محمدکاظم کاظمی


+ کندو

از شعرهای دوران سلطه طالبان

 

مبادا ذوالفقارت سوی کس پهلو بچرخاند

که باید بی‌اِزار از قلب میدان رو بچرخاند

چه‌سان از فخر خواهی دَم زد ای فرزند هندوکش‌

که تقدیر تو را جادوگر هندو بچرخاند

مگر این آسیا از رودِ پهناور جدا افتد

که آن را هر حمار و استر و یابو بچرخاند

من و تو ـ گر به من دستی دهی ـ کوهیم‌، آن کوهی‌

که راه باد را با یک خَم ابرو بچرخاند

هزاران دست از این‌جا نیش خورد و هر که می‌خواهد،

بیاید، دست خود را هم در این کندو بچرخاند

تابستان 1376

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٢
کلمات کلیدی: شعر کاظمی
comment مهربانی‌ها () لینک