+ نگارش (شصت و نه)
دوقلو / دوگانه
در یادداشت پیش، به مناسبتی سخن از «توأم» به میان آمد و یادآور شدیم که به معنی «دوقلو» است.
حالا که سخن از «دوقلو» به میان آمد، بد نیست این را هم یادآوری کنم که این کلمه اصلاً ترکی است و به صورت «دوقلو» بوده است، یعنی «فرزندان توأم». این ربطی به عدد «دو» ندارد.
ولی ما به مرور زمان این کلمه را حاصل ترکیب «دو» و «قلو» پنداشتهایم و گمان بردهایم پس هر یک از این دو کودک توأم، یک «قلو» خواهند بود و چون دوتایند، «دوقلو» میشوند. همین اشتباه سبب شده است که ما کودکان سهگانه را «سهقلو» و چهارگانه را «چهارقلو» بنامیم و حتی گاه «قلو» را به معنی یکی از این کودکان به کار بریم و مثلاً بگوییم «این قلو از آن قلو لاغرتر است.»
به نظر میرسد که در مجموع ترکیب «دوگانه» که در کابل و نواحی آن رایج است، بهتر از «دوقلو» است، به چند دلیل:
«دوگانه» فارسی است و «دوقلو» ترکی
«دوگانه» را میتوان بدون ایجاد هیچ خطایی به صورت «سهگانه» و «چهارگانه» و هر چندگانهای که مقدور و ممکن باشد گسترش داد، ولی چنان که گفتیم، «سهقلو» و امثال آن کلماتی جعلیاند و هیچ اساس درستی ندارند.
البته یادآوری میکنم که در کابل، عامة مردم کلمة «دوگانه» را به غلط به صورت «دوگانگی» به کار میبرند، یعنی مثلاً میگویند «حمید و سعید دوگانگیاند» در حالی که درست این است که بگوییم «حمید و سعید دوگانهاند». «دوگانگی» در واقع مصدر است و نه صفت. مثلاً میتوان گفت «با ما احساس دوگانگی نکن».


مهربانیها ()