+ امروز با بیدل
زاهد! تو هم برافروز شمع غرور طاعت
رحمت در این شبستان پروانهی گناه است
شاعران غالباً در مواجهه با زاهد، برای توجیه عصیان خود، به رحمت خداوند اشاره کردهاند. اینجا بیدل به همین اعتبار عصیان و گناه زاهد را هم توجیه میکند و پذیرفتنی میبیند. میگوید بالاخره وقتی رحمت خداوند هست، چرا این رحمت برای زاهد نباشد؟ اگر قرار است که خدا گناه ما را ببخشد، خوب گناه غرور او را هم خواهد بخشید. نوعی تساهل رندانه در کار است.
کلمه «پروانه» به معنی «مجوز» هم در این بیت قابل توجه است. شاید ما گمان کنیم که این کلمه از ساختههای فارسیزبانان در عصر جدید باشد، ولی بیدل هم این را به همین معنی به کار برده است.
حالا اگر در مملکت ما «پروانه» را به معنی «مجوز» پیشنهاد کنیم، سر و صدای بسیاریها بلند میشود که «این کلمه ایرانی است». همین طور است کلمه «گذرنامه» به معنی اجازهنامه عبور که من آن را در شعر شهید بلخی دیدهام.
جالب این که بیدل از ایهام موجود در کلمه «پروانه» هم کار کشیده، یعنی آن را در معنی دیگرش با «شمع» و «شبستان» ارتباط دادهاست. در واقع مراعات نظیر میان کلمات «برافروز»، «شمع»، «شبستان» و «پروانه» رخ داده است.


مهربانیها ()