محمدکاظم کاظمی


+ «زندگی» یا «زنده‌گی»؟ و دیگر قضایا

بنا بر یادآوری یکی از دوستان با نام مستعار «صحت و سقم»، اصلاحی کوچک در متن صورت گرفت. سپاسگزارم. سخن ایشان در قسمت پیامها آمده است.

از وقتی که من دست راست و چپ خود را شناخته‌ام، بر سر «زندگی» و «زنده‌گی» جنجال بوده است و ماجرا، که بالاخره این «ه» یا به قول بچه‌های مکتب در کابل، «هـ گردک» ماجراآفرین، باید نوشته شود یا نشود.

    من البته «زندگی» می‌نویسم و برای این کار دلایلی هم دارم. ولی اکنون دیگر آن جزم‌اندیشی قدیم در این مورد را جایز نمی‌بینم. به نظرم می‌رسد که در این میان یک اتفاق ناخوشایند دیگر می‌افتد. (به «ادامه‌ی مطلب» مراجعه کنید)


   آن اتفای ناخوشایند، تمرکز بیش از حد بر روی این جزئیات رسم‌الخطی و غافل‌ماندن از دیگر مسایل مهم و اساسی نگارش فارسی است. اکنون برای ما نباید بسیار مهم باشد که «زندگی» بنویسیم یا «زنده‌گی». از این مهم‌تر، این است که بگوییم «زندگی می‌کنیم» یا «زندگی می‌نماییم» یا به قول دوستی دیگر، «زندگانی می‌نماییم». ما از بسیاری مسایل مهم‌تر در نگارش و مخصوصاً زیبانویسی و شیوانویسی غافل می‌مانیم اگر همه فکر و هوش ما به طرف «زندگی» و «زنده‌گی» و «فعلاً» و «فعلن» باشد.

    به خاطر داشته باشیم که اگر جمعی از فارسی‌زبانان، صد سال تمام «زندگی» بنویسند و جمعی دیگر صد سال تمام «زنده‌گی»، در نهایت میان آنها فرق مهمی‌ نمی‌توان یافت. بالاخره اصالت زبان فارسی حفظ شده است. باید آنجا نگران باشیم که به جای زندگی، «لایف» (Life) بگوییم یا «ژوندون» یا «حیات».

   اینها که می‌گویم یک نگرانی خیالی نیست، بلکه تا حدود زیادی واقعیت دارد. همین اکنون بسیاری از دست‌اندرکاران رسانه‌های تصویری، برنامه زنده تلویزیونی را «لایف» می‌گویند. هم‌چنین در میان اهل موسیقی به کنسرت زنده «کنسرت لایف» گفته می‌شود.

    چند روز پیش گفت‌وگویی با یکی از شاعران جوان کشور را می‌خواندم که البته به شغل شریف ویراستاری هم مشغول است و این خود جای خرسندی دارد که کم کم ویراستاری، شأن و مرتبه خود را در مطبوعات ما باز می‌یابد. در آن گفت‌وگو عمده سؤالاتی که از سوی پرسشگر مطرح شده بود، مربوط به رسم‌الخط بود، یعنی پایین‌ترین سطح کار یک ویراستار. البته رسم‌الخط موضوع مهمی است و ما باید برای بهسازی آن تلاش کنیم، ولی به گمان من نباید این مهم‌ترین موضوعِ نگارش و ویراستاری تلقی شود و ویراستار فکر کند که وظیفه‌اش در قبال یک متن، تبدیل «زنده‌گی» به «زندگی» یا برعکس است. آن وقت ممکن است از بسیار کارهای دیگری که باید برای بهسازی و شیواسازی یک متن انجام دهد، غافل بماند و بچسپد به رسم‌الخط. این نگران‌کننده است.

     ویراستاری کاری است گسترده، از نمونه‌خوانی بگیرید تا اصلاح رسم‌الخط و نقطه‌گذاری و پاراگراف‌بندی و جایگزین‌ساختن واژگان فصیح و درست به جای واژگان مجعول و نادرست و بهسازی ساختار جملات و کمک به شیوایی و در عین حال ایجاز متن. ویراستار وقتی لازم ببیند حتی جملات را پس و پیش می‌کند؛ پاراگرافها را کوتاه و بلند می‌کند؛ در شیوة فصل‌بندی و عنوان‌بندی مطالب دست می‌برد؛ پاورقیها و ارجاعات را بهنجار می‌سازد؛ فهرست مندرجات، فهرست اعلام، کتابنامه و پیوستهای کتاب را استخراج یا بررسی می‌کند؛ حتی در مواقع لزوم بر روی نام مقاله یا کتاب و شیوه صفحه‌آرایی‌ آن نظر می‌دهد. اینها چیزهایی است که نباید از نظر دور بماند.

    ملاحظه می‌کنید که اصلاح رسم‌الخط در مقابل این همه وظایف سنگین و متنوعی که ویراستار دارد، یک کار جزئی به حساب می‌آید که البته خالی از اهمیت نیست، ولی میزان اهمیت آن نباید بسیار زیاد پنداشته شود.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: نگارش و زبان فارسی
comment مهربانی‌ها () لینک