+ زندگینامة مختصر شادروان محمدعلی کاظمی
حاجی محمدعلی کاظمی در سال 1301 خورشیدی در مشهد مقدس به دنیا آمد. پدرش مرحوم حاجی محمدکاظم، بازرگانی اهل دانش و ادب و از شخصیتهای برجستة اجتماعی هرات بود.
محمدعلی کاظمی به سبب اقامت پدرش در ایران، سالهای کودکی را در مشهد گذراند و در نوجوانی با خانواده به هرات برگشت.
او در سن 23 سالگی و در اوج خفقان دولت استبدادی محمدهاشم خان، به سبب فشار موجود بر مردم هرات، وارد فعالیتهای سیاسی و اجتماعی شد و به حلقة تشکیلات سرّیِ «ارشاد» پیوست که توسط جمعی از علما و روشنفکران دینی هرات تشکیل شده بود. این حلقه بعداً با ارتباط یافتن با علاّ مه شهید سیداسماعیل بلخی وسعت بیشتری یافت و به حزب ارشاد معروف شد. کاظمی از یاران علامه بلخی و از هماهنگکنندههای برنامههای تبلیغی ایشان در هرات بود.
استاد علیاصغر بشیر، استاد عبدالحسین توفیق، استاد میر غلامرضا مایل هروی، محسن منجمزاده، حاجی علیآقا آخوندزاده، سید حیدرشاه قطب، لطیف سرباز و مولانا غلامرسول (دندانساز) از دیگر همدورههای ایشان در زمان این فعالیتها بودند.
حلقة ارشاد با گسترش فعالیتهایش به کابل و همکاریاش با حزب جمهوریخواه که در آنجا تشکیل شده و در صدد براندازی حکومت بود، فعالیتهایش را جدّی تر کرد و محمدعلی کاظمی رابط تشکیلات در میان هرات و کابل بود.
با افشا شدن قیام 29 حوت 1329 بلخی و یاران او، محمدعلی کاظمی که در آن ایام در پاکستان حضور داشت، مدتی پنهانی به فعالیت ادامه داد و در همان سالها بود که در تهران و در زندان به ملاقات شهید نوّاب صفوی رفت و مسئلة دستگیری علاّ مه بلخی را با او در میان گذاشت.
او در اواخر دورة شاهمحمود خان دوباره وارد فعالیتهای اجتماعی و مذهبی در شهر هرات شد. یکی از فعالیتهای مهم این گروه در دهة سی، بسیجکردن مردم برای پیروزی در انتخابات شورای ملی در برابر وکلای طرفدار دولت بود که در نهایت به انتخاب مرحوم حاجی محمدشاه رحمتیان به وکالت، انجامید.
یکی دیگر از حوزههای فعالیت محمدعلی کاظمی و یارانش، مساجد و تکایای هرات بود. آنها با توجه به وضعیت نامساعد فعالیتهای مذهبی در این شهر، کانونهایی مثل تکیة مسگرها، تکیة میرزاخان، مدرسة صادقیه و امثال آن را سازماندهی کردند. حاصل این فعالیتها، هستهگذاری نهادهای اجتماعی و مذهبیای بود که پس از آن تا سالها منشأ برکاتی برای جامعة هرات شد. یکی از اینها، حلقة درسهای مذهبی منظم با گرایش نوین توسط علاّ مه شیخ محمدطاهر قندهاری دانشمند بزرگ علوم دینی در هرات بود که محمدعلی کاظمی با او ارتباط دوستانة محکم داشت و در برپایی این حلقة درس بسیار کوشید.
با آزادی علامه سید اسماعیل بلخی از زندان در سال 1344 و مسافرتهای ایشان در هرات که غالباً با برنامهریزی و پیشیبانی کاظمی و یاران او انجام میشد، این فعالیتهای مذهبی رونق بیشتری یافت و تا رحلت علاّ مه در سال 1347 ادامه داشت.
یکی دیگر از فعالیتهای ایشان در آن سالها، ارتباط با دفتر حضرت امام خمینی(ره) در هنگام تبعید ایشان در عراق و انتقال مخفیانة رسالهها و کتابهای ایشان از مسیر ایران به افغانستان بود، با همه خطری که به واسطة این کار، از سوی دولت شاه ایران، او را تهدید میکرد.
مجموعة خاطرات ایشان از سالهای مبارزه، با تلاش فرزندانش ثبت شده و به صورت کتابی در دست تدوین است.
کاظمی در سال 1354 به سبب ضرورتهای شغلی، با خانواده به کابل کوچ کرد و تا سال 1363 در آنجا به سر برد. او در این سالها از فعالیتهای مستقیم سیاسی فاصله داشت، ولی در محافل و تشکلهای مذهبی و اجتماعی همچنان فعال بود و بهویژه نقشی خاص در رفع و حلّ دعاوی اجتماعی مردم داشت. دکان او در جادة میوند کابل، همواره محل نشست و برخاست شخصیتهای صاحب نفوذ اجتماعی و مرجع رفع دعواهای اقتصادی و اجتماعی مردم بود.
او در سالهای اخیرِ حضور خویش در کابل، در بنیادگذاری مسجد جامع باشکوهی در محل فاطمیة کابل در منطقة قلعة فتحالله سهم چشمگیر داشت و امور ساختمان این مسجد را تا زمان افتتاح آن سرپرستی میکرد.
او در سال 1363 به سبب تنگناهایی که به واسطة سلطة دولت کمونیستی پدید آمده بود، به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت کرد و در مشهد مقدس سکونت گزید. در این سالها، با این که سنین بالای شصت سال را میگذرانید، با انرژی و حرارت تمام به فعالیتهایی ثمربخش در زمینههای اجتماعی برای مهاجرین پرداخت. از این میان میتوان به تشکیل «بنیاد امور مهاجرین افغانستان» اشاره کرد که به ابتکار او پای گرفت و هدف آن رسیدگی به مشکلات مردم افغانستان در محیط هجرت بود. او همچنین در سازماندهی فعالیتهای تاجران و اهل بازار برای کمک به دانشآموزان مهاجر نیز سهم چشمگیری داشت.
یکی دیگر از خدمات مرحوم کاظمی در این سالها، سهمگیری در بنیانگذاری بنای ماندگار «حسینیة هراتیها» است که مراسم ترحیم آن مرحوم نیز در همین محل برگزار شد.
در سالهای پس از پیروزی مجاهدین افغانستان، او با سنّی متجاوز از هفتاد سال، به کشور برگشت و در مسیر بازسازی اقتصادی کشور، با دوستانش شرکت «امیدگاز» را تأسیس کرد و امور فنّی و ساختمانی آن شرکت را تا زمان ثمردهی آن برعهده گرفت. بالاخره با تسلط گروه طالبان بر هرات، به سبب برخوردی که میان او و بعضی از هواداران طالبان در جریان حلّ یک دعوای اجتماعی رخ داد، او پس از تجربة چند روز حبس، به مشهد برگشت. با آن هم دست از کار نکشید و در تأسیس «شورای انسجام ملّت مسلمان افغانستان» شرکت فعال داشت.
آن مرحوم، به سبب ضعف جسمانی، چند سال آخر عمر را خانهنشین شد و با انواع بیماریها دست و پنجه نرم کرد، تا اینکه در روز چهارشنبه 4 دیماه 1387 بر اثر عارضة قلبیای که چند سال دچار آن بود، در منزل خویش در مشهد بدرود حیات گفت. روانش مینوی باد.


مهربانیها ()