+ امروز با بیدل
شهیدان ادبگاه وفا را خون نمیباشد
مگر رنگ حنایی از کف قاتل شود پیدا
شاعر در هنگام کشتهشدن به دست معشوق، حتی خون ریختن را نوعی بیادبی و جسارت میداند. گویا در آن مقام حتی باید خونی هم نداشته باشیم تا مایه اذیت معشوق نشود. در این وضع، مگر سرخی حنای دست معشوق کار آن خون را بکند و صحنه را رنگین بسازد. بیدل در جایی دیگر هم میگوید:
در شهیدان وفا تا آبرو پیدا کنم
خون ندارم، اندکی رخت مرا گلگون کنید
عجیب است. هر بیت زیبایی که از بیدل مییابم، میبینم که استاد سرآهنگ آن را در آهنگی خوانده است. این بیت اخیر را هم در لابهلای آهنگ «بیکس شهیدم، خون هم ندارم / دیگر که ریزد گل بر مزارم» خوانده است و چه بهجا و متناسب با شعر اصلی آهنگ. خداوند روح این مراد و مرید را شاد بدارد که چنین گنجینه بزرگی از ادب و هنر برای ما گذاشتهاند. به راستی اگر سرآهنگ نبود، بیدل این شهرت وسیع را در کشور ما میداشت؟ حداقل من که با آهنگهای استاد مرحوم با بیدل آشنا شدم.


مهربانیها ()