محمدکاظم کاظمی


+ شیخ عبدالله

شیخ عبدالله فوت کرد. شاید بگویید کدام شیخ‌عبدالله‌. حق دارید اگر او را نشناسید. از روحانیون متنفذ و صاحب دم و دستگاه نبود. پیرمردی نورانی بود در حرم امام رضا که کارش خواندن قرآن و زیارتنامه بود. معنویت خاصی داشت‌. بسیاری از زائران دوست داشتند زیارتنامه‌شان را او بخواند. من تا چند سال پیش که با اتوبوس رفت و آمد می‌کردم گاه پیرمردی خمیده‌پشت و نورانی را می‌دیدم که با وجود کهولت‌، عصازنان سوار می‌شد و بعدها فهمیدم هم‌او شیخ‌عبدالله معروفی است که از اطراف و اکناف عالم از او تقاضای استخاره می‌کنند. و او با اتوبوس خط 85 نیمه پیاده و نیمه سواره به جایگاه هرروزه‌اش در حرم می‌رفت‌، جایگاهی که تا روز آخر آن را رها نکرد.

استخاره‌هایش مشهور بود و به قول معروف ردخور نداشت‌. دوستان و آشنایان از امریکا و کانادا و دیگر کشورهای غربی تلفن می‌زدند و استخاره طلب می‌کردند. همه نیز به او اعتقاد داشتند.

دیروز هنگام افطار در کمال آرامش جان سپرد. وصیت کرده‌بود که برای تشییع جنازه‌اش کسی را خبر نکنند و مجلس فاتحه هم برایش نگیرند. هم‌چنین وصیت کرده‌بود که جنازه‌اش را در حرم امام رضا طواف ندهند و یکراست در بهشت رضای مشهد (گورستان عموم مردم‌) دفن کنند. این در حالی بود که او در صحن حرم آرامگاهی آماده داشت‌، از آن آرامگاههایی که پولدارها و متنفذین شهر به قیمتهای گزاف آنها را می‌خرند تا شاید از برکت مجاورت با امام رضا از گناهانشان کاسته شود.

این وصیتهای او، مرا به یاد وصیت میرزا جواد آقا تهرانی روحانی معروف خراسانی انداخت که او نیز با کمال شهرت و آوازه‌ای که در کل کشور داشت‌، چنین مراسم ترحیم زاهدانه‌ای را از بازماندگانش طلب کرده‌بود.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ آذر ۱۳۸٢
کلمات کلیدی: درگذشتگان
comment مهربانی‌ها () لینک