+ امروز با بیدل
تهمت وضع تظلّم بر جنون ما، خطاست صبح پوشیده است عریانی، گریبان چاک نیست مصراع دوم را به دو صورت میتوان خواند و هر دو معنی میدهد. یکی «صبح پوشیده است عریانی، گریبان، چاک نیست» یعنی گریبان صبح چاک نیست. دیگری «گریبانچاک نیست» یعنی صبح گریبانچاک نیست و این «گریبانچاک» ترکیبی است در مقام صفت. در هر حال منظور این است که تصور نکنید که صبح از تظلم گریبان چاک کرده است. او به واقع لباس عریانی پوشیده است و این از سر جنون است. به واقع «گریبانچاکی» با «تظلّم» ارتباط دارد و «عریانی» با جنون. شاعر نمیخواهد که عریانی ناشی از جنون او را گریبانچاکی ناشی از تظلّم بدانند. این هم قابل یادآوری است که در تخیّل بیدل، صبح به واقع با شکافی یا چاکی در گریبان یا لباس شب پدید میآید. یا به عبارت دیگر، شب گریبان چاک میکند و صبح از آن هویدا میشود. بیدل در جایی دیگر هم دارد دستگاه نازم از سعی جنون آماده است دارم از چاک گریبان نسخهی طوفان صبح و در این بیت، جنون با چاک گریبان ارتباط یافته است، برعکس بیت بالا. این هم مثالی دیگر: بازم از فیض جنون آماده شد سامان صبح میدهد چاک گریبان در کفم دامان صبح اما از همه اینها که بگذریم، پوشیدن عریانی در بیت مقصد هم بسیار زیباست. یک متناقضنمایی بیدلی.


مهربانیها ()