+ در باب پیامهای یادداشت «در دری در کابل» در همین وبلاگ
در این چند روز حالم خوب نبود و به وبلاگ سر نزدم (جناب فهیم خوب است که بدین نکته توجه کنند) و امروز دیدم که بر روی یادداشت «در دری در کابل» پیامهای بسیاری گذاشته شده است که توضیحی در یک یادداشت مستقل را طلب میکند.
جناب یاسین رسولی نظرهای بسیار دقیق و عالمانهای دادهاند که
حاصل تجربه و شناختشان از وضعیت کابل است. باید بگویم که ما نیز به واقع به همان نتیجهای رسیدیم که ایشان فرمودهاند و چنین شد که بنا را به جای کارهای پر زرق و برق، بر برنامههای آموزشی گذاشتیم که الحمدلله در دفتر کابل شروع شده است. به واقع علاقة اصلی ما نیز همین است و کارهای تبلیغی و رسانهای فقط برای ایجاد سهولت در این زمینه بوده است.
جناب آرزو نیز به نکتة دقیقی اشاره کردهاند، ولی خوب حقیقت این است که اگر بخواهیم کاملا محافظهکارانه و با اطمینان از این که هیچ مشکلی در پیش نمیآید کار کنیم، اصلاً باید کارهایی از جنس فعالیتهای در دری نکنیم و هر یک برویم و در وزارتی مشغول وظیفه شویم. نوع کاری که ما برگزیدهایم طبعاً این عوارض را دارد و ما این را پذیرفتهایم. در ایران هم که شروع به کار کردیم از این حرف و سخنان بسیار بود و گذشت زمان بسیار چیزها را برای همه روشن کرد.
دوستی به نام «یک آشنای دیرینه» نظرهایی مطرح کردهاند که شاید خوانده باشید. این گونه نظریات برای من بیسابقه نیست و من به دلایلی همواره کوشیدهام که خود در این موارد سکوت کنم و داوری را به عهدة دیگران بگذارم. زندگی شخصی و کارهای ادبی من نقاط ابهامی ندارد که نیاز به روشن کردن داشته باشد. بسیار کسان شیوة زندگی و طرز معیشت مرا میدانند و آنان که درنیافتهاند نیز به مرور زمان خواهند دانست. پس از پاسخگویی به این دسته از نظرها درمیگذرم، چون از همان جنس سخنانی است که بارها شنیدهام و بارها نیز پاسخش را به روشنی دادهام. اما یکی از پیامهای ایشان را که در آن به شخصی دیگر اشاره شده بود، پاک کردم و امیدوارم که از این پس بکوشند که اگر هم اتهامی در کار است، فقط متوجه من باشد و نه دیگری. البته در آن مورد هم اگر به نشانی ایمیل من نامه بنویسند، میتوانم توضیحات قناعتبخشی برایشان بدهم.
در مورد نظرهای جناب «باختر» باید بگویم که به واقع مخاطب آن نوشته، فارسیزبانان ایران بودهاند و مطلب نیز ابتدا در یک روزنامه ایرانی چاپ شد. پس استفاده از اصطلاحات خاص فارسی ایران، بدان سبب بوده است. این را باید ابتدا یادآوری میکردم، که غفلت شد و سپس در بالای یادداشت توضیحی در این مورد نوشتم. خوب بود که ایشان ابتدا این نکته را میپرسیدند و آنگاه به داوری میپرداختند.
جناب عمر پیمان مطمئن باشند که کاسهای در زیر نیمکاسه نیست. ما کار را از امروز و دیروز شروع نکردهایم. کارنامه پیشین ما کاملاً روشن است و از این پس نیز همان سلوک را پی میگیریم. این که زبان فارسی افغانستان دچار بعضی عوارض و مشکلات است یا نه، در جایهای دیگری به تفصیل بدان پرداختهایم و اینجا مجالش نیست. بالاخره زبان فارسی دری در همه قلمرو خود مشکلات خود را دارد. در ایران هم مشکل دارد. منتها ما بیشتر وظیفه داریم که به وضعیت زبان در کشور خود بپردازیم. آنچه دربارة پیشینه زبان فارسی در افغانستان گفتهام بر پایه مستندات تاریخی است و آنچه درباره وضعیت فعلی این زبان میگویم نیز بر چشمدیدهای عینی از زبان رایج در میان مردم استوار است.
جناب «فهیم گرامی». این که نام مؤسسه ما «در دری» است، ولی ما گاهی دربارة وضعیت زبان کشور خود از نام «فارسی» استفاده میکنیم، بسیار طبیعی است. شما فرض کنید که یک مؤسسه فرهنگی تشکیل شود به نام «آریانا». آن وقت افراد آن مؤسسه حق ندارند نام «افغانستان» را به کار برند؟ از این گذشته «مؤسسه در دری» نه یک پژوهشگاه زبانشناسی، بلکه یک کانون ادبی و هنری است و در این سالها نیز کارش بر محور ادبیات و هنر بوده است نه صرفاً زبان. اگر ما بعضی از اعضای مؤسسه در کارهای پژوهشی خود به وضعیت زبان پرداختهایم، بیشتر از سر علایق شخصی بوده است. (البته وقتی کار مؤسسه در کابل را شروع کردیم، حس کردیم که در کنار هنر و ادبیات، باید برای بهسازی زبان هم کار کنیم و چنین است که برنامههای آموزشی در زمینة نگارش و ویرایش بر سر دست گرفتهایم.)
به هر حال در ارتباط با «دری» و «فارسی» و ترجیح یکی از این دو بر دیگری، من در کتاب «همزبانی و بیزبانی» به تفصیل سخن گفتهام و اینک مکرر نمیکنم. ما حق داریم که زبان خود را دری بنامیم یا فارسی، و در اساس هیچ فرقی میان این دو نام نیست. من، همه کسانی را که بر این باورند که «فارسی زبانی دیگر است و دری زبانی دیگر» دعوت میکنم که دست در دست هم دهند و یک جمله، فقط یک جمله بنویسند که در آن هیچ کلمة «فارسی» نباشد و همه کلمات «دری» باشد. یا برعکس، جملهای «فارسی» بنویسند که هیچ کلمه «دری» نداشته باشد. نمیگویم یک کتاب یا مقاله بنویسند. فقط یک جمله ساده با هفت هشت کلمه خالص دری بنویسند. موضوع آن هم در اختیار خودشان. اگر چنین جملهای نوشتند، من البته با جرأت از نظر خویش برمیگردم.


مهربانیها ()