محمدکاظم کاظمی


+ درباره پالایش زبان و فارسی سره

یادداشتی از جناب بهروز ثروتی در پیوند با مقاله «پالایش زبان فارسی در افغانستان امروز»

سلام بر جناب آقای کاظمی.

درباره­ی پالایش زبان و فارسی سره، لازم دیدم مطالبی درباره­ی نوشته­ی شما بنویسم.


نخست آن که شاید در هیچ زبانی شمار واژه­های دخیل بیگانه به اندازه­ی فارسی نباشد. مهم­ترین دلیل این امر را باید در این دانست که پس از اسلام، نفوذ فرهنگ و ادب عربی بر زبان فارسی بسیار چشمگبر بوده و همین امر زبان فارسی را تنبل ساخته و از واژه­سازی بازداشته­است.گاه نیز به­کارگیری واژه­های بیگانه برای اظهار فضل بوده­است و بس. در بسیاری موارد برابرهایی زیبا و رسا برای واژه­های بیگانه وجود دارد که شوربختانه شرم داریم آن­ها را به کار گیریم. به راستی چرا به جای استحضار از آگاهی بهره نمی­گیریم و به جای استدعا دارم خواهشمندم را به کار نمی­بریم. چرا عادت کرده­ایم به جای رده از لِوِل بهره­گیریم و ...

فرهنگستان زبان فارسی بهره­گیری از واژه­های بیگانه را می­پذیرد اما بر آن است که در این بهره­گیری، استقلال زبان باید حقظ شود و باید با بهره­گیری از توانایی ترکیب­سازی زبان فارسی، واژه­های بیگانه در شکل و ساختار آوایی و دستوری زبان فارسی به کار روند. آن­چه زیان­بارتر از ورود واژه­های بیگانه به زبان فارسی است ورود ساختارهای دستوری بیگانه است؛ بر این پایه، به کار بردن مضمون­ها درست­تر از کاربرد مضامین است و نیز کاربرد رسولان، حکیمان و موعظه­ها از رسل،‌ حکما و مواعظ درست­تر است و اگر برای نمونه اجازه­ی ورود ساختار مصدری «یت» را به زبان فارسی بدهبم شاید نتوانیم از ورود واژه­هایی چون مشغولیت، معروفیت و خوبیت جلوگیری کنبم و پس از چندی زبان فارسی انباشته می­شود از ممنوع­الپروازها،‌ عدم بررسی­ها، شهود عدلیه­ها و سوّماًها. و در این صورت زبانی خواهیم داشت با واژه­های عربی­فارسی و صرف و نحو عربی. البته در این مصیبت بزرگ، بسیاری گناه­کارند از جمله صدا و سیمای بی­هویت و استادان زبان فارسی که هنوز هم آزمون نفثة­المصدور را در دوره­های دکتری از بایسته­ها   می­دانند و اهمیت این کتاب در آزمون دکتری بیش از هر کتاب دیگری است. بگذریم.

فرهنگستان زبان فارسی از آغاز تأسیس خود واژه­های بسیاری به گنجینه­ی زبان فارسی افزوده­است؛ از آن جمله است فرودگاه، هواپیما، بالگرد، بایگانی(به حای آرشیو)، تالار(به جای سالن)، آزمون(به جای امتحان)، گذرنامه(به جای پاسپورت)، دانشنامه(به جای دایره­المعارف)، آبزی‌دان(به جای آکواریوم) و کشویی(به جای دراور) که به دلیل رسایی و خوش­آهنگی اندک­اندک به زبان مردم راه یافته­اند و شکل­های بیگانه­ی آن­ها کم­کم در حال فراموشی است. این­ها همه نشان­دهنده­ی گرایش مردم به زبانی با واژه­های فارسی است و کتاب­های نویسندگان نامی سده­ی اخیر نیز گواهی بر این ادّعاست.

امّا این که «فارسی سره بسیاری از مترادف­ها را از زبان فارسی می­گیرد» چندان درست نمی­نماید؛ چرا که بارهای معنایی که واژه­ها دارند توسّط مردم هر زبانی به آن واژه­ها افزوده­شده­اند و ویژگی ذاتی آن واژه­ها نمی­باشد، همچنان که بار معنایی واژه­ی «غنی» در دو زبان فارسی و عربی دقیقاً یکسان نیست، بنابراین واژه­های بسیاری که فرهنگستان زبان فارسی و نیز نویسندگان و شاعران توانای هر دوره به زبان فارسی می­افزایند می­توانند بارهای معنایی گوناگونی را بپذیرند و دیگر این که قرار نیست برای هر واژه­ی بیگانه تنها یک برابر نهاد(مترادف) به گنجینه­ی واژگان زبان افزوده شود.

در ضمن، درباره­ی یکنواخت شدن زبان با کنار گذاشتن حروف ویژه­ی زبان­های دیگر، باید یادآور شد تنها حرفی که شاید(البته شاید) فارسی نباشد «ق» است و حرف­هایی مانند «ص»،«ظ»،«ع» و «ح» در زبــان فارسی مانند حرف­های فارسی «س»،«ز»،«ا» و «ه» تلفظ می­شوند؛ پس کنار گذاشتن واژه­هایی با این نوع از حرف­ها زبان فارسی را از دید آوایی یکنواخت نمی­سازد. برای فهم متن­های دینی نیز درست­ترین راه آموختن زبان عربی است نه وارد کردن واژه­های عربی به زبان فارسی.

در پایان باید یادآور شد سره­گرایی نگاهی رو به جلو دارد و هیچ عقل سالمی نمی­پذیرد که به جان گنجینه­های ارزشمند کهن بیفتیم و آن­ها را تغییر دهیم. از این رو برای نگاهبانی از این گنجینه­ها نیز باید به علاقه­مندان آن­ها، این متن­ها را با واژه­های کهن­آن­ها، کاربرد آن­ها و دستور تاریخی آن­ها آموزش دهیم.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸
کلمات کلیدی: زبان فارسی
comment مهربانی‌ها () لینک