محمدکاظم کاظمی


+ سياووش

در سوگ عبدالقهار عاصی به مناسبت نهمين سالگرد شهادت او

فروگير اي شب‌! شب تار! ما را

از اين خوان‌ِ آلوده بردار ما را

كه پوسانده اين بركة بي‌خيالي‌

و دلخوش‌نشستن به مردار، ما را

و اينك پس از چارده خوان آتش‌

زمين و زمان كرده انكار ما را

همان دست‌ِ دردآشنا مي‌پسندد

به چاه‌ِ مذلّت نگونسار ما را

بدر برده از چنگ و منقار كركس‌

فرو مي‌نهد پيش كفتار ما را

و يا مي‌گذارد گرانقدر و محكم‌

چنان خشت‌ها لاي ديوار ما را

q

شگفتا! در اين فصل‌ِ بي‌رحم‌، در خود

فرو برده ديوان و اشعار، ما را

مگر بعدِ عمري از اين خواب‌ِ سنگين‌

تكاني دهد مرگ‌ِ قهّار ما را

سياووش تنهاي‌ِ اين آتشستان‌

كه مي‌ديد سرگرم بازار ما را

و مي‌گفت‌; بهتر از اين خوان‌ِ نعمت‌

همان تشنگي در نمكسار ما را

ولي خسته‌بوديم و گفتيم‌; جانا!

به اين حال‌ِ همواره بگذار ما را

q

فرو خورد اين بركة بيخيالي‌

و دلخوش نشستن به مردار ما را

بيا آتش‌! اي آتش‌ِ بي‌تحمّل‌

بر اين خوان‌ِ آلوده مگذار ما را

آبان 1373

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ مهر ۱۳۸٢
کلمات کلیدی:
comment مهربانی‌ها () لینک