+ امروز با بیدل / فریادرس
چقدر لطف تو فریادرس بیبصری است
که به چشم همهکس دیر و حرم میآیی(1)
این از بیتهایی است که دریافت معنایش در گرو قرائت درست آن است. اگر «بیبصری» را به صورت نکره بخوانیم و صفتی برای «فریادرس» بدانیم (به صورت ترکیبِ «فریادرسِ بیبصر») هم معنی تباه میشود و هم اجزای بیت نامربوط به هم به نظر میآید. یعنی گویا او، از بیبصریاش است که هم به دیر میرود و هم به حرم. این سخن کفرآمیز مینماید و خلاف آموزههای دینی و عرفانی ما که در آنها، لطف خداوند شامل حال همه دانسته میشود. همچنین این برداشت با کلمة «لطف» مصراع اول هم تناقض دارد، چون اگر کسی از سرِ بیبصری به سراغ همه برود، لطفی نکرده است.
در مصراع دوم هم در «دیر و حرم» چنین اختلاف قرائتی میتوان داشت. یک قرائت این است که «که به چشم همه کس، دیر و حرم میآیی» یعنی همه کس، تو را به چشم دیر و حرم میبینند. دیگر این که «که به چشم همه کس (دیر و حرم) میآیی» یعنی در همه حال، در دیر و حرم تو حضور داری و به چشم میآیی.
حال با این قرائت، اگر «بیبصری» را به صورت مصدری بخوانیم، هم معنی بسامان میشود و هم ارتباطهای بیت برقرار: «لطف تو، فریادرس بیبصریِ ماست. یعنی ما اگر در دیر باشیم یا حرم، در گمراهی و یا هدایت، باز هم تو به سراغ ما خواهی آمد.»
١. بیت در غزلی است با مطلع «ای که در دیر و حرم، مست کرم میآیی / دل چه دارد که در این غمکده کم میآیی»


مهربانیها ()