محمدکاظم کاظمی


+ نگارش (هفتاد و یک)

داناست‌، آبی است‌

در غالب شیوه‌نامه‌های معتبر، توصیه می‌شود که در هنگام وصل «است‌» به کلماتی که با مصوّت بلند «آ» و «او» ختم می‌شوند، «ا» را ساقط کنیم‌، یعنی «دانا است‌» را «داناست‌» بنویسیم و «ابرو است‌» را «ابروست‌».

ولی غالباً در این شیوه‌نامه‌ها، مصوّت بلند «ای‌» از این قاعده مستثنا دانسته شده است‌، یعنی می‌گویند در کلماتی مثل «آبی است‌»، «ماهی است‌» و امثال اینها، نباید «ا» را ساقط کرد و «آبیست‌» و «ماهیست‌» نوشت‌.

گاهی این تناقضها، آدمی را وسوسه می‌کند که این قواعد را ناپخته و نسنجیده پندارد و بدین وسیله توجیهی برای تخطی از آنها بیابد. گاهی قضیه چنان برای ما روشن و بدیهی می‌نماید که حتی در هوش و درایت تدوین‌کنندگان این قواعد هم شک می‌کنیم‌. چرا به راستی «آ» و «او» یک حکم داشته باشند و «ای‌» حکمی دیگر؟ چرا «ماهی است‌» می‌نویسیم‌، ولی «دانا است‌» نمی‌نویسیم و یا «ابروست‌» می‌نویسیم ولی «آبیست‌» نمی‌نویسیم‌.

ولی دکتر میر شمس‌الدین ادیب سلطانی در کتاب بسیار ارزشمند «راهنمای آماده‌سازی کتاب‌» به تفاوت ظریف میان «آ» و «ای‌» اشاره کرده است‌. قضیه این است که ما وقتی «ا» کلمة «است‌» را پس از مصوّت «آ» برمی‌داریم‌، به واقع شکل هندسی کلمة ماقبل به هم نمی‌خورد و به کلمه‌ای دیگر شبیه نمی‌شود. یعنی «دانا» همان «دانا» است‌، با همین هندسة موجود. ولی اگر «ا» کلمة «است‌» را بعد از مصوّت بلند «ای‌» برداریم‌، اینجا ناچاریم دو کلمه را به هم بچسپانیم و این شکل کلمه را عوض می‌کند. یعنی کلمة «آبیست‌» دیگر آن هندسة خاص «آبی‌» را یادآور نمی‌شود و شباهتی به «بیست‌» می‌یابد. یا مثلاً کلمة «مانی است‌» در صورت وصل‌، به «مانیست‌» بدل می‌شود که ممکن است با «ما، نیست‌» اشتباه شود.

ملاحظه می‌کنید که اینجا یک اصل دیگر به میدان آمده و قاعده را تغییر داده است‌. دشواری تدوین قواعد نگارش همین است که باید هم‌زمان چند اصل را رعایت کرد، اصولی که گاهی با هم تداخل می‌یابند.

مثلاً یکی از این اصول‌، نزدیک‌بودن رسم‌الخط به قواعد فارسی است‌. بنا بر این اصل‌، ما «اسحق‌» و «رحمن‌» را «اسحاق‌» و «رحمان‌» می‌نویسیم‌. ولی چرا «موسی‌» و «عیسی‌» را «موسا» و «عیسا» نمی‌نویسیم‌؟ اینجا پای یک اصل دیگر به میان می‌آید و آن پرهیز از شکلهای نامأنوس و غریب برای مردم است‌. یعنی نباید تصرّف ما آن‌قدر باشد که با عادت عمومی فارسی‌زبانان تضادی آشکار بیابد.

در «اسحاق‌» و «رحمان‌» این نامأنوس‌بودن شدید نیست‌، چون این «ا» به وسط کلمات اضافه شده و در مجموع شکلشان را بسیار تغییر نداده است‌. باز هم هر دو کلمه با حروفی مدوّر ختم می‌شوند. ولی در «موسا» و «عیسا» شکل هندسی کلمات هم به هم خورده است‌. یعنی کلماتی که روزی با حروفی مدوّر ختم می‌شدند، اکنون با یک حرف مستقیم ختم می‌شوند و این برای مردم نامأنوس است‌.

چنین است که تدوین‌کنندگان این قواعد خود را غالباً بر سر دوراهی ترجیح‌دادن میان دو اصل می‌یابند، مثلاً اصل «تطابق نوشتن و خواندن‌» و اصل «پرهیز از تشابه کلمات‌». به واقع علّت تفاوتهای میان شیوه‌نامه‌های مختلف هم این نیست که گروهی از تدوین‌کنندگان آنها بی‌سواد یا کم‌دانش باشند، بلکه علّت این است که هر گروه ممکن است به یکی از این اصول بیشتر وفادار باشد.

با این ملاحظات‌، من برآنم که ما تا وقتی خود به قدرت تشخیص کافی نرسیده‌ایم‌، باید از یکی از آیین‌نامه‌های معتبر پیروی کنیم‌، همانند کسی که تا به اجتهاد نرسیده است‌، در امور فقهی از مجتهدین تقلید می‌کند.

این قضیه را از یک جانب دیگر هم باید نگریست و آن نقش مخاطب در رسم‌الخط است‌. این رسم‌الخط مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی میان دو طرف است‌، یعنی نویسنده و خواننده‌. پس نویسنده آن‌قدرها هم در انتخاب یک روش خاص و مخالف عادت خوانندگان مختار نیست‌، هم‌چنان که کسی نمی‌تواند مثلاً بگوید «به نظر من بهتر است آدم از چراغ سرخ بگذرد و در چراغ سبز بایستد.» اگر یک تریلی هژده‌چرخ از سمت دیگر آمد و راننده‌اش به همان قواعد عمومی وفادار بود چه‌؟

این را باید در نظر داشت که نویسنده یک تن است و مخاطبان او چند هزار تن‌، به تناسب تیراژ متنی که منتشر می‌کند. درست است که او ممکن است از این جماعت خوانندگان فرهیخته‌تر باشد، چنان که مثلاً ممکن است این رانندة ما یک پزشک باشد و بسیار دانشمندتر از آن رانندة تریلی‌. از آن گذشته‌، باید دانست که آدمهای دانشمندتری از ما هم هستند که به گفته‌اند این‌طور بنویسید و این طور ننویسید. ما باید تا وقتی که بسیار دانشمند نشده‌ایم‌، حرف آدمهای بسیار دانشمند را گوش کنیم‌.

این بحث قدری تفصیل یافت و آن هم بدین دلیل که گاهی می‌بینم که کسانی خود را صاحب رسم‌الخطی خاص می‌دانند و حتی شاید گاه بدان افتخار می‌کنند. فقط خواستم بگویم که «هزار نکتة باریک‌تر ز مو اینجاست / نه هر که سر بتراشد قلندری داند»

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٧
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک