+ نگارش / ترتیب اجزای جمله (3)
آنچه گذشت
بحث را بدینجا رساندیم که برای ترتیب اجزای جمله، معیارهایی میتوان داشت. بعضی از این معیارها را در قسمت پیش گفتیم و اینک بحث را با طرح دیگر معیارها پی میگیریم. در مثالها، متن اصلیِ ناپیراسته با رنگ سرخ، توضیحات بنده با رنگ آبی و شکل پیراستهی متن با رنگ سبز درج شده است تا برجسته باشد.
ارتباط فعل و فاعل
علاوه بر آنچه پیشتر گفتیم، باید ترتیب اجزای جمله به گونهای باشد که ارتباط میان فعل و فاعل نیز حفظ شود. خواننده، به طور طبیعی اولین جزء جمله را فاعل میپندارند و جمله را در ذهن خویش، بر آن اساس تحلیل میکند. اگر در آخر جمله به چیزی خلاف این برخورد کند، لاجرم مطلب در ذهنش آشفته خواهد شد، چنان که در این مثالها میبینیم.
زمانی که وی به دولت پیوست، به یک خبرنگار شوروی گفت:
خواننده به طور طبیعی، نقش اصلی «فاعل» یا «مسندالیه» را به «زمانی» میدهد، یعنی انتظار دارد که بقیة جمله نیز بحثی دربارة آن «زمان» باشد. ولی در واقع، سخن دربارة «وی» است و فعلهای «پیوست» و «گفت» به آن برمیگردند. پس بهتر بود که جمله با «وی» شروع میشد تا فاعل از همان آغاز مشخص باشد.
وی زمانی که به دولت پیوست، به یک خبرنگار شوروی گفت:
در دورهای که ایشان شاروال هرات بود، بازار صنعتگران محلی در ناحیة جاده جنوبی مسجد جامع شریف هرات را فعال ساخت.
همانند مثال قبلی، در ظاهر به نظر میرسد که بحث از «دوره» است و فعل «فعال ساخت» به آن برمیگردد، چون در ابتدای جمله است و در مقام فاعل. ولی در اصل، این «ایشان» است که در جمله نقش فاعل را دارد و به همین لحاظ، بهتر است به ابتدای عبارت برود.
ایشان در دورهای که شاروال هرات بود، بازار صنعتگران محلی در ناحیة جاده جنوبی مسجد جامع شریف هرات را فعال ساخت.
بعد از آمدن انجنیران آلمانی از مرکز غورات و مشاهده این هنرنمایی، درحالی که عبدالله خان ملکیار در مسجد جامع هرات حاضر بود، لقب «استاد معماری» را به او تفویض نمودند.
این نیز همانند موارد بالاست. عبارت به گونهای است که در آغاز به نظر میرسد نویسنده بر زمان «بعد از آمدن انجنیران آلمانی» تأکید دارد، نه بر خود آنها. بهتر است که چنین بنویسیم:
انجنیران آلمانی بعد از آمدن از مرکز غورات و مشاهدة این هنرنمایی، در حالی که عبدالله خان ملکیار در مسجد جامع هرات حاضر بود، لقب «استاد معماری» به او دادند.
(یادآوری میکنم که «تفویضکردن» یعنی واگذاری یک قدرت یا اختیار اجرایی به کسی دیگر، مثل «تفویض اختیارات رئیس جمهور به معاون او». برای لقب، نمیتوان «تفویضکردن» به کار برد.)
عبدالرشید دوستم با توجه به اینکه مهارتهای زیادی از خود در ایجاد نیروهای منظم و رزمی نشان داد، مسئولیت تشکیل فرقه یا لشکر 53 پیاده به وی واگذار شد و فعالیتهای وی حتی به خارج از نواحی محل زندگیاش گسترش یافت.
چون کلمه با «عبدالرشید دوستم» شروع شده است، انتظار میرود که فاعل جمله همواره او باشد، در حالی که بخش دوم عبارت، فعل مجهول دارد. پس بهتر است «با توجه به این که» به ابتدا بیاید و دوستم در موقعیت کمرنگتری باشد.
با توجه به اینکه عبدالرشید دوستم در ایجاد نیروهای منظم و رزمی مهارتهای زیادی از خود نشان داد، مسئولیت تشکیل فرقة 53 پیاده به او واگذار شد و فعالیتهای وی حتی به خارج از نواحی محل زندگیاش گسترش یافت.
به علت اختلافی که پدر استاد مشعل با امیرعبدالرحمان خان مستبد داشت، تا اواخر حیات امیر نتوانست به کشور خود برگردد.
ترکیب کنونی برای وقتی خوب بود که فعل به پدر استاد مشعل برنمیگشت و آن «به علت اختلاف» کانون جمله میبود. مثلاً گفته میشد «به علت اختلافی که پدر استاد مشعل با عبدالرحمانخان داشت، خانوادة او تحت فشار بودند.» ولی در حال حاضر چون بحث از «به کشور برگشتن» پدر استاد است، باید او در مقام فاعل قرار گیرد.
پدر استاد مشعل به علت اختلافی که با امیرعبدالرحمان خان مستبد داشت، تا اواخر حیات امیر نتوانست به کشور خود برگردد.


مهربانیها ()