+ عید با استاد سرآهنگ
در این ایّام عید هیچ چیزی به اندازه آهنگهای عیدانهی شادروان استاد سرآهنگ به دلم نمینشیند. دریغ که محیط وبلاگ آن ظرفیت را ندارد که اصل قطعات را پیشکش دوستان کنم. با آن هم شاید به مصداق وصفالعیش، نصف العیش، بد نباشد که شعرهایی را که استاد در این آهنگهایش خوانده است، نقل کنم. شاعران تک بیتها و آن تک بند از مخمس را نمی شناسم، ولی آن دو رباعی و یک غزل (که سه بیتش خوانده شده است) از بیدل است.
بر لب بام بیا، گوشهی ابرو بنمای
روزهگیران جهان منتظر ماه نو اند
هلال عید میبینی و من پیوسته ابرویت
مبارک باد بر تو عید و بر من دیدن رویت
در روزه چون خیال لب یار میکنم
با نقل و پسته و شکر افطار میکنم
گویند طرب شیفتة عید صیام است
گل مایل رنگینی و می نشئة جام است
این وسوسهها [؟] طبع عوام است
عالم همه سودایی اندیشة خام است
ما روی تو دیدیم، دگر عید تمام است
عید آمده هر کس پی کار خویش است
مینازد اگر غنی و گر درویش است
من بی تو به حال خود نظرها کردم
دیدم که هنوزم رمضان در پیش است
گویند طرب به سازِ تجدید آمد شب رفت و سحر دمید و خورشید آمد ما را به فضولی خیالات چه کار؟ هرجا تو به جلوه آمدی عید آمد ای مژدة دیدار تو چون عید مبارک
فردوس به چشمی که تو را دید، مبارک
دل قانع شوقی است به هر رنگ که باشد
داغ تو به ما، جام به جمشید مبارک
ای بیخردان! غرّة اقبال مباشید
دولت نبود بر همه جاوید مبارک


مهربانیها ()