محمدکاظم کاظمی


+ آرزویی دور که در من بیدار شد

گفت‌وگو با محمدکاظم کاظمی‌

به مناسبت انتشار «گزیده غزلیات بیدل‌»

نقل از روزنامه تهران امروز - پنج‌شنبه ۲۹ آذر ۸۶ (با سپاس از جناب عباس محبعلی و حامد یعقوبی که زحمت انجام این گفت‌وگو را کشیده‌اند)

چاپ‌های متعدد دیوان بیدل در چند سال گذشته‌، از این خبر می‌دهد که استقبال مخاطب اهل شعر ایرانی از بیدل دهلوی زیاد شده است‌. آیا شما قائل به این اقبال هستید و علت آن را چه می‌دانید؟
بله‌، این اقبال کاملاً مشهود است‌. البته بیدل شاعر توانایی بوده است و کاملاً ظرفیت مطرح‌شدن در این حد را دارد. به واقع استقبال از شاعری مثل بیدل در یک جامعه فارسی‌زبان اهل مطالعه چندان عجیب نیست‌. عجیب این بود که این شاعر، در میان این چنین مخاطبانی سال‌ها گمنام ماند.

شما در مورد علل این گمنامی چه نظری دارید؟
اگر خیلی خلاصه بگویم‌، به نظر من یک علت اصلی‌، گمنامی کلی شاعران مکتب هندی و مغضوب‌بودن این مکتب در دیدگاه ادبای سنتی ماست‌. علت دیگر، فاصله جغرافیایی حوزه زندگی بیدل با مخاطبان ایرانی است‌، چون می‌دانیم که به طور طبیعی‌، ما ملل مشرق‌زمین‌، یک رفتار ملی‌گرایانه ناخوشایند داریم‌، به طوری که اگر یک شاعر یا نویسنده را نتوانیم به نحوی به کشور خویش منسوب کنیم‌، چندان به او بهایی نمی‌دهیم‌. من چند سال پیش یک مقاله مفصل نوشتم و در آنجا با شواهد و قراینی نشان دادم که یکی از علل اصلی مطرح‌نشدن بیدل در ایران‌، همین بوده است که نه در اینجا متولد شده و نه در اینجا درگذشته و نه هم باری به این کشور سفر کرده است‌. از اینکه بگذریم‌، پیچیدگی نسبی شعر بیدل و زبان خاص او که به فارسی رایج در افغانستان و شبه قاره نزدیک‌تر است هم مؤثر بوده است‌. اما درباره علل شهرت بیدل در سال‌های اخیر، باید گفت چیزهایی رخ داده که بر این موانع غلبه کرده است‌. انتشار آثار بیدل‌، مهم‌ترین اینها بود. پس از آن‌، پژوهش‌های چند ادیب سرشناس ایران درباره بیدل بود، یعنی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و مرحوم حسن حسینی که هر یک از آنها، بر یک گروه از مخاطبان شعر، نفوذ و تأثیر ویژه‌ای داشتند.

فکر می‌کنید تلاش شاعران و نویسندگان جوان هم در این میان مؤثر بوده است‌؟
بله‌، قطعاً. به واقع ما یک گروه شاعر نسل انقلاب داشتیم که اینان رجعتی دوباره به سوی قالب‌های کهن کرده‌ بودند، ولی این رجعت توأم با نوعی انتظار نوگرایی بود. از میان شاعران کهن‌، بیدل بهتر می‌توانست انتظار این گروه را برآورده کند.

کتاب «گزیده غزلیات بیدل‌» شما به عقیده کسانی که آن را خوانده‌اند، کار شسته، رفته و خوبی است‌. آیا این گزیده تحقق آرزویی دور بود یا آشفته بازار چاپ‌های متعدد دیوان بیدل و لزوم ارائه یک اثر پیراسته شما را به این کار ترغیب کرد؟
یک آرزوی دور بود که باز در من بیدار شد. من به واقع دو بار دیگر هم به این کار دست زده بودم‌. بار اول‌، گزینش و چاپ کتاب «از چیدن رنگ‌» بود که با همکاری آقایان مجید نظافت و مصطفی محدثی انجام دادیم‌. بار بعدی‌، وقتی بود که از سوی پژوهشکده حوزه هنری‌، انتشار یک گزیده غزلیات بیدل به کوشش بیدل‌دوستانی از سه کشور ایران‌، افغانستان و تاجیکستان پیشنهاد شد. ولی آن طرح ناتمام ماند و به ثمر نرسید. من در این مدت‌، چند بار غزل‌های بیدل را دوره کرده بودم و برای آن گزیده سه‌جانبه هم یک مرور دیگر کرده بودم‌. کم کم به این نتیجه رسیدم که این کار با یک همت شخصی و انفرادی زودتر به نتیجه می‌رسد. این بود که از اوایل سال 1384 دست به کار شدم و کتاب دو سال و نیم بعد از آن از چاپ برآمد.

با توجه به اینکه پیش از این هم یکی دو گزیده روانه بازار شده است‌، مثل کار آقای یوسف‌نیا و محمدی‌، آیا فکر می‌کنید انتشار گزیده‌های متعددی از غزلیات بیدل ضرورت داشته است‌؟
بله‌. ما از کتاب‌های مختلف و متنوع ضرر نمی‌کنیم‌، چون بیدل یک شاعر دیرآشناست و علاوه بر آن‌، در عوالم و حال و هواهای مختلف شعر سروده است‌. یعنی شعرش هم از نظر سطح دشواری متنوع است و هم از نظر معانی و مضامین‌. به همین سبب‌، هر کس ممکن است از زاویه‌ای با این شعر انس یابد و از همین زاویه دست به گزینش بزند. به همین ترتیب‌، هر گروه از مخاطبان هم ممکن است به تبع ذوق و سلیقه خود با بعضی از این گزیده‌ها رابطه بهتری برقرار کنند. با این همه‌، من تلاش کرده‌ام که این گزیده تا حد امکان دربرگیرنده سطوح مختلف و مضامین گوناگون شعر بیدل باشد. آنچه در این مسیر به من کمک کرده است‌، بازخوانی‌های متعدد غزلیات بیدل و سبک و سنگین‌کردن‌های پیاپی غزل‌های انتخابی بوده است‌. به همین لحاظ، من گمان می‌کنم این گزیده طیف نسبتاً وسیع‌تری از مخاطبان را اقناع کند. البته باید منتظر ماند و دید که نظر اهل فن درباره این گزیده چیست و من تا چه حد توانسته‌ام به هدفم برسم‌.

هنوز مهم‌ترین تصحیح بیدل‌، تصحیح خال‌محمد خسته است که اتفاقا به اشتباه آن را به مرحوم خلیل‌الله خلیلی نسبت داده‌اند. ویژگی این تصحیح در چیست‌؟
در واقع این تصحیح یک کار شخصی نیست‌، بلکه حاصل تلاش یک نسل از بیدل‌شناسان افغانستان است‌. این کار حدود یک قرن پیش‌، زیر نظر نصرالله خان نایب‌السلطنه وقت افغانستان شروع شد و تا حرف «دال‌» ادامه یافت‌. بعدا مرحوم خال‌محمد خسته و دیگران‌، کار تصحیح را از حرف دال به بعد ادامه دادند و این شد که دیوان چاپ کابل به دست آمد. ولی این گروه‌، با همه علاقه و شناختی که نسبت به بیدل داشتند، غالباً ادبایی سنتی بودند و تصحیح آنان چندان با اصول نوین تصحیح متون سازگار نیست‌. این دیوان‌، چنان که گردآورندگان آن گفته‌اند، به حدود شصت نسخه متکی بوده است‌، ولی متأسفانه نه نسخه بدل‌ها ضبط شده است و نه حتی فهرست آن نسخه‌ها در مقدمه دیوان آمده است‌. در واقع تمام ردپاهای پیشین پاک شده است‌. به همین دلیل‌، نمی‌دانیم تا چه حد می‌توان به این دیوان اعتماد کرد. یعنی وقتی به یک مورد ابهام بر می‌خوریم‌، نمی‌دانیم این یک اشتباه تایپی است یا خطای استنساخی و یا شعر بیدل در اصل همین‌طور بوده است‌.

خیلی از کسانی که با بیدل آشنایی دارند، معتقدند مهم‌ترین خدمت به شعر بیدل‌، زدودن غلط‌های چاپی از نسخه‌های موجود است‌. با توجه به اینکه چاپ‌های تازه در ایران نیز نه تنها این غلط‌ها را اصلاح نکرده که به آن دامن زده و حتی غلط‌های تازه‌تری را به وجود آورده است‌، لزوم این کار را چقدر احساس می‌کنید؟
در ابتدا باید بگویم که وجود این غلط‌های بی‌شمار، واقعاً برای خواندن شعر بیدل دردسرآفرین شده است و چه بسیار از مشکلاتی که ما در فهم شعر بیدل داریم‌، به واقع به خاطر آن غلط‌هاست‌. شما ببینید که این بیت از بیدل چقدر نازیبا و شاید حتی بی‌تناسب به نظر می‌آید:
در گلستانی که بوی وعده دیدار توست‌
می‌کند جای نگه چون برگ از اشجار گل‌
همین بیت‌، در قصاید بیدل این طور آمده است و ملاحظه می‌کنید که چه تصویر زیبایی است‌. از درخت ها، به جای برگ آینه می‌روید.
در گلستانی که بوی وعده دیدار توست‌
می‌کند آینه جای برگ از اشجار، گل‌
بعضی از این غلط‌ها محرز نیست‌، ولی بعضی به راحتی قابل تشخیص است‌. شما این بیت را ببینید:
پیش که درم جیب که گردون ستمگر
عقلم به در دل زد و بشکست کلیدم‌
خوب این روشن است که «عقلم‌» نیست و «قفلم‌» است‌. به نظر من کسانی که در سال‌های اخیر مکرراً غزلیات بیدل را چاپ کرده‌اند، حداقل باید همین غلط‌های بارز را رفع می‌کردند، که متأسفانه غالباً نکرده‌اند.
از اینکه بگذریم‌، این غزلیات به یک مرتب‌سازی دقیق الفبایی نیاز داشت که نشده است‌. هماهنگی و بهنجار بودن رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و امثال اینها حداقل می‌توانست به همان نسخه کابل یک کیفیت مطلوب‌تر بدهد.

به تازگی شاهد چاپ متعدد قسمت‌هایی از دیوان بیدل بوده‌ایم‌، مثل دیوان سه‌جلدی اکبر بهداروند و پرویز عباسی داکانی‌، غزلیات تک‌جلدی بهداروند، غزلیات دو جلدی بهداروند، رباعیات بیدل به کوشش بهداروند، رباعیات بیدل داکانی‌، دیوان غزلیات سه‌جلدی دکتر محمدسرور مولایی و چند گزیده و تصحیح و کوشش دیگر. ارزیابی شما از این کارها چیست‌؟
من متأسفانه بعضی از این کتاب‌ها را ندیده‌ام و نمی‌توانم در هر مورد داوری دقیقی بکنم‌. ولی این‌قدر می‌توان گفت که این کتاب‌ها و دیگر آثاری که در دست داریم‌، غالباً به همان نسخه کابل مبتنی است و از نسخه‌های دیگر در آنها فقط به صورت کمکی استفاده شده است‌. در بعضی موارد هم عیناً همان دیوان کابل تجدید چاپ شده است‌. ولی ما نیاز به دیوانی داریم که در کل بر نسخه‌های خطی یا نسخه‌های چاپی قدیم‌تر مبتنی باشد. در غیر آن صورت‌، ما همیشه یک کتاب را تجدید چاپ می‌کنیم‌، ولو به صورت کم‌غلط‌تر. مساله مهم دیگر این است که ممکن است بسیاری از شعرهایی که در دیوان کابل آمده است‌، از بیدل نباشد، یا برعکس‌، شاید او شعرها یی خارج از این دیوان هم داشته باشد. یک کار اصلی در تصحیح دیوان بیدل‌، دست یافتن به یک متن جامع و در عین حال پیراسته از کل شعرهای اوست‌.
ملاحظه می‌کنید که ما تا فراهم‌آوردن یک متن منقح از دیوان بیدل‌، راه دشوار و درازی در پیش داریم‌. به همین دلیل‌، همه به آسان‌ترین کار روی می‌آورند، یعنی چاپ‌های پیاپی دیوان کابل‌.
فکر می‌کنید آیا روزی خواهد رسید که دیوان بیدل نیز در کتابخانه‌های عموم مردم ایران در کنار کتاب‌هایی چون حافظ و فردوسی و مولانا و سعدی جای گیرد؟
بیدل بسیار سریع‌تر و بیشتر از پیش‌بینی‌های ما در ایران نفوذ کرد. وقتی کتاب «شاعر آینه‌ها» چاپ شد، یکی از استادان دانشگاه در معرفی آن نوشته بود که «با این کتاب‌، دیگر دیوان چند جلدی و غیر قابل حمل و نقل کابل روی چاپخانه را به خود نخواهد دید.» ولی من و شما دیدیم که آن دیوان نه تنها روی چاپخانه را دید بلکه به چاپ‌های پیاپی رسید. تا جایی که من برآورد کردم‌، تا اوایل دهه هفتاد، یعنی در کمتر از یک دهه پس از اولین انتشار غزلیات بیدل در ایران‌، حدود بیست هزار نسخه از آن در نوبت‌های متوالی چاپ شد. این عدد کمی نیست‌. دیوان بیدل در افغانستان در ظرف نیم قرن‌، فقط یک بار چاپ شده است‌، آن هم در سه هزار نسخه رشاید بیدل در ایران محبوبیت حافظ را نیابد، چنان که در افغانستان هم در بین عموم مردم نیافته است‌. ولی گمان می‌کنم در حد دیگر بزرگان ما قابل طرح خواهد بود. چیزی که ما را به این امیدواری می‌رساند، محبوبیت بیدل در میان نسل جوان شعرخوان در ایران است‌. ما همیشه باید وضعیت یک جامعه در سال‌های آینده را از روی وضعیت جوانان امروز پیش‌بینی کنیم‌، چون جامعه آینده را همین‌ها می‌سازند. من گمان می‌کنم در نظر جوانان اهل شعر در این یکی دو دهه‌، بیدل بعد از حافظ شاعری بی‌رقیب یا کم‌رقیب بوده است‌.

 

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ دی ۱۳۸٦
comment مهربانی‌ها () لینک