محمدکاظم کاظمی


+ نگارش (پنجاه و هشت)

جملة معترضه‌

 

 

 

ما در یادداشت قبل‌، دربارة جملاتی سخن گفتیم که بدون دلیل به هم وصل می‌شوند و جملات ترکیبی درازی را می‌سازند. یکی از شکلهای این ترکیب‌، ایجاد جملة معترضه است‌.

 

منظور از جملة معترضه‌، جمله‌ای فرعی است که در جایی از جملة اصلی می‌آید و اجزای خاص خود را دارد. جملة معترضه‌، از لحاظ ساختار، تقریباً مستقل از جملة اصلی است و در عین حال‌، به گونه‌ای است که اگر آن را برداریم‌، جملة اصلی از لحاظ دستوری آسیب نمی‌بیند.

 

ولی جملة معترضه بهتر است فقط آنگاه به کار رود که حاوی یک پیام فرعی باشد، نه این که یک پیام مهم را به پیامی دیگر وصله کرده باشیم‌. دیگر این که کاربرد جملة معترضه بیشتر در جایی است که آن را نمی‌توان در جایی دیگر جز وسط جملة اصلی آورد.

 

در هر حال‌، باید دقت داشته باشیم که جملة معترضه‌، در میان اجزای جملة اصلی فاصله می‌اندازد و گاه این فاصله سبب تعلیقی بیجا و انتظارکشیدنی ناخوشایند برای مخاطبی می‌شود که دوست دارد زودتر پیام اصلی را دریابد. خوب است با مثال پیش برویم‌.

 

 

 

مثال ۱

 

آنگاه محدث‌بودن را برگزید و علم حدیث و فقه را از استادان بزرگی ـ که ابویوسف شاگرد ابوحنیفه رحمة‌الله تعالی از جملة آنها بود ـ آموخت‌.

 

در اینجا فعل «آموخت‌» بعد از یک جملة معترضة طولانی آمده است‌، در حالی که معنی بخش اول عبارت‌، موقوف بر آن است‌. خواننده تا پایان این جملة معترضه در تعلیق می‌ماند و نمی‌داند اصل سخن چیست‌. پس بهتر است نویسنده اول «آموخت‌» را بیاورد و تکلیف جملة اصلی را یکسره کند و آنگاه آن پیام فرعی را در جمله‌ای دیگر و در ادامه بگنجاند، بدین صورت‌:

 

آنگاه محدث‌بودن را برگزید و علم حدیث و فقه را از استادان بزرگی آموخت که ابویوسف شاگرد ابوحنیفه رحمة‌الله تعالی از جملة آنها بود.

 

 

 

وقتی ما بخشی از جمله را با یک جملة متعرضه در تعلیق می‌گذاریم‌، مخاطب حتی در آن جملة متعرضه هم دقت و درنگ نمی‌کند، چون منتظر است که پیام اصلی را دریافت کند. در مثال زیر، می‌شود حس کرد که پیامهایی نسبتاً مهم‌، چون در جملة معترضه آمده اند، هم خود نقش کمرنگی یافته‌اند و هم سبب کدرشدن جملة اصلی شده‌اند. این هم دو مثال که بدون توضیح نقل می‌کنم‌.

 

مثال ۲

به همین دلیل وی با مخالفت شدید در درون حزب ـ از سوی دشمنان داخلی که آه و ناله سر داده بودند و ادعا داشتند که ما عقب‌نشینی می‌کنیم و منابع انقلاب را بر باد می‌دهیم ـ روبه‌رو شد.

 

به همین دلیل وی در درون حزب با مخالفت شدید دشمنان داخلی روبه‌رو شد که آه و ناله سر داده بودند و ادعا داشتند که ما عقب‌نشینی می‌کنیم و منابع انقلاب را بر باد می‌دهیم‌.

 

مثال ۳

برای پاسخ دادن به این پرسشها باید به بازخوانی نقادانة کتاب «غرب‌زدگی‌» آل‌احمد ـ که در واقع بزرگترین مانیفست این گفتمان در زبان فارسی است ـ پرداخت‌.

 

برای پاسخ دادن به این پرسشها باید به بازخوانی نقادانة کتاب «غرب‌زدگی‌» آل‌احمد پرداخت که در واقع بزرگترین مانیفست این گفتمان در زبان فارسی است‌.

 

مثال ۴

همین‌طور به اندیشه‌های او ـ که نسلی از روشنفکران و اندیشمندان ایران و از جمله آل‌احمد را تحت تأثیر قرار داده است ـ می‌پردازیم‌.

 

همین‌طور به اندیشه‌های او می‌پردازیم که نسلی از روشنفکران و اندیشمندان ایران و از جمله آل‌احمد را تحت تأثیر قرار داده است‌.

 

 

 

جملة معترضه‌، گاهی عبارت را بدون سبب پیچیده می‌کند. این پیچیدگی وقتی بیشتر می‌شود که چند جملة تودرتو داشته باشیم‌، چنان که در این مثال می‌بینیم‌.

 

مثال ۵

لذا ارسطو به طرف آتن مرکز علوم یونان که نزدش به یادگار فلاطون مقدّس بود، و هم امیدوار بود که در آنجا به دوستی انتی‌پاتر نائب‌السلطنة مقدونیه و یونان که بعد از نهضت اسکندر به طرف شرق‌، به این منصب مقرّر شده بود پشتیبانی شود، توجّه کرد.

 

عبارت به واقع دو جمله معترضه تو در تو دارد. باید چنین می‌بود:

 

لذا ارسطو به طرف آتن مرکز علوم یونان که نزدش به یادگار فلاطون مقدّس بود توجه کرد و هم امیدوار بود که در آنجا به دوستی انتی‌پاتر نائب‌السلطنة مقدونیه و یونان پشتیبانی شود که بعد از نهضت اسکندر به طرف شرق‌، به این منصب مقرّر شده بود .

 

 

 

بسیار وقتها، وجود جمله معترضه سبب می‌شود که دو فعل از دو جمله کنار هم بیایند. این خوب نیست‌، چون خواننده در یک لحظه ناچار به نتیجه‌گیری از دو جمله می‌شود، چون می‌دانیم که فعل هر جمله‌، به واقع بیانگر نتیجة نهایی آن است و تا به فعل نرسیده‌ایم‌، به‌درستی نمی‌دانیم که سخن چیست‌.

 

 

 

مثال ۶

چندین کتاب دیگر را از دزدانی ـ که حتی قادر به خواندن عناوین کتابها نبودند ـ خرید.

 

چندین کتاب دیگر را از دزدانی خرید که حتی قادر به خواندن عناوین کتابها نبودند.

 

 

 

مثال ۷

او به حویلی مریم‌، جایی که مراسم عروسی‌اش برپا می‌شود، می‌رسد.

 

او به حویلی مریم می‌رسد، جایی که مراسم عروسی‌اش برپا می‌شود.

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٦
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک