+ تایپ کامپیوتری، اولین قانون طلایی
سعی کنید این مصراع را بخوانید
زیباستعجبروددزلبهایت
یا نه. زیاد سعی نکنید. اصلاً بیخیال شوید. کسی که اینطور مینویسد، بگذارید اصلاً شعرش خوانده نشود. ولی این قانون را همیشه به یاد داشته باشید.
باید بین هر دو کلمهی مستقل، یک فاصله (سپیس) تایپ کرد.
این «فاصله» در واقع همان کلید بزرگی است که زیر همه کلیدهاست و به همین دلیل، بزرگ و در لبهی صفحهکلید ساخت شده است تا همه آن را ببینند و به راحتی به کار برند. یکی نگوید، «ها، من نمیدانستم فاصله کجاست.»
ولی بسیاریها نقش کلیدی به این بزرگی را نمیدانند. فکر میکنند که کلیدی با این قد و قامت فقط برای این است که حروف چسپان را جدا سازد. پس وقتی بخواهند «سیب خوردم» تایپ کنند، بعد از «ب» آن را تایپ میکنند تا این طور نشود: «سیبخوردم» ولی همین آدمها وقتی آلو بخورند، دیگر ضرورتی به این کلید نمیبینند و مینویسند «آلوخوردم».
این یک اشتباه بزرگ است. به واقع کلید فاصله فقط برای پیشگیری از چسپیدن حروف نیست، بلکه برای نشاندادن استقلال کلمات هم هست.
باز به قانون طلایی اول برگردیم. بین هر دو کلمهی مستقل باید فاصله تایپ کرد. خوب. حرفهای اضافه و ربط و ضمیرها هم کلمهی مستقل حساب میشوند؟ بله که میشوند. همانطور که بچههای آدم هم آدم مستقل حساب میشوند و هیچ خوب نیست که در مهمانی جلو بچه پشقاب نگذاریم که بچه است دیگر.
بله، «در»، «و»، «از»، «تا»، «با»، «ما» و امثال اینها همه کلمههایی مستقلاند و قبل و بعدشان باید فاصله باشد.
پس ننویسیم «اودرخانه ازغذاخبرگرفت»
و بنویسیم «او در خانه از غذا خبر گرفت»
ملاحظه میکنید که این دومی قشنگتر است. این طور نیست؟ بله که هست.
شاید یکی بگوید که «تو چه گیر دادهای به فاصلهی کلمات؟ کم مشکل در این دنیا داریم؟» ولی باور کنید که من یک نفر از دوستان را به کار گماشتهام که هفتهای یکی دو روز میآید و در کتابهایی که برای ویراستاری بر سر دست دارم، فاصله کلمات و دیگر ظرایف تایپ را درست میکند. مشکل بزرگ این است که اکنون بسیار کسان به خیال این که تایپ یاد دارند، کتابهایشان خودشان تایپ (تایپ؟) میکنند و این مشکلی شده است در حوزهی چاپ و نشر. قدیمها تایپ را فقط تایپیست حرفهای انجام میداد و او کارش را یاد داشت. حالا هر کسی که کامپیوتر دارد، انگار تایپ هم یاد دارد.
خوب. آن مصراع را بالاخره نخواندید؟ من آن را با رعایت فاصلهها مینویسم.
زیباست عجب رود دز لبهایت
بله. بعد از کلی فکر کردن و ارتباط دادن این مصراع با مصراعهای قبل و بعد شعر، این کشف بزرگ را انجام دادم که شاعر لبهای معشوق را به «رودِ دز» تشبیه کرده است. ولی مشکل این نیست که این چنین تشبیه شاعرانهای کرده است. مشکل این است که چرا تایپ یاد ندارد.


مهربانیها ()