محمدکاظم کاظمی


+ غزلی از محمدبشیر رحیمی

دوستی خبر داد که این غزل از جناب محمدبشیر رحیمی شاعر توانای هموطن ما در بعضی صفحات انترنتی به نام من منتشر شده است. خواستم با درج آن در وبلاگ ضمن تصحیح این خطا، شما را نیز در حظی که از شعر بردم شریک کنم. عذرخواه جناب رحیمی هستم، هرچند اطلاعی از جریان نداشتم.


دنیا و هرچه هست در آن‌، دیو و دد شده‌

دنیا به قدر خوبی ما و تو بد شده‌

ما و تو سبزه‌ایم که در دشت رُسته‌است‌

هر سیزده‌بدر که رسیده‌، لگد شده‌

هر چه دعا به سمت خدا پُست کرده‌ایم‌

مثل صدا ز کوه به ما مسترد شده‌

ما رودهای از نفس افتاده نیستیم‌

دنیا به راه جاری ما و تو سد شده‌

امّا تو خواب دیده‌ای این‌که به نام من‌

سیّاره‌ای توسط چشمت رصد شده‌

تو خواب دیده‌ای که من و تو روانه‌ایم‌

دریا اسیر وسوسة جزر و مد شده‌

مثل دو رشته رود روانیم و مثل پل‌

رنگین‌کمانی از سر ما و تو رد شده

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
comment مهربانی‌ها () لینک