امشب از همایش «قند پارسی‌» برگشتم‌، به‌واقع سومین گردهمایی از سلسلة همایشهای سالانة «قند پارسی‌» که از سوی خانة ادبیات افغانستان در تهران برگزار می‌شود و البته همایش پارسال به دلیل مضایق مالی و اداری برگزار نشد و امسال‌، بچه‌های خانة ادبیات‌، هر طور که بود باز هم چراغ این همایش را روشن کردند که خداوند اجرشان دهاد.

باری‌، این قند پارسی در این سالها، بزرگ‌ترین گردهمایی شاعران و نویسندگان افغانستان بوده‌است‌، تا جایی که من خبر دارم‌. یعنی بعد از مجامع شعر افغانستان که تا سال 1374 ادامه یافت‌، ما گردهمایی‌هایی با چنین وسعت از شاعران افغانستان نداشته‌ایم‌.

و امّا قند پارسی چند ویژگی دارد که حتی آن همایشها نیز نداشت‌. یکی این که مختص شعر نیست و ادبیات داستانی را هم شامل می‌شود. دیگر این که ویژة جوانان است و پیشکسوت‌ها در آن فقط به حیث مهمان و شنونده حضور دارند و فقط در اهدای جوایز و دیگر کارهای تشریفاتی سهم می‌گیرند. و دیگر این که این برنامه شکل رقابتی دارد و هر سال‌، شاعرانی و داستان‌نویسانی در آن‌، برنده و برگزیده می‌شوند. امسال‌، در شعر مقام اول را سیدالیاس علوی آورد و مقام دوم را وجیهه خدانظر و مقام سوم را زهرا حسین‌زاده‌. البته برگزیدگانی هم بودند و شرح این مقامات (یعنی مقام‌گرفتن‌ها) در وبلاگ ویژة این همایش آمده است و من نشانی‌اش را ذکر خواهم کرد. و بالاخره ویژگی دیگر همایش قند پارسی‌، این است که در آن در هر سال‌، از یکی از شاعران پیشکسوت یا نیمه پیشکسوت افغانستان که باری در پرورش این نسل جوان سهمی داشته است‌، تجلیل می‌شود; و امسال نوبت تجلیل از سید ابوطالب مظفری بود و چه بحق و چه نیکو.

برنامه طی دو روز برگزار شد و در آن‌، اگر اشتباه نکنم‌، حدود پنجاه شاعر و داستان‌نویس افغان حضور داشتند که بیشترشان از نسل جوان بودند و البته مهمانانی از شاعران جوان ایران هم داشتیم‌، همچون علی داوودی و علی‌محمد مؤدب و راضیه رجایی و زهرا محدثی و مهریه جهانگیر.

عمده برنامه به شعرخوانی و داستان‌خوانی اختصاص داشت و یگان سخنرانی و اجرای موسیقی هم که به طور طبیعی در کنار آن بود، از جمله سخنرانی آقای دکتر محمدخانی رئیس شورای گسترش زبان فارسی و آقای دکتر موسوی از مسئولان وزارت امور خارجة ایران و آقای تخاری وابستة فرهنگی سفارت افغانستان در ایران که پیام مشاور رئیس جمهور افغانستان‌، دکتر رنگین دادفر سپنتا را قرائت کرد. البته قرار بود آقای عبدالغفور آرزو شاعر و پژوهشگر افغانستان هم به نمایندگی از سفارت افغانستان در ایران سخنرانی کند که گویا به دلایلی این برنامه عملی نشد.

اما مراسم تجلیل از سیدابوطالب مظفری‌، بخشی نسبتاً مستقل بود در این همایش که در روز دوم به مدت حدود یک ساعت برگزار شد و در آن‌، من (محمدکاظم کاظمی‌)، مصطفی محدثی خراسانی (شاعر مطرح ایران و سردبیر مجلة شعر) و خود سیدابوطالب سخنرانی داشتیم‌. من به اجمال به ویژگیها و برجستگیهای شخصیت ادبی مظفری اشاره کردم و محدثی از تعادل و میانه‌روی پسندیدة مظفری در سلوک‌شعری‌اش گفت و خود مظفری‌، به شرح بعضی مشکلات و موانعی که بر سر راه شاعران افغانستان است‌، پرداخت‌.

آقایان استاد لطیف ناظمی شاعر و پژوهشگر برجستة افغانستان از آلمان و محمدبشیر رحیمی شاعر جوان و صاحب‌نام کشور از کانادا هم پیامهایی ویژة این تجلیل فرستاده بودند و نیز آقای عبدالکریم تمنا شاعر پیشکسوت افغانستان مقیم تهران نیز رباعیهایی سروده و ارسال کرده بودند که در یکی از آنها، به این مراسم اشارتی شده بود. مصراع چهارم یکی از این رباعیها به خاطرم مانده است‌: «تجلیل مظفری مبارک بادا»

باری‌، سومین همایش با خاطراتی بسیار خوش به پایان رسید. بچه‌های خانة ادبیات افغانستان به راستی زحمت کشیده بودند و به واقع ایثار کرده‌بودند، در این عالم کمبود امکانات مادی برای برگزاری چنین برنامه‌ای‌. البته بعضی از مراکز و نهادهای فرهنگی میزبان در فراهم‌آوری امکانات برنامه سهیم شده بودند، همچون دفتر آفرینشهای ادبی حوزة هنری و شورای گسترش زبان فارسی و فرهنگسرای شفق و بعضی مراکز فرهنگی دیگر، که باید به راستی سپاسگزارشان بود.

به هر حال‌، باید تلاشهای شبانه‌روزی برگزارکنندگان را قدر نهاد که بدون یک پشتوانة دولتی و فقط با اتکا به شور و شوقی که برای این کار داشتند، آستین بالا زدند و این بزرگ‌ترین گردهمایی ادبی مهاجران افغانستان را شکل دادند. سیدضیأ قاسمی‌، محبوبه ابراهیمی‌، محمدصادق دهقان‌، شکریه عرفانی‌، محمدسرور رجایی و علی‌رضا سلطانی از دوستانی بودند که نامشان در این لحظه به خاطرم می‌آید و اگر باز هم نامی از خاطر رفته باشد، از بیدارخوابی و ماندگی من بدانید در این ساعت یک و نیم شب که هنوز گرد سفر را از تن ننشانده‌ام و البته این صبر را هم نداشتم که نگارش این گزارش را به وقتی دیگر موکول کنم‌.

البته در حاشیة این همایش هم حرف و سخنی دارم و نوشته‌ام که می‌گذارمش برای بعد، چون مهم‌تر از آن، خبر درگذشت یک شاعر جوان است.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ مهر ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: گزارش

+ گزارشی از همایش چشم‌انداز شعر معاصر فارسی

اولین همایش چشم انداز شعر معاصر فارسی این همایش‌، در روزهای سه شنبه و چهارشنبه بیست و یکم و بیست و دوم میزان‌، در تهران برگزار شد.

برگزارکنندة همایش‌، شورای گسترش زبان فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مرکز گسترش زبان فارسی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی جمهوری اسلامی ایران بودند که البته در این میان‌، نهادهایی دیگر مثل حوزة هنری و انجمن شعر جوان نیز سهم داشتند.

یکی از ویژگیهای این همایش‌، ابعاد وسیع آن بود، به‌گونه‌ای که در آن‌، ادبایی از چهار کشور ایران‌، افغانستان‌، تاجیکستان و ازبکستان حضور داشتند. در سالهای اخیر، برگزاری چنین همایشی با چنین ترکیبی وسیع دربارة شعر فارسی سابقه نداشته است‌.

برنامه‌های اصلی همایش‌، در دو روز سه شنبه و چهارشنبه هفتة گذشته بود، ولی در کنار اینها یک سلسله برنامة جنبی نیز تدارک دیده شده بود از جمله شب شعرهایی در شیراز و اصفهان و تهران و نیز ضیافت شامی که از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به افتخار مهمانان خارجی همایش برگزار شد.

 

همایش‌، در روز سه‌شنبه با سخنرانیهای آقای غلام‌علی حداد عادل رئیس مجلس شورای اسلامی‌، آقای مسجدجامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و آقای محمدی عراقی رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ایران آغاز شد.

در برنامة افتتاحیه‌، هم‌چنان چند سخنرانی دربارة وضعیت شعر فارسی در کشورهای مختلف فارسی‌زبان هم گنجانده شده بود، بدین قرار که استاد احمد سمیعی دربارة شعر نو ایران‌، محمدکاظم کاظمی دربارة شعر امروز افغانستان و علی موسوی گرمارودی دربارة شعر امروز تاجیکستان سخنرانی کردند.

و از بعد از ظهر سه شنبه‌، نشست‌های اختصاصی برنامه آغاز شد که در آنها، مقالاتی پیرامون مسایل مختلف شعر فارسی مثل نقد، اسطوره‌شناسی و شعر دفاع مقدس ارائه شد.

یک گروه از شاعران و استادان ادبیات افغانستان از کابل به این همایش دعوت شده بودند، یعنی استاد قیوم قویم‌، نیلاب رحیمی‌، پرتو نادری‌، افسر رهبین و جاوید فرهاد و یکی دو بزرگوار دیگر که من فرصت معارفه با آنان را نیافتم.

علاوه بر مهمانانی که از داخل کشور به این همایش دعوت شده بودند، جمعی از شاعران مهاجر افغانستان در ایران نیز در این برنامه حضور داشتند، یعنی سیدفضل‌الله قدسی‌، زهرا حسین‌زاده و عبدالغفور آرزو.

بعضی از مهمانان افغانستانی برای سخنرانی دعوت شده بودند، بعضی برای شعرخوانی و البته در هیأت رئسیه محافل مختلف این همایش نیز چند تن از آنان حضور داشتند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: گزارش

+ خط سوم چاپ شد

آنچه‌ از چاپ‌ برآمد:  شمارة‌ سوم‌ و چهارم‌ مجله‌ است‌ که‌ در یک‌ مجلد قطور منتشر شده‌ است.

قسمت‌ اعظم‌ این‌ شماره، ویژه‌نامه‌ای‌ سنگین‌ و مفصل‌ است‌ درباره‌ جریانهای‌ روشنفکری‌ در افغانستان‌ و در آن، پدیده‌ روشنفکری‌ و مدرنیته در این‌ کشور در عصر حاضر، در عرصه‌های‌ گوناگون‌ اجتماع، سیاست، هنر و ادبیات‌ بررسی‌ شده‌ است.

این‌ ویژه‌نامه‌ حاصل‌ چند سال‌ کار گروه‌ در دری‌ است‌ و بدین‌ واسطه‌ شاید بتوان‌ این‌ شماره‌ از مجله‌ را از هر حیث‌ پربارترین‌ شماره‌ خط‌ سوم‌ )و نیز در دری( در طول‌ تاریخ‌ انتشار این‌ نشریه‌ دانست‌.

حجم‌ فوق‌العاده‌ این‌ شماره‌ نیز به‌ خاطر همین‌ ویژه‌نامه‌ است‌ و البته‌ همین‌ سنگینی‌ کار بود که‌ هم‌ آماده‌سازی‌ اش‌ را به‌ تأخیر انداخت‌ و هم‌ به‌ خاطر نبودن‌ امکانات‌ مادی‌ چاپ، آن‌ را حدود شش‌ ماه‌ در پشت‌ در چاپخانه‌ نگه‌ داشت‌ و در نهایت‌ دیون‌ مؤسسه‌ را سنگین‌تر از پیش‌ ساخت‌.

البته‌ نباید زحمات‌ عضو جدید و فعال‌ مؤسسه‌ در دری، آقای‌ محمدابراهیم‌ شریعتی‌ افغانستانی‌ )مدیر مؤسسه‌ انتشارات‌ عرفان( را در انتشار این‌ شماره‌ نادیده‌ گرفت.

مجله‌ به زودترین‌ فرصت، به‌ مشترکین‌ آن‌ ارسال‌ خواهد شد. البته‌ کسانی‌ که‌ مشترک‌ نیستند می‌توانند برای‌ این‌ امر اقدام‌ کنند تا هم‌ مجله‌ به‌ سهولت‌ به‌ دستشان‌ برسد و هم‌ مؤسسه‌ امکان‌ تداوم‌ انتشار مجله‌ را داشته‌باشد.

فهرست‌ مطالب‌ این‌ شماره‌ و نیز گزیده‌ای‌ از این‌ مطالب‌ را به زودی می‌توانید در نشانی‌ انترنتی‌ زیر پیدا کنید و جزئیات‌ شیوه‌ اشتراک‌ را نیز در آنجا ببینید. dor.persianblog.ir

و در صورت‌ لزوم، می‌توانید با این‌ نشانی‌ با دفتر مجله‌ تماس‌ بگیرید: dorredari@yahoo.com

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٢
کلمات کلیدی: گزارش

+ قند پارسی

مختصر گزارشی از همایش «قند پارسی‌»

(تهران ـ 18 و 19 مهر 82)

 

سلسله همایشهای «قند پارسی‌» را می‌توان گردهم‌آیی سالانة شاعران و نویسندگان جوان افغانستان دانست‌. اولین برنامه از این سلسله نیز سال قبل و در تهران برگزار شد. این دومین همایش بود و برگزارکنندگان وعده داده‌اند که سومین برنامه را سال آینده در هرات برگزار کنند، تا ببینیم که چه خواهد شد. این برنامه‌، از سوی خانة ادبیات افغانستان برگزار شد و همین‌جا بد نیست یادآوری کنیم که خانة ادبیات‌، یک مرکز نوتأسیس است که به وسیلة شاعران و داستان‌نویسان جوان و سختکوش افغانستانی‌، نظیر سیدمحمدضیأ قاسمی و محمدحسین محمدی ایجاد شده است‌. قاسمی در گفت‌وگویی دربارة فعالیتهای خانة ادبیات چنین گفته‌است‌: ما برنامه‌های متعددی را در نظر داریم‌. جلسه‌های منظّم شعر و قصّه در تهران داریم و به‌زودی جلسه‌ای در قم هم برگزار خواهیم کرد. برگزاری کلاسهای فرهنگی و هنری را در برنامه داریم که در حال حاضر کلاس روزنامه‌نگاری دایر است‌. و به‌زودی کلاس آموزش عکاسی هم شروع می‌شود. فصلنامة ادبی و هنری «فرخار» و ماهنامة فرهنگی و اجتماعی «ندا» هم انتشارشان از برنامه‌های ما بوده است‌.

با همّت دوستان پرتلاش خانة ادبیات افغانستان بود که دومین جشنوارة قند پارسی در فرهنگسرای بهمن تهران برگزار شد. در این برنامه حدود چهل شاعر و نویسندة جوان افغانستانی حضور داشتند و البته بعضی از قلمزنان پیشکسوت نظیر فضل‌الله قدسی‌، سیدابوطالب مظفری‌، سیداسحاق شجاعی و علی پیام نیز به عنوان مهمان آنان را همراهی می‌کردند.

همایش در دو روز متوالی برگزار شد. در روز نخست و با پخش سرود ملی افغانستان‌، افتتاحیه آغاز شد که در آن‌، سیمحمدضیأ قاسمی دبیر همایش به توضیحاتی دربارة برنامه پرداخت‌. اجرای موسیقی و قرائت شعر و داستان بقیة بخشهای برنامة روز اول بود.

مردم از این برنامه استقبال خوبی کردند و البته انتظار هم می‌رفت‌، چون حدود یک سال بود که این همه شاعر و نویسندة افغانستان‌، در یک جای جمع نشده‌بودند. سالن برگزاری جلسه‌، مملو از جمعیت شده بود و حضور خبرنگاران و دست‌اندرکاران مطبوعات نیز قابل توجه بود.

یکی از امتیازات این همایش‌، این بود که همة وقت شعر و داستان‌خوانی در اختیار جوانان قرار داشت و اهل قلم پیشکسوت نیز به عنوان مهمان‌، فقط آثار جوانان را می‌شنیدند. دست‌اندرکاران کوشیده بودند همة فرصت را در اختیار جوانانی قرار دهند که آثارشان را پیشتر به آنجا فرستاده بودند و به همین دلیل‌، از شعرخوانیهای تشریفاتی و خارج از برنامه‌، خبری نبود.

امتیاز دیگر این همایش‌، شکل رقابتی و مسابقه‌ای آن بود، یعنی یک گروه داوران مرکّب از شاعران و نویسندگان مطرح ایرانی و افغانستانی‌، آثار را بررسی کرده‌بود و در آخر برنامه نیز به برگزیدگان‌، جوایزی اهدا شد.

در داستان‌نویسی‌، رضا ابراهیمی‌، حسین حیدربیگی و آمنه محمدی به ترتیب در مقامهای اول تا سوم قرار گرفتند و صدیقه کاظمی‌، بتول محمدی و سکینه محمدی نیز از سوی هیأت داوران شایستة تقدیر شناخته شدند.

در شعر نیز مقامهای اول تا سوم را زهرا حسین‌زاده‌، سیدعاصف حسینی و مریم ترکمنی کسب کردند و از محمد واعظی‌، فرشته حسینی و غلام‌رضا ابراهیمی نیز تقدیر شد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ آبان ۱۳۸٢
کلمات کلیدی: گزارش