+ امروز با بیدل (نوزده)
ای فضول وهم عقبا! آدم از جنّت چه دید؟
عبرت است آنجا که صاحبخانه مهمان میشود
«عبرت» در اینجا به معنی پندگرفتن نیست، بلکه به معنی «ناپسند» آمده و به این معنی، هماکنون در افغانستان و به ویژه هرات رایج است. مثلاً میگویند «این کار را عبرت کردی» یعنی «بسیار خراب کردی». با توجه به این، مصراع دوم این میشود که «خیلی ناپسند است اگر صاحبخانه، خود مهمان شود.» حال انسان که روزی در جنّت صاحبخانه بوده، چگونه میخواهد دوباره مهمان آنجا شود؟ به این ترتیب، دو مصراع به هم ربط مییابد.
یادآوری کنم که یکی از مشکلات کسانی که فقط و فقط با ابزار اصطلاحات عرفانی به سراغ شعر بیدل میآیند، همین است که کلماتی مثل عبرت، مطلق، مجرّد و... را بدون این که در بافت جمله در نظر گیرند، به معنای عرفانیشان حمل میکنند. مرحوم عبدالحمید اسیر (قندیآغا) باری در شرح بیت «چنان مطلق عنانتاز است شمع ما از این محفل / که رنگ رفته دارد پاس از خود رفتن ما را» مطلق را در مقابل مقیّد قرار داده و از آن معنای عرفانی و فلسفی برداشت کردهاست، در حالی که «مطلق» در اینجا، قید است، به معنی بسیار. در زبان محاورة افغانستان هماکنون مطلق به این معنی کاربرد دارد، چنان که مثلاً گفته میشود: «فلانی مطلق بیسواد است» یعنی «بسیار بیسواد است» و نه به این معنی که «بیسواد مطلق است».


مهربانیها ()