+ نگارش (شصت و شش)
من در این روزها بنا بر ضرورتی دستنوشتهها و یا آثار تایپشدهای از بعضی دوستان جوان را میخوانم و وفور چند خطای نگارشی خاص در این نوشتهها، مرا بهراستی کلافه کرده است. من نمیدانم چرا یک خطای خاص نگارشی، ناگهان در آثار گروهی وسیع شایع میشود. ولی به هر حال، ممکن است به یک عادت تغییرناپذیر بدل شود و این خطرناک است.
یکی از این خطاها، یا شاید بتوان گفت عادتها، استفاده از «الف میانجی» در مورد ضمیرهای اضافی و ملکی (ضمایر متصل شخصی) است، چنان که به جای «سخنم»، «سخنام» بنویسیم و به جای «رُخَت» (به معنی رخ تو)، «رخات» بنویسیم.
البته قاعدههای مربوط به نوشتن این ضمایر، بسیار است و در بعضی موارد، اختلافهایی نیز میان شیوهنامههای مختلف نگارش دیده میشود، ولی شیوهنامههای معتبر مثل «شیوة املای فارسی» مرکز نشر دانشگاهی و «شیوهنامة ویرایش» محمدرضا محمدیفر و «دستور خط فارسی» فرهنگستان زبان و ادب فارسی در این مورد خاص متفقاند که ضمایر اضافی و ملکی به کلمه وصل میشوند، مگر در موارد خاص.
اما آن موارد خاص کدامهایند؟ وقتی که کلمه به «های بیان حرکت» یا مصوت بلند ختم شود. اینجا به طور طبیعی نمیتوان ضمیر را وصل کرد، یعنی باید «خانهام» نوشت، نه «خانهم» یا باید «مویت» نوشت و نه «موت» یا «موات». (البته گاهی و در شعر به ضرورت وزن و قافیه به صورت «موت» هم مینویسیم که آن دیگر تابع قواعد نوشتن شعر است.)
پس خلاصه کلام این که
بنویسیم ننویسیم
قلبم قلبام
قلمم قلمام
دستت دستات
سخنت سخنات
و فراموش نکنیم که خطاهای نگارشی از یک شاعر یا نویسنده غیر قابل پذیرش است، چون زبان ابزار کار اینهاست و پیش از هر چیز، باید آن را درست بنویسند.


مهربانیها ()