+ سياووش
در سوگ عبدالقهار عاصی به مناسبت نهمين سالگرد شهادت او
از اين خوانِ آلوده بردار ما را
كه پوسانده اين بركة بيخيالي
و دلخوشنشستن به مردار، ما را
و اينك پس از چارده خوان آتش
زمين و زمان كرده انكار ما را
همان دستِ دردآشنا ميپسندد
به چاهِ مذلّت نگونسار ما را
بدر برده از چنگ و منقار كركس
فرو مينهد پيش كفتار ما را
و يا ميگذارد گرانقدر و محكم
چنان خشتها لاي ديوار ما را
q
شگفتا! در اين فصلِ بيرحم، در خود
فرو برده ديوان و اشعار، ما را
مگر بعدِ عمري از اين خوابِ سنگين
تكاني دهد مرگِ قهّار ما را
سياووش تنهايِ اين آتشستان
كه ميديد سرگرم بازار ما را
و ميگفت; بهتر از اين خوانِ نعمت
همان تشنگي در نمكسار ما را
ولي خستهبوديم و گفتيم; جانا!
به اين حالِ همواره بگذار ما را
q
فرو خورد اين بركة بيخيالي
و دلخوش نشستن به مردار ما را
بيا آتش! اي آتشِ بيتحمّل
بر اين خوانِ آلوده مگذار ما را
آبان 1373


مهربانیها ()