محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (هژده)

به گردون می‌برد نظّاره را واماندن مژگان‌

به نومیدی ز پا منشین که هر وامانده پا دارد

بیدل در اینجا از «واماندن‌» استفادة دومعنایی کرده‌است‌، یکی همان از پای ماندن و دیگری «وا شدن‌» (بازشدن‌). پس همان گونه که واماندن (باز شدن‌) مژگان نگاه را به آسمان سیر می‌دهد، واماندگی هم خود مایة حرکت خواهد شد. بیدل این نوع واماندگی را می‌ستاید.

واماندگی ز عافیتم بی‌نیاز کرد

بال آن‌قدر شکست که از آشیان گذشت‌

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٢
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک