محمدکاظم کاظمی


+ نگارش (شصت و چهار)

اما یکی دیگر از بیماریهای نثر ما، وجود فعلهای مرکب و با معانی کنایی و مجازی است‌. یعنی به راحتی می‌توانیم بنویسیم «بشود»، ولی می‌نویسیم «صورت بگیرد» و به راحتی می‌توانیم بنویسیم «فلان‌چیز را دارند»، ولی می‌نویسیم «دارای فلان‌چیز هستند». من در این سلسله نوشته‌ها، سر بحثهای نظری دربارة ساده‌نویسی و زیبانویسی ندارم‌. فقط دیدگاهم را می‌بگویم و قضاوت را به خوانندگان می‌گذارم‌. باری‌، این عبارتها، در نوشته‌های دوستانم بود:

1. موجب بازشدن دروازه‌های علم‌، تکنیک و فن‌آوری جدید می‌شود.

2. مردم دل به تقدیر سپردة جوامع سنتی و قبیله‌ای ما نیز دارای چنین روحیه و رویه‌ای هستند.

3. حزب‌سازی‌... به عنوان یک ارزش‌انسانی بشمار می رود و نقش مهمی در پروسة انسانی‌کردن سیاست و تعدیل و بازخواست قدرت ایفا می‌کند.

4. اما در عرصة مذهب‌، اخلاق و ارزشها، کمتر توجه به عمل آمده است‌.

و من آنها را چنین ویرایش کردم‌:

1. دروازه‌های علم‌، تکنیک و فن‌آوری جدید را باز می‌کند.

2. مردم دل به تقدیر سپردة جوامع سنتی و قبیله‌ای ما نیز چنین روحیه و رویه‌ای دارند.

3. حزب‌سازی‌... یک ارزش‌انسانی است و در پروسة انسانی‌کردن سیاست و تعدیل و بازخواست قدرت بسیار مؤثر.

4. اما در عرصة مذهب‌، اخلاق و ارزشها، کمتر توجه شده است‌.

به راحتی می‌توان این «نقش‌ایفاکردن‌»ها و «به‌عمل آمدن‌»ها و «به شمار رفتن‌»ها فعلهای ساده‌تری گذاشت و عبارت را شیواتر کرد. این هم چند مثال دیگر تا دیده شود که میزان کاربرد این نوع فعلها در نثر نویسندگان ما چقدر زیاد است‌. در هر مورد، شکل ویراستة عبارت را هم آورده‌ام‌.

سلطان یک مرد سخی تلقی می‌شد و از بازدیدش از خانة دوستان همیشه استقبال به عمل می‌آمد.

سلطان یک مرد سخی تلقی می‌شد و بازدیدش از خانة دوستان‌، همیشه خوشایند بود.

این سؤال به نشانة تعیین سن خواستگار صورت گرفت‌.

این سؤال به‌معنی تعیین سن خواستگار بود.

هنر خوشنویسی‌، پیوسته مورد توجه فرماندهان و حکام گوناگون واقع گردید و درواقع جزئی از رسومات فرهنگی مجالس آن دوران شد.

هنر خوشنویسی‌، پیوسته مورد توجه فرماندهان و حکام گوناگون بود و در واقع جزئی از رسوم فرهنگی مجالس آن دوران شد.

چند هواپیما از اتحاد جماهیر شوروی و آلمان خریداری نمود.

چند هواپیما از اتحاد جماهیر شوروی و آلمان خرید.

وقتی که پدرش توانایی او را در پرداخت مناظر و تابلوها «مشاهده کرد» آرزو «نمود» که پسرش مکتب هرات را روزی زنده «نماید».

وقتی که پدرش توانایی او را در پرداخت مناظر و تابلوها «دید»، آرزو «کرد» که پسرش مکتب هرات را روزی زنده «کند».

البته این دیدگاه اخیر آقای سروش‌، مورد انتقاد بعضی طرفداران برابری زن و مرد نیز قرار گرفته است بخصوص دیدگاه کسانی که معتقد به دیدگاه و نگاه زنانه به جهان هستند.

البته بعضی طرفداران برابری زن و مرد از این دیدگاه اخیر آقای سروش انتقاد کرده‌اند، به‌خصوص کسانی که معتقد به نگاه زنانه به جهان هستند.

از آرامش و امنیت کامل و گسترش و تحکیم حاکمیت مرکزی در ولایات جلوگیری به عمل آورند.

از آرامش و امنیت کامل و گسترش و تحکیم حاکمیت مرکزی در ولایات جلوگیری کنند.

و البته من این را بیشتر می‌پسندم‌:

مانع آرامش و امنیت کامل و گسترش و تحکیم حاکمیت مرکزی در ولایات شوند.

در این همایش سه‌روزه‌، تعدادی از چهره‌های فکری و فرهنگی به سخنرانی پرداختند.

در این همایش سه‌روزه‌، تعدادی از چهره‌های فکری و فرهنگی سخنرانی کردند.

حیوانهای چاپاری دارای زنگ مخصوص بوده که آن را زنگ چاپار می‌خواندند.

این حیوانها زنگ مخصوصی داشتند که آن را «زنگ چاپار» می‌خواندند.

یا بهتر از آن‌:

این حیوانها زنگ مخصوصی به نام «زنگ چاپار» داشتند.

اما ساده‌نویسی فقط با اختیار فعلهای ساده نیست‌، بلکه گاه عبارتها را با حذف یا جابه‌جایی بعضی اجزایشان می‌توان ساده‌تر ساخت‌. در بسیار جایها می‌توان فعلهای اضافی را برداشت و جملات معترضه را به متمم یا قید بدل ساخت یا جملات پایه و پیرو را یکی کرد، چنان که در این جایها دیده می‌شود.

احمدی به من فردی خودش فرصت داده است بروز کند

احمدی به من فردی خودش فرصت بروز داده است‌

آنچه به عنوان یکی از علاقه‌مندیهای خانم حسین‌زاده در قسمت اول کتاب مطرح است‌، ترکیب سازیهای بسیار زیاد و دم دستی است‌

یکی از علاقه‌مندی‌های خانم حسین‌زاده در قسمت اول کتاب‌، ترکیب سازیهای بسیار زیاد و دم دستی است‌.

 

از این رو بی‌مناسبت نخواهد بود اگر گفته شود ایدیولوژی‌گرایان در این کشور نسبت و رابطه منطقی و عقلی «ایدیولوژی در خدمت انسان‌» را به گزارة معکوس «انسان برده ایدیولوژی‌» تغییر داده‌اند.

اینجا هم با کمی تصرّف در عبارت‌، می‌توان جمله‌ای چنین ساده و موجز ساخت‌:

در دیدگاه ایدیولوژی‌گرایان این کشور، «انسان بردة ایدیولوژی‌» است‌، نه «ایدیولوژی در خدمت انسان‌»

فاکتورهایی مانند رضایت‌مندی و اقناع درونی‌، لذت و ماندگاری داستان در ذهن خواننده شاید جزء عواملی باشد که از قوت و توانایی داستان به شمار آید.

رضایت‌مندی‌، اقناع درونی‌، لذت و ماندگاری داستان در ذهن خواننده از عوامل مهم قوت داستان است‌.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک